اطلاعات تماس

قرارگاه عبدالله رضیع

خوک و گاو

خوک و گاو

خوک و گاومرد ثروتمندی به کشیشی می گوید: نمی دانم چرا مردم مرا خسیس می پندارند.کشیش گفت:بگذار حکایت کوتاهی از یک گاو و یک خوک برایت نقل کنم.

خوک به گاو گفت: مردم از طبیعت آرام و چشمان حزن انگیز تو به نیکی سخن می گویند و تصور می کنند تو خیلی بخشنده هستی. زیرا هر روز برایشان شیر و سرشیر می دهی.

اما در مورد من چی؟…من همه چیز خودم را به آنها می دهم از گوشت ران گرفته تا… را. حتی از موی بدن من برس کفش و ماهوت پاک کن درست می کنند. با وجود این کسی از من خوشش نمی آید.نمی دانم علتش چیست؟می دانید جواب گاو به خوک چه بود؟جوابش این بود:شاید علتش این باشد که “هر چه من می دهم در زمان حیاتم می دهم”

 

منبع: asriran.com

نظری بدهید