اطلاعات تماس

قرارگاه عبدالله رضیع

دسته: دسته‌بندی نشده

موهای خشک
موهای خشک

دانا سرشو با شامپو، ولی بدون آب می شسته! بهش می گن: چرا آب نمی ریزی؟ می گه: آخه روش نوشته مخصوص موهای خشک!!!

حواس پرتی زمان درس خواندن

کودکان و نوجوانان این روزها کارهای زیادی انجام می‌دهند، از جست‌وجو در اینترنت گرفته، تا بازی‌های کامپیوتری و… این حواس‌پرتی‌ها با توجه و تمرکز آنها در حال رقابت است.

با این همه مسائلی که ممکن است باعث وقفه در کار شود کودکان به سختی می‌توانند بر آنچه در حال انجام آن هستند تمرکز کنند

اما کمک به کودکان برای ایجاد نظم و استراتژی‌های تمرکز و مهارت‌های تمرکز در سنین پایین ضامن موفقیت آنها در دبیرستان،‌ دانشگاه و حتی محل کار خواهد بود.

در اینجا برخی از راهنمایی‌های عملی و نکاتی که والدین برای تمرکز کودک‌شان می‌توانند استفاده کنند را بررسی می‌کنیم.

(بیشتر…)

پلیس مهربون

روزی خانواده ای که بچه کوچکی داشتند با هم در خیابان راه می رفتند تا کم کم به جای شلوغی رسیدند. وقتی که رسیدند پدر به پسرش که اسمش محمدرسول بود گفت : پسرم اینجا شلوغه مواظب خودت باش تا گم نشی.محمدرسول هم گفت : چشم بابا جون. همین طور که داشتند راه می رفتند یهو بابای محمد رسول متوجه شد که پسرش نیست.

شروع کردند به دنبال محمد رسول تا اورا پیدا کنند و همون مسیری رو که رفته بودند دوباره برگشتن ولی محمد رسولو پیدا نکردن. آقا محمد روس که خیلی ترسیده بود داشت می رفت که به یک فلکه رسید. وسط فلکه آقا پلیسه وایساده بود که توی این شلوغی چشمش به محمدرسول خورد.فوری رفت پیشش و بهش گفت : چی شده عزیزم؟ چرا گریه می کنی : اسمت چیه ؟ محمد رسول گفت مامانو بابامو گم کردم.اسمم محمد رسوله. آقا پلیسه گفت اشکالی نداره آقا کوچولو. بیا بریم من کمکت می کنم تا پدرو مادرتو پیدا کنیم. محمدرسول و آقا پلیسه با هم رفتند و آقا پلیسه به همکاراش خبر داد و از اونا اجازه گرفت تا با محمدرسول بره و مامان و باباشو پیدا کنه. وقتی تو خیابون داشتن با هم راه میرفتن یهو آقا پلیسه دید اون طرف خیابون یه آقا و خانومی خیلی نگرانن و دنبال کسی میگردن. فوری صداشون کرد : مامان و بابای محمدرسولم تا اونو دیدن دویدن و پسرشونو بغل کردن.آقا پلیسه گفت دیگه نگران نباشید. از این به بعد برای اینکه اگه گم شد زود پیداش کنید یه شماره تلفن از خودتون توی جیبش بذارید.اونا هم گفتن باشه و از آقا پلیسه تشکرکردند.

پند لقمان به فرزندش

لقمان جواب داد:
اگر کمی دیر تر و کمتر غذا بخوری
هر غذایی که میخوری طعم بهترین غذای جهان را می دهد.

اگر بیشتر کار کنی و کمی دیرتر بخوابی
در هر جا که خوابیده ای احساس می کنی بهترین خوابگاه جهان است.لقمان جواب داد:
اگر کمی دیر تر و کمتر غذا بخوری
هر غذایی که میخوری طعم بهترین غذای جهان را می دهد.

اگر بیشتر کار کنی و کمی دیرتر بخوابی
در هر جا که خوابیده ای احساس می کنی بهترین خوابگاه جهان است.

و اگر با مردم دوستی کنی و در قلب آنها جای گیری
آن گاه بهترین خانه های جهان مال توست

و اگر با مردم دوستی کنی و در قلب آنها جای گیری
آن گاه بهترین خانه های جهان مال توست

راه های مقابله با بی حوصلگی در محیط کار

انجام چند کار به‌طور همزمان مفید نیست و هزینه‌های شناختی زیادی دارد. وقتی متوجه شدید که حواستان پرت شد، تمرین تنفس را انجام دهید تا چرخه اضطراب یا استیصال را بشکنید. فکر کنید به‌عنوان یک همکار یا یک رهبر در سازمان چگونه رفتار خواهید کرد و اجازه دهید تصویر ذهنی‌تان، رفتارتان را هدایت کند. وقتی سراغ رسانه‌های اجتماعی یا ایمیل‌هایتان می‌روید برای خود مرزبندی داشته باشید و مراقب باشید که با چه کسانی وقت خود را می‌گذرانید.

با توجه به اثر سرایت اجتماعی، همکارانی که در هم شکسته و پریشان هستند ممکن است باعث شوند همین احساس در شما نیز شکل بگیرد. سعی کنید رابطه‌تان حمایتگر باشد: از همکاران راهنمایی بخواهید و همدیگر را تشویق به انجام وظایف خود کنید. در نهایت، مراقبت از خود را دست‌کم نگیرید. به خودتان زمان استراحت بدهید، سالم غذا بخورید و خوب بخوابید.

افراد خبره چه می‌گویند

احساس پریشانی و ناکارآمد بودن مساله‌ای است که به نظر سوزان دیوید موسس سازمان راهبری هاروارد اکثر افراد با آن دست و پنجه نرم می‌کنند. بالاخص از این جهت که بیشترمان همواره توسط رسانه‌های اجتماعی و پیام‌های جدید بمباران می‌شویم. حتی زمانی که احساس می‌کنید انرژی زیادی برای کار دارید باید خودتان را با وضعیت همکارانتان نیز هماهنگ کنید.

دیوید می‌گوید: «ما به‌طور نامحسوس تحت‌تاثیر رفتار‌ها و احساسات دیگران هستیم.» ریچارد فرناندز به‌عنوان مدیرعامل موسسه غیرانتفاعی «درون خود را جست‌وجو کنید» که یک سازمان آموزشی جهانی در زمینه ذهنیت جهانی و هوش عاطفی است اشاره می‌کند که این مساله حقیقت دارد. او می‌گوید «آنچه در همه ما مشترک است یک عصب‌شناسی بنیانی است که ما را در مواجهه با استرس به سمتی می‌برد که همیشه کارآمد نیست». برای غلبه بر این مشکل و بازیابی تمرکز قدم‌های زیر را بردارید.

به خطرات چند وظیفه بودن واقف باشید

ابتدا به تاثیری که چند وظیفه بودن، مثلا پاسخ به تلفن و رسیدگی به پیام‌های توئیتر، بر مغز شما دارد واقف باشید. فرناندز توضیح می‌دهد که ما شبکه‌ای از ساختار‌های مغزی داریم که با تمرکز فرد در ارتباط هستند. یک «شبکه حالت پیش‌فرض» وجود دارد که مسوول تجزیه و تحلیل گذشته، پیش‌بینی یا برنامه‌ریزی برای آینده و بازتاب اثر آن روی شخص و دیگران است.

او می‌گوید «ما تقریبا نیمی از زمان را در این حالت به‌سر می‌بریم». اما زمانی که لازم است فکر خود را متمرکز کنید وارد «شبکه مستقیم توجه» می‌شوید که به شما اجازه می‌دهد خاطرات را کنار بگذارید و روی کار تمرکز کنید. پریشانی یا حواس‌پرتی، به هر شکلی که باشد، شما را مجددا به حالت پیش‌فرض بازمی‌گرداند و هزینه شناختی بازیابی تمرکز بسیار بالاست. فرناندز می‌گوید «برخی از تحقیقات نشان می‌دهند که بازگشت به سطح قبلی می‌تواند بین ۱۰ تا ۱۸ دقیقه زمان ببرد.» به همین خاطر کاهش وقفه‌ها در زمان انجام کار مساله بسیار مهمی است.

پاسخ عاطفی خود را آزاد بگذارید، اما مسوول باقی بمانید

احساس درماندگی می‌تواند با عواطف گوناگونی همراه باشد (استیصال، خشم، هیجان) که می‌تواند اثر مخرب‌تری روی کارآمدی و بهره‌وری فرد داشته باشد. پس به نظر دیوید در اینجا لازم است «این چرخه متوقف شود». او معتقد است که بهتر است احساسات خود را شناسایی و نامگذاری کنید و بعد از خودتان درباره این احساسات سوال بپرسید.

مثلا ممکن است بگویید، «بسیار خوب من عصبانی هستم، اما مسوول آن چه کسی است- عصبانیت یا من، به‌عنوان کسی که این احساس را دارم.» فرناندز با این روش موافق است. او می‌گوید «باید تایید کنید که چنین احساساتی وجود دارند. این احساسات مشروع و مهم هستند. اما نباید بر موج این احساسات سوار شد».

توجه خود را جمع کنید

فرناندز می‌گوید زمانی که خودتان را پریشان یافتید، «مکث کرده و وضعیت را بررسی کنید، آگاه باشید که در چنین وضعیتی هستید». سپس نقطه کانونی توجه خود را عوض کنید. البته این کار در حرف آسان‌تر از عمل است، اما به خودتان یادآوری کنید که بیشتر مسائلی که نگران آن هستیم «تهدید آنی نیستند». برای آنکه ارتباط با بخش منطقی ذهنتان دوباره برقرار شود «تمرکز خود را روی موضوعات آنی و جزئی قرار دهید مثلا تنفس کردنتان.»

فرناندز می‌گوید این به معنی تلاش برای نادیده گرفتن احساس پریشانی نیست: «لازم نیست این احساس را منکوب یا سرکوب کنید. آن را یادداشت کنید، تایید کنید و آن را در گوشه‌ای از ذهن خود قرار دهید که بعدا درباره آن فکر کنید، یا با کسی در میان بگذارید یا زمانی که سر کار نیستید و وقت فکر کردن دارید به آن بپردازید.»

بر ارزش‌های خود تکیه کنید

زمانی که توجه خود را جمع کردید، می‌توانید انتخاب کنید که آن را در چه حوزه‌ای متمرکز کنید. دیوید می‌گوید که تمرکز روی ارزش‌هایتان به شما احساس کنترل می‌دهد. او می‌گوید «زمانی که در هم شکسته هستید، احساس می‌کنید توانایی و انتخاب‌های زیادی از شما دور می‌شوند. اما با این حال باید انتخاب کنید که قصد دارید چه کسی باشید. اگر همکاری کردن از ارزش‌های اصلی شماست، روی آن متمرکز شوید.

چگونه می‌توانید به افراد کمک کنید که احساس کنند بخشی از تیم هستند؟ و به این مساله فکر کنید که عدم تمرکز شما چه تاثیری بر احساساتتان دارد.» اگر عدالت برای شما مهم است، احساس پریشانی چه تاثیری می‌تواند روی عادل بودن شما داشته باشد؟ اگر روزانه سه ساعت در شبکه‌های اجتماعی هستید، تاثیر آن روی تیم و خانواده شما چگونه است؟

مرز‌ها را مشخص کنید

وقتی آگاهی بیشتری درباره علت پریشانی خود به‌دست آوردید، برای خود قانون بگذارید. اگر متوجه شدید زمانی که صبح‌ها اخبار را دنبال می‌کنید باعث می‌شود در محیط کار ناراحت و غیرمتمرکز باشید، در این‌صورت به خودتان بگویید که تا زمان ناهار به سراغ اخبار جهان نخواهید رفت.

یا می‌توانید تصمیم بگیرید قبل از آنکه به سراغ فیس‌بوک بروید، حجم مشخصی از کار را انجام داده باشید. اگر برای این مسائل روی خودتان کنترل ندارید، برنامه‌هایی وجود دارند که می‌توانید در مرورگر خود یا روی موبایل نصب کنید که به شما یادآوری می‌کند برای هر سایت خاص چقدر می‌توانید وقت بگذارید. همچنین به تمرین هم نیاز دارید.

فرناندز می‌گوید: «تحقیقات زیادی انجام شده که نشان می‌دهد تفاوت میان تمرکز هوشمندانه و تمرکز … وشمندانه عبارت است از تمرکز حساب‌شده.» او به‌عنوان مثال به ورزشکارانی اشاره می‌کند که در زمان تمرین به خود می‌گویند «من تا زمانی که ۱۰ پرتاب آزاد انجام ندهم، خط پرتاب را ترک نخواهم کرد.» پس وقت بگذارید و به ذهن خود آموزش دهید که روی یک کار متمرکز باقی بماند.

افرادی را که با آن‌ها تعامل دارید هوشمندانه انتخاب کنید

سرایت اجتماعی یک مساله واقعی است. دیوید می‌گوید: «همه ما این تجربه را داریم که وقتی وارد یک آسانسور می‌شویم و همه با موبایل خود مشغول هستند، ما هم به سراغ موبایلمان می‌رویم.» او به تحقیقات تازه‌ای اشاره می‌کند که نشان می‌دهد اگر شخصی که کنار شما در هواپیما نشسته شکلات بخرد، حتی اگر آن شخص را اصلا نشناسید، ۳۰ درصد احتمال دارد که شما هم همان خرید را انجام دهید.

همین مساله در مورد بهره‌وری هم صادق است. اگر همکارانی دارید که همواره دچار حواس‌پرتی هستند، یا کسانی که همواره شما را از کار اصلی‌تان دور می‌کنند، سعی کنید وقت کمتری با آن‌ها بگذرانید. لازم نیست بی‌ادب باشید؛ می‌توانید از عبارات ساده استفاده کنید، مثلا «می‌توانیم این گفت‌وگو را بعدا ادامه دهیم؟ باید این گزارش را تمام کنم و بعد می‌توانیم استراحت داشته باشیم».

همکاران خود را حمایت و از آن‌ها حمایت دریافت کنید

به‌جای آنکه از همکاران حواس‌پرت خود فاصله بگیرید، می‌توانید همدیگر را تشویق کنید که متمرکز باقی بمانید. با همکارانتان قرار بگذارید، زمانی را مشخص کنید که طی آن بدون مزاحمت برای یکدیگر یا بدون سر زدن به رسانه‌های اجتماعی یا سستی بتوانید کار کنید. تیمی که من با آن در هارواردبیزینس کار می‌کنم، بعد از خواندن این مقاله پنج‌شنبه بعدازظهر را به‌عنوان کار بدون مزاحمت مشخص کردند.

شما می‌توانید با حمایت یکدیگر حتی بهتر از این عمل کنید. فرناندز می‌گوید: «همکاران شما به‌نوعی با شما هم‌سنگر هستند و از این جهت به شما مربوط می‌شوند چراکه آن‌ها هم در فرهنگ و سازمان مشابه شما هستند.» می‌توانید از یکی از همکاران نزدیک خود راهنمایی یا مشاوره بخواهید. شاید آن‌ها تاکتیک‌هایی مدنظر داشته باشند که برای آن‌ها مفید بوده و هرگز به ذهن شما نرسیده باشد. به همدیگر متعهد شوید که رفتارتان را تغییر می‌دهید و پیشرفت خود را مرتبا چک کنید. وقتی به کسی می‌گویید که قصد دارید روش خود را تغییر دهید، احتمال اینکه این کار را واقعا انجام دهید، افزایش می‌یابد.

از بدن خود مراقبت کنید

اگر خسته و پریشان هستید، طبق نظر دیوید، نسبت به احساس درهم شکستگی آسیب‌پذیرتر خواهید بود. به اندازه کافی خوابیدن و ورزش کردن مهم است. دیوید همچنین پیشنهاد می‌کند «تغییرات کوچکی در محیط خود به وجود آورید» که سلامت شما را بهبود بخشد. استراحت کنید، ناهار سالم بخورید، موبایل خود را در وضعیت بی‌صدا قرار دهید. او می‌گوید «اگر به‌طور معمول ساعت ناهار خود را در فیس‌بوک می‌گذرانید، تلفن خود را کنار بگذارید و به‌جای آن برای پیاده‌روی بیرون بروید.

زود خوابیدن موش موشی

در مورد اهمیت زود خوابیدن کودک همه می‌دانیم. عادت به دیر خوابیدن در طولانی مدت

باعث ایجاد خستگی در کودکان می‌شود. کودکانی که شب زود می‌خوابند و صبح زود بیدار می‌شوند،

در طول روز انرژی بیشتری برای بازی دارند و مغز آنها برای بخاطر سپاری اطلاعات بهتر عمل می‌کند.

عادت به زود خوابیدن از دوران خردسالی به کودک باید آموزش داده شود. تحقیقات نشان می‌دهد،

کودکانی که در خردسالی عادت به زود خوابیدن نداشتند در دوران نوجوانی و بزرگسالی احتمال ابتلا به چاقی

در آنها ۲ برابر است. در قصه آموزنده امروز داستان موش کوچولویی را داریم

که دوست داره دیر بخوابه و برای همین خیلی فرصتهای بازی با دوستانش را در روز از دست می‌دهد.

قصه های آموزنده تخیل پردازی کودکان یکی از بهترین راه‌ها برای انتقال مفاهیم آموزشی به کودکان هست.

 

توی یه دشت زیبا و سر سبز خانواده‌ای زندگی می‌کردن که به خانواده مموشیا معروف بودن ….مامان موشه و بابا موشه ده تا بچه داشتن. بین این ده تا بچه مموشیا یکیشون شبا دیر میخوابید اسمش موش موشی بود..

یه بچه موش زرنگ وناقلا..ازبس شبا دیر میخوابید روزا تا لنگ ظهرخواب میموند ..

خواهر و برادرش صبح زود میرفتن توی دشت مشغول بازی و شادی اما موش موشی قصه ما توخواب ناز بود…

وقتی بیدار میشد همه مموشیا خسته بودن  گشنه بودن و حال بازی کردن با موش موشی رو نداشتن.

موش موشی تنها یه روز رفت تا برای خودش یه خونه دیگه زندگی کنه ..

رفت و رفت و رفت تا رسید به خانوم جغده …

گفت: خانوم جغده من موش موشی بیام پسر شما شم؟من دوس ندارم شبا زود بخوابم ولی همه تو خونه ما زود میخوابن …

خانوم جغده که فهمیده بود موش موشی وقت نشناسه گفت: باشه پس امشبو بیا خونه ما ولی حق نداری تا صبح بخوابی …موش موشی خوشحال شد و زودی قبول کرد.

نصفی ازشب گذشته بود موش موشی گشنش شده بود آخه همیشه سرشب غذا میخورد.

گفت: خانوم جغده من غذا میخوام …

خانوم جغده گفت: ما تا نصف شب هیچی نمی خوریم آخه ما جغدیم…

موش موشی گفت: آخه من موشم سرشب غذا میخورم …

خانوم جغده گفت: ولی اگه میخوای با جغدا باشی باید تا نصف شب صبر کنی بعدشم باید تمام روز رو بخوابی…

موش موشی که فهمیده بود چه اشتباهی کرده زد زیره گریه و گفت: من میخوام برم پیش خانواده مموشیا…دلم براشون تنگ شده .

اگه برم خونمون قول میدم منم شبا زود بخوابم ..

خانوم جغده که دید موش موشی پشیمونه و دلتنگ پرید و موش موشی رو برد رسوند به خونه مموشیا..

همه که نگران موش موشی بودن بغلش کردن و بهش قول دادن همیشه باهاش بازی کنن …موش موشیم قول داد که مثه همه خونوادش شبا زود بخوابه تا روزا باهاشون تو دشت بازی و شادی کنه…

قصه ما به سر رسید موش موشی به خونش رسید .

برخورد با موقعیت های دشوار

همسرتان را در موقعیت دشوار قرار ندهید…!

یکی از بزرگترین اشتباهات خانمها این است که باور دارند اگر مرا دوست داشته باشد، هر کاری می‌کند. درست است که عشق قدرت می‌آورد، اما قرار نیست که از مرد زندگی‌تان، به گناه عاشق شدن، یک فرد ضعیف و زیردست بسازید.

 

👈 بسیاری از زن‌ها گمان می‌کنند اگر مردی عاشق‌شان باشد،

به خاطر آنها همه پل‌های پشت سرش را خراب می‌کند

و به هیچ چیز دیگری جز فرد مورد علاقه‌اش توجه نمی‌کند.

 

👈 بیشتر زن‌ها با چنین تفکری، همسرشان را در معرض آزمایش‌های سخت قرار می‌دهند و به او می‌گویند؛ اگر مرا دوست داری، باید هرچه را که می‌خواهم، انجام دهی، اما واقعیت این است که چنین مردی، یک مرد عاشق نیست؛ بلکه فردی ضعیف، بی‌پناه و منفعل است.

✅ یک عاشق واقعی هرگز به خاطر حسش از اصول و منطقش نمی‌گذرد، بلکه سعی می‌کند حسش را با عقلانیت همراه کند و از این راه به پیشرفت بهتر آن کمک می‌کند.

لجبازی کودک

برخی کلمات “دکمه لجبازی کودک” را روشن می کنند…

– نکن

– بیا بشین

– مگه نگفتم دست نزن

 – باز رفتی سر کمد

– چند بار باید بگم

– خراب میشه ها

بجای جملات منفی و محرک بالا از جملات مثبت استفاده کنیم…

 

جملاتی که دعوت می کنند تا کودک شعر جدیدش را بخواند یا نقاشی که تازه یاد گرفته را نشان دهد.

جملاتی که پیشنهادی به کودک می دهند مثل : عزیزم بیا بریم شکل اتاق بچه های میزبان و یا منظره روبروی خانه او را از پنجره ببینیم.

جملات و یا حرکاتی که موجب خنداندن کودک و عوض کردن حال و هوای او می شود و ناخودآگاه حواس کودک از موضوع لجبازی پرت می شود.

 یادمان باشد که خودمان هم در روابط با یکدیگر در خانواده لج و لجبازی نکنیم و الگوی مناسبی برای او باشیم.

 

همسرتان را در موقعیت دشوار قرار ندهید…!

 

 یکی از بزرگترین اشتباهات خانمها این است که باور دارند اگر مرا دوست داشته باشد، هر کاری می‌کند.

درست است که عشق قدرت می‌آورد، اما قرار نیست که از مرد زندگی‌تان، به گناه عاشق شدن، یک فرد ضعیف و زیردست بسازید.

 بسیاری از زن‌ها گمان می‌کنند اگر مردی عاشق‌شان باشد، به خاطر آنها همه پل‌های پشت سرش را خراب می‌کند و به هیچ چیز دیگری جز فرد مورد علاقه‌اش توجه نمی‌کند.

 بیشتر زن‌ها با چنین تفکری، همسرشان را در معرض آزمایش‌های سخت قرار می‌دهند و به او می‌گویند؛ اگر مرا دوست داری،

باید هرچه را که می‌خواهم، انجام دهی، اما واقعیت این است که چنین مردی، یک مرد عاشق نیست؛ بلکه فردی ضعیف، بی‌پناه و منفعل است.

✅یک عاشق واقعی هرگز به خاطر حسش از اصول و منطقش نمی‌گذرد،

بلکه سعی می‌کند حسش را با عقلانیت همراه کند

و از این راه به پیشرفت بهتر آن کمک می‌کند.

چه کنم که کودک من به خوردن میوه و سبزیجات تمایل پیدا کند؟

اگر مادر یک کودک خردسال باشید یا کودکی در اطراف خود داشته باشید،‌ احتمالا همواره شاهد جدل‌های بی‌پایان مادر و کودک بر سر خوردن غذاهای سالم، میوه و سبزیجات، بوده‌اید. جدالی که در آخر با مجبور کردن یا دستور و تهدید و یا رشوه دادن والدین به کودک همراه است!

جملاتی از قبیل «دخترم؛ اگر میوه‌ات را تا آخر نخوری امشب از شام خبری نیست!

 یا «ببین پسرم بروکلی برای سلامتیت مفیده!» در این دسته جای می‌گیرند!

پدرومادرهای امروزی با خود فکر می‌کنند که چرا برای خوردن یک کیک شکلاتی و یا یک چیپس نیازی به این همه دردسر نیست.

پس چرا کودک آنها از خوردن غذاهای سالم سرباز می‌زند و چموشی می‌کند!؟

اگر شما هم جزو این والدین هستید، پاسخ این سوال چندان شما را خوشحال نمی‌کند زیرا پاسخ آن، خودتان هستید!

تحقیقات نشان داده است که اصلی‌ترین دلیلی که کودکان به خوردن موادغذایی سالم تمایلی ندارند، اشتباهات والدین در برخورد با آنها است!

در يك مطالعه تحقیقاتی كه بین صدها کودک بین ۳ تا ۵ سال انجام شد نتیجه‌ی جالبی از آن به دست آمد. نتیجه‌ی این تحقیق به ما نشان داد که اغلب این کودکان با شنیدن جمله‌ی «این غذا سالم است.» تصور می‌کنند که «این غذا خوشمزه نیست»

در این تحقیق به کودکان شرکت‌کننده یک کتاب داستان مصور داده شد که شخصیت محوری آن قصه دختری بود که میان‌وعده‌هایی چون هویج یا سیب می‌خورد. توجه داشته باشید که هیچ اشاره دیگری درباره‌ی منفعت و فایده‌ی هویج و سیب یا تاثیر خوردن آنها در قوی‌تر شدن دختر قصه، در کتاب نشده بود. پس از شنیدن داستان به کودکان این فرصت داده می‌شد که میان‌وعده‌های موردعلاقه‌ی خود در داستان را بخورند. نتیجه‌ شگفت‌آور بود! بیشتر کودکان بدون آنکه درباره‌ی فواید آن میان‌وعده‌ها بدانند و یا کسی آنها را مجبور به خوردن آنها کرده باشد، با اشتیاق آنها را خوردند. کودکان از آن چیزی که پدرومادرها تصور می‌کنند باهوش‌تر هستند اما کافی است قوانین دنیای آنها را بشناسیم تا برای مدت طولانی آسوده‌خاطر باشیم!

کودکان می‌دانند که هله‌وهوله‌ها غذاهای غیرمفید اما خوش‌مزه‌ای هستند و در خوردن آنها محدودیت وجود دارد

زیرا والدین همیشه در حال غر زدن درباره‌ی آنها هستند.

به این ترتیب وقتی پدر یا مادری به کودک خود می‌گوید: «از این بروکلی بخور؛ برای سلامتی تو خوب است!»،

این جمله در ذهن کودک به این شکل معنی می‌شود:‌ »بروکلی سالم است ولی خوشمزه نیست!».

سوال اصلی: چه باید کرد؟

درست است که کودک ما از شنیدن جمله ماهی برای فسفر مغز تو خوب است، چندان خوشحال نمی‌شود و

 بر نخوردن ماهی پافشاری می‌کند، اما هنوز خوردن موادغذایی سالمی چون ماهی برای رشد و سلامت او مهم است.

 پس پدرومادر مستأصل چه باید بکنند که کودک دلبند آنها غذای سالم بخورد!؟

در ادامه به چند پیشنهاد برای ترغیب کودکان به سمت خوردن موادغذایی سالم‌تر خواهیم پرداخت:

در مورد مزه‌ی خوب سبزیجات از نقطه نظر خودتان صحبت کنید.

برای مثال پیش چشم کودک خود یک سالاد خوشمزه از سبزیجات تهیه کنید و از لذت چشیدن طعم کدو یا کاهو برای او بگویید. این رفتار او را غیرمستقیم به خوردن آن سالاد تشویق می‌کند.

هر زمان صحبت از سبزیجات می‌شود، هیجان‌زده شوید!

بسیاری از والدین ناخواسته با رفتارهای اشتباه، الگوهای غلطی را در ذهن کودکان خود به جای می‌گذارنند.

برای مثال زمانی که صحبت از شیرینی می‌شود بسیار هیجان‌زده می‌شوند اما وقتی صحبت از سبزیجات می‌شود، طوری رفتار می‌کنند که گویی ناچار به خوردن آن هستند. پس سطح یکسانی از هیجان را برای موادغذایی سالم نسبت به موادغذایی ناسالم از خود بروز دهید.

اين نکات از چشم کودک تیزبین شما پنهان نخواهد ماند!

در مورد موادغذایی با کودک خود صحبت کنید. سعی کنید مانند یک بزرگسال درباره‌ی نحوه کشت سبزی‌ها و میوه‌ها در شرایط مختلف و خواص آنها، با او صحبت کنید.

همچنین در حین تهیه‌ی غذای سالم او را در کار خود شریک کنید. این عمل علاوه بر اینکه به آنها حس مهم بودن را می‌دهد، به درک درست آنها از موادغذایی مختلف نیز کمک می‌کند. درک این مساله به آنها در سالم‌‌تر خوردن کمک می‌کند

اگر ماده‌ی غذایی سالم و خاصی را دوست ندارید، در برابر کودک خود به آن اشاره نکنید.

شما الگوی او هستید و اگر بفهمد که شما آن ماده‌ی غذایی خاص را دوست ندارید، هرگز به سراغ آن نمی‌رود!

پس در هنگام برخورد با آن ماده غذایی سعی کنید نظری ندهید و اگر مجبور شدید یک یا دو لقمه از آن را در کنار کودک خود بخورید.

به تبلیغات تلویزیونی توجه کنید.

اگر کودک شما مخاطب ثابت تلویزیون باشد، احتمالا به طور مداوم درباره‌ی فواید اسنک‌های سالم و … می‌شنود پس علاقه‌ای به خوردن آنها نشان نمی‌دهد. بر تماشای تلویزیون آنها نظارت داشته باشید.

غذاهای سالمی که برای او تهیه می‌کنید با رنگ‌های شاد سبزیجات و میوه‌ها تزیین کنید. چشم کودکان به راحتی با دیدن رنگ‌ها تحریک خواهد شد!

تنها با رعایت این چند نکته ساده اما کلیدی، تغییر سبک تغذیه کودک خود را به وضوح و در طی مدت کوتاهی مشاهده خواهید کرد!