اطلاعات تماس

قرارگاه عبدالله رضیع

دسته: کودکان

بخش کودکان

سه سوال پادشاه
سه سوال پادشاه

سه سوال پادشاهسلطان به وزیر خودش گفت: ۳ سوال میکنم فردا اگر جواب دادی در مقام خود خواهی و گرنه عزل خواهی شد.

سوال اول: خدا چه میخورد؟

سوال دوم: خدا چه می پوشد؟

سوال سوم: خدا چه کار میکند؟

وزیر به خاطر اینکه جواب سوالها را نمیدانست ناراحت بود. او غلامی فهمیده و زیرک داشت. وزیر به غلام گفت سلطان ۳سوال کرده اگر جواب ندهم برکنار میشوم. اینکه: خدا چه میخورد؟ چه می پوشد؟ چه کار میکند؟

 

غلامش گفت: هر سه را میدانم؛ اما دو جواب را الان میگویم و سومی را فردا! اما خدا چه میخورد؟ خدا غم بنده هایش رامیخورد.

 

اینکه چه میپوشد؟ خدا عیبهای بنده های خود را می پوشد.

 

اما پاسخ سوم را اجازه بدهید فردا بگویم.

فردا وزیر و غلام نزد سلطان رفتند. وزیر به دو سوال جواب داد، سلطان گفت درست است؛ ولی بگو جوابها را خودت گفتی یا از کسی پرسیدی؟ وزیرگفت این غلام من انسان فهمیده ایست جوابها را او داد. گفت پس لباس وزارت را دربیاور و به این غلام بده، غلام هم لباس نوکری را درآورد و به وزیر داد.

 

بعد وزیر به غلام گفت جواب سوال سوم چه شد؟ غلام گفت: آیا هنوز نفهمیدی خدا چکار میکند؟! خدا در یک لحظه غلام را وزیر میکند و وزیر را غلام میکند.

 

(بار خدایا تویی که فرمانفرمایی، هرآنکس را که خواهی فرمانروایی بخشی و از هر که خواهی فرمانروایی را بازستانی)

منبع: mstory.mihanblog.com

(بیشتر…)

تو از دیار کعبه ای
تو از دیار کعبه ای

تو از دیار کعبه ایﺗﻮ از دﯾﺎر ﮐﻌﺒﻪ‌ای
ﺑﺒﯿﻦ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﭼﺸﻢ ﻣﻦ، ﭘﺮ از ﺧﯿﺎل و ﺧﻮاﻫﺶ اﺳﺖ
ﻣﻦ آن ﯾﺘﯿﻢ ﮐﻮﭼﮑﻢ ﮐﻪ ﺗﺸﻨﻪ ﻧﻮازش اﺳﺖ
اﮔﺮ ﻧﻮازﺷﻢ ﮐﻨﯽ، ﭼﻮ ﻏﻨﭽﻪ ﺑﺎزﻣﯽﺷﻮم
ﺑﺮای ﯾﮏ ﻧﮕﺎه ﺗﻮ، ﭘﺮ از ﻧﯿﺎز ﻣﯽﺷﻮم
ﺗﻮ اوﻟﯿﻦ ﺳﺘﺎره ای، در آﺳﻤﺎن ﻗﻠﺒﻬﺎ
ﺟﻬﺎن ﻧﺒﻮد، ﺑﻮده ای، ﺗﻮ در ﺟﻬﺎن ﻗﻠﺐ ﻫﺎ
ﺑﺮای درک روح ﺗﻮ، ﭼﻘﺪر ﮐﻮدﮐﻢ ﻫﻨﻮز
ﺗﻮ از دﯾﺎر ﮐﻌﺒﻪ ای، ﭼﻮ ذره ﮐﻮﭼﮑﻢ ﻫﻨﻮز
ﺗﻮ از دﯾﺎرﮐﻌﺒﻪ ای، ﺳﻔﺮ ﺑﻪ ﺳﻮی ﺗﻮ ﺧﻮش اﺳﺖ
ﺗﻮ ﺑﻮی ﮐﻌﺒﻪ ﻣﯽ دﻫﯽ، ﭼﻘﺪر ﺑﻮی ﺗﻮ ﺧﻮش اﺳﺖ
ﺗﻤﺎم ﺗﺎر و ﭘﻮد ﻣﻦ، ﮔﺪای ﺗﻮﺳﺖ ﯾﺎ ﻋﻠﯽ (ع)
ﺳﺮاﺳﺮ وﺟﻮد ﻣﻦ، ﻓﺪای ﺗﻮﺳﺖ ﯾﺎ ﻋﻠﯽ (ع)

منبع: yjc.ir

حدس کلمه
حدس کلمه

حدس کلمهآیا می توانید اصطلاح معادل تصاویر را حدس بزنید ؟!

تصویر شماره 1)

تست هوش جالب, تست هوش تصویری با جواب

بازی حدس کلمه از روی تصویر

تصویر شماره 2)

تست هوش جالب, تست هوش تصویری با جواب

تست هوش حدس کلمه

تصویر شماره 3)

تست هوش جالب, تست هوش تصویری با جواب

بازی حدس کلمه

تصویر شماره 4)

تست هوش جالب, تست هوش تصویری با جواب

 تست هوش تصویری جدید

º•º

º•º

º•º

º•º

º•º

º•º

º•º

º•º

º•º

º•º

º•º

º•º

º•º

º•º

º•º

º•º

º•º

º•º

º•º

º•º

º•º

º•º

º•º

º•º

º•º

º•º

پاسخ تست هوش حدس کلمه :

تصویر شماره 1 )

جواب صحیح اصطلاح  آمارگیری

تصویر شماره 2 )

زخم زبان

تصویر شماره 3 )

آسیب دیده

تصویر شماره 4 )

سیرابی

گردآوری:بخش سرگرمی بیتوته

(بیشتر…)

معلم و کودکان
معلم و کودکان

معلم و کودکان كودكان مكتب از درس و مشق خسته شده بودند. با هم مشورت كردند كه چگونه درس را تعطيل كنند و چند روزي از درس و كلاس راحت شوند. يكي از شاگردان كه از همه ززنگتر، بود گفت: فردا ما همه به نوبت به مكتب مي‌آييم و يكي يكي به استاد مي‌گوييم چرا رنگ و رويتان زرد است؟ مريض هستيد؟ وقتي همه اين حرف را بگوييم او باور مي‌كند و خيال بيماري در او زياد مي‌شود. همة شاگردان حرف اين كودك زيرك را پذيرفتند و با هم پيمان بستند كه همه در اين كار متفق باشند، و كسي خبرچيني نكند. (بیشتر…)

سنجاب کوچولو
سنجاب کوچولو

سنجاب کوچولوقصه کودکانه امروز درباره صبر هست. در این قصه عجله سنجاب کوچولو برای انجام بعضی از کارها مشکلاتی برایش ایجاد می‌کنه… .
سنجاب کوچولو هنوز آنقدر بزرگ نشده بود که بدون اجازه پدر و مادرش، بتواند به تنهایی از لانه خارج شود. اما خواهر بزرگترش را می‌دید که هر روز صبح، برای چیدن میوه به جنگل می‌رفت و با سبد پر از خوراکی‌های خوشمزه بر می‌گشت. سنجاب کوچولو هم آرزو می‌کرد کاش زودتر بزرگ شود تا بتواند به تنهایی از درختان بلند و پر شاخ و برگ بالا برود و هر قدر که دوست دارد فندق و بادام  و گردو و بلوط‌های خوشمزه و درشت بچیند. (بیشتر…)

شعر لولو
شعر لولو

شعر لولوزیر پتو می لرزه
یه نی نی کوچولو
میگه میاد سراغم
شبا یدونه لو لو

نی نی چرا میترسی؟
تاریکی ترس نداره
ببین برات آسمون
ستاره رو میاره

ماه قشنگو ببین
دورش پر از ستاره س
نی نی نازنینم
لو لو وجود نداره

اتاق تو همینه
که توی روز می بینی
تاریکی ترس نداره
نترس از لو لو نی نی

شب دوست ما بچه هاست
نی نی لا لا کن راحت
تو شب به این قشنگی
باید کرد استراحت

منبع: istgahekoodak.ir

(بیشتر…)

لطیفه های خنده دار
لطیفه های خنده دار

لطیفه های خنده دارمعلم :  می تونی بگی چرا فلامینگو یک پاش رو بالا نگه میداره؟
شاگرد: چون اگر دوتاش رو بالا نگهداره ، می افته!

به یک حلزون میگن یک دروغ شاخدار بگو.
حلزونه میگه : دویدم و دویدم ، سر کوهی رسیدم!

معلم : چرا مردمان نخستین روی دیوار غار نقاشی می کردن؟
شاگرد: چون خواندن و نوشتن بلد نبودند!

قاضی به دزد میگه : خجالت نمی کشی، این دومین باره که اومدی دادگاه.
دزد به قاضی میگه : شما که باید بیشتر خجالت بکشین که هر روز این جا هستین!

 

منبع:koodakcity.com

(بیشتر…)

کاردستی با سی دی
کاردستی با سی دی

کاردستی سی دیکاردستی با سی دی

کاردستی,آموزش کاردستی,کاردستی کودکانه

کاردستی با سی دی دور ریختنی

کاردستی با سی دی,آموزش کاردستی با سی دی

کاردستی با سی دی معیوب

کاردستی با سی دی,آموزش کاردستی با سی دی

ساخت کاردستی با سی دی

کاردستی با سی دی,آموزش کاردستی با سی دی

کاردستی با سی دی برای کودکان

کاردستی با سی دی,آموزش کاردستی با سی دی

آموزش کاردستی با سی دی به کودکان

کاردستی با سی دی,آموزش کاردستی با سی دی

کاردستی با سی دی

کاردستی با سی دی,آموزش کاردستی با سی دی

ساخت کاردستی با سی دی

کاردستی با سی دی,آموزش کاردستی با سی دی

کاردستی با سی دی برای کودکان

کاردستی با سی دی,آموزش کاردستی با سی دی

آموزش کاردستی

کاردستی با سی دی,آموزش کاردستی با سی دی

گردآوری:بخش کودکان بیتوته

(بیشتر…)

آپارتمان حیوانات
آپارتمان حیوانات

 

آپارتمان حیواناتتوی جنگل سبز یه درخت کاج بود که از همه ی درختهای جنگل بلندتر و زیباتر بود .این درخت در جایی قرار داشت که از روی شاخه هایش همه ی جنگل و درختای سر سبزش دیده می شدند.

به خاطر همین مدتها بود که به خاطر  این درخت بین بعضی از حیوونای جنگل دعوا می شد . سنجاب و جغد و دارکوب و کلاغ و … همه می خواستن خونشونو روی این درخت بسازن.

بلاخره اختلاف و درگیری بین اونها بالا گرفت و کار به کلانتری کشید. پلیس جنگل تصمیم گرفت با بزرگترای جنگل مشورت کنه و راه چاره ای پیدا کنه. جلسه ی شورا برگزار شد و هر کسی نظری داد؛ اما در بین همه ی نظر ها، نظری که لک لک  پیر داد از همه  جالبتر بود.

لک لک گفت من توی شهر آدمها دیدم که خونه هایی روی هم می سازن و بهش آپارتمان می گن. بهترین کار اینه که  روی  درخت کاج هم یه آپارتمان چند طبقه درست کنیم تا همه ی حیوونات درخت نشین جنگل، بتونن یه خونه روی اون درخت داشته باشن. این نظر با موافقت همه روبرو شد و قرار شد به زودی آپارتمان حیوانات در جنگل سبز ساخته بشه.

دارکوب که مهارت زیادی توی  خونه ساختن روی درختان داشت، نقشه ی آپارتمان رو کشید و به همه نشون داد نقشش خیلی درست و کارساز بود. اون یه آپارتمان ده طبقه ی خیلی زیبا طراحی کرده بود. طبقه ی اول برای سنجاب ،طبقه ی دوم برای لک لک پیر، طبقه ی سوم برای جغد، طبقه ی چهارم برای دارکوب، طبقه ی پنجم برای کلاغ و… .

قرار شد دو طبقه از آپارتمانشون رو هم برای پذیرایی از مهمونایی که به جنگل اونها مهاجرت می کنن، خالی نگه دارن.

شنبه، اول هفته کار ساختن آپارتمان شروع شد. دارکوب با فاصله های منظم روی درخت سوراخهایی بزرگ ایجاد می کرد. بعد سنجاب وارد این سوراخها می شد و با ابزاری که داشت، اتاق بزرگی توی هر سوراخ درست می کرد. بعد نوبت کلاغ بود که وارد اتاقها بشه و خاک و زباله هارو از اونجا بیرون بریزه و تمیز کنه. وقتی اتاقها تمیز می شدند جغد مبلها و تختخوابهایی اندازه ی اونها می ساخت و لک لک اونارو توی اتاقها نصب می کرد. تا آخر هفته همه ی واحدها ساخته شدند.ن

بعدش همه کمک کردن و با هم در و پنجره های آپارتمانشون رو کار گذاشتند. آخر کار هم همه با هم قلمو دست گرفتند و شروع به رنگ کردن در و پنجره های آپارتمانشون کردن.

آپارتمان که تموم شد بقیه ی حیوونای جنگل برای اونها پرده های قشنگی به عنوان هدیه آوردند تا پشت پنجره هاشون نصب کنند. با نصب پرده ها، آپارتمان درخت کاج زیباتر و زیباتر شد.

کار آپارتمان تموم شد و موقع اسباب کشی رسید هر کسی با کمک دوستاش اسباب و اثاثیه ی خودش رو توی آپارتمانش برد. اولین روزی که حیوانات وارد آپارتمانشون شدند توی جنگل یه عالمه شادی و شور برپا شده بود. نزدیک غروب که شد آپارتمان نشینها، پنجره هاشونو باز کردن و جلوی پنجره نشستن. با این صحنه انقدر درخت کاج قشنگ شده بود که تا چند شب همه ی حیوونا می یومدن زیر درخت کاج و دور هم می نشستن و خوش می گذرون. حیوونای توی آپارتمان هم از مهمونایی که اومده بودن پیش اونا شب نشینی، پذیرایی می کردن.حالا جنگل سبز یه آپارتمان قشنگ برای حیوونای کوچیکی که روی درخت زندگی می کنند، داره .اگه به جنگل سبز سر زدید از اون آپارتمان هم دیدن کنید.

منبع:tebyan.net

(بیشتر…)

اتل متل خواب دیدم
اتل متل خواب دیدم

اتل متل خواب دیدم

اتل متل خواب دیدم

 

اتل متل خواب دیدم
زیر نور مهتاب دیدم

کبوتر آبی رنگ
با دوتا بال قشنگ

سوار شدم روی اون
رفتم توی آسمون

تا ابرها پر کشیدم
خواب خدا رو دیدم

خدا چه مهربون بود
آبی آسمون بود (بیشتر…)

سه سوال پادشاه