اطلاعات تماس

قرارگاه عبدالله رضیع

دسته: کودک و والدین

ارتباط متقابل کودک و والدین

مزیت سفر برای کودکان

🔅۱- کودکان صبر و حوصله را یاد می گیرند.

🔅۲- کودکان استقلال و مسئولیت پذیری را یاد می گیرند.

🔅۳- آگاهی های فرهنگی در کودکان ایجاد می شود.

🔅۴- پیوند خانوادگی تان قوی تر می شود.

🔅۵- تجارب یادگیری کودکان افزایش می یابد.

🔅۶- نمرات درسی کودکان بهبود می یابد.

🔅۷- کودکان بر روی جمع آوری خاطرات شگفت انگیز تمرکز می کنند.

🔅۸- کودکان اجتماعی می شوند و راحت تر دوست پیدا می کنند.

🔅۹- کودکان یاد می گیرند که چگونه تحمل کنند و عادت های بهتر را فرا بگیرند.

🔅۱۰- کودکان در مهارت های تصمیم گیری گروهی تبحر می یابند.

🔅۱۱- کودکان یاد می گیرند که چگونه با شرایط مختلف منطبق شوند.

🔅۱۲- کودکان و والدین با یکدیگر یاد می گیرند.

نکته ای در تربیت صحیح

والدینی که با پاسخ کوتاه فرزند را مجبور می کنند از آنها اطاعت کند،

به هیچ عنوان روش درستی برای تربیت کودک خود انتخاب نکرده اند.

با گفتن عبارت: «برای اینکه من می گم!» باعث می شوید تا کودک هرگز به چرایی مسایل فکر نکند و اينگونه قدرت تحلیل و پرسش‌گرایی را از او می گیرید.

گفتن عبارتی همچون: «هر چه من می گویم را باید انجام دهی»

به این مفهوم است که هیچ احترامی برای فرزند خود قایل نیستید و او نیز در مقابل به شما احترام نخواهد گذاشت.

برای تربیت صحیح فرزندان، برای پاسخ به سوالات او زمان بگذارید و

با صبر کامل و مرتبط به او پاسخ بدهید، تا جايي كه احساس كنيد پاسخ مناسب و در خور داده ايد…
بعد از آن ميتوانيد در برابر اصرار او سكوت كنيد…

علل بي ادبي و بد رفتاري كودك

١- نياز به توجه

٢- تناقض در رفتار والدين

٣- احساس بي پناهي و طرد شدگي

٤- احساس غم و اضطراب

٥- بالا بودن استاندارد هاي والدين بدون توجه به شرايط سني كودك

٦- فشار و سخت گيري والدين

٧- تنبيه

٨- رفتار ناعادلانه و غير منصفانه

٩- مقايسه و تبعيض

راه های کاهش تنش بین خواهر و برادرها

یکی از مهم ترین راه های کاهش تنش بین خواهر و برادرها در خانواده مواجه کردن بچه ها با پیامد رفتارشان است.

با اصول رفتاری در مواجهه با دعوای خواهر و برادرها آشنا شوید.

به گزارش نبض ما به نقل از سلامت نیوز، خواهر و برادرها ممکن است به خاطر سطحی ترین مسائل با هم دعوا کنند،

مثل اینکه کجا بنشینند، کی به کی دست می‌زنه، پدر کدامیک را بیشتر دوست داره… به نظرتان آشنا می‌رسد؟

بله چون دعوای بچه‌ ها جزئی از بزرگ شدن آنهاست. کارهایی هست که والدین می‌توانند برای به حداقل رساندن دعوای بچه‌ ها انجام دهند.

1. دعوای بچه‌ ها را نادیده بگیرید.

البته این توصیه باید با این احتیاط همراه باشد که در دعوای بچه‌ ها با هیچ آسیبی (جسمی، احساسی یا فکری) همراه نباشد. در این موارد حتماً باید مداخله کنید. اما بیشتر دعوای بچه‌ ها فقط کل‌کل و مشاجره عادی است و مداخله والدین فقط حل کردن مشکل توسط خود بچه‌ ها و آشتی کردنشان را کندتر می‌کند. خیلی وقت‌ها دعوا کردن راهی برای بچه‌ ها برای جلب توجه است و برای بعضی از آنها، توجه منفی از توجه نکردن بهتر است.

اگر والدین دعوای بچه‌ ها را نادیده بگیرند و اجازه ندهند آن به مرکز خانه تبدیل شود، آنها دیگر دلیلی برای دعوا کردن نخواهند داشت. مادری بود که یکی از اتاق‌های خانه را اتاق دعوا نامیده بود و هروقت بچه‌ ها می‌خواستند دعوا کنند او از آنها می‌خواست که به آن اتاق بروند و تازمانی که مشکل شان را حل نکرده‌اند از اتاق بیرون نیایند. تنها دلیلش هم این بود که دوست نداشت سروصدا و مشاجره بشنود.

۲. در برخورد با رفتارها و دعوای بچه‌ ها ، حفظ برابری دو طرف ضروری است.

یکی از دام‌هایی که ممکن است والدین در آن گرفتار شوند این است که تلاش کنند بفهمند چه کسی دعوا را شروع کرده است، و کی چه گفته است و بعد چه چیز باعث بدتر شدن دعوا شده است. جانب‌گیری کردن یا تعیین مجازات‌های متفاوت زمینه را برای برچسب قربانی و قلدر زدن فراهم می‌کند. در اکثر موارد، مجازات بچه‌ها باید یکسان باشد: بدون هیچ استثنا. هدف باید این باشد که میل به برد و باخت را در دعوای بچه‌ ها از بین ببرید.

۳. به بچه‌ها راه‌هایی آموزش دهید که با آرامش و همکاری برای مشکلات شان راه‌حل پیدا کنند.

حتی بچه‌های خیلی کوچک مسائل ابتدایی عدالت و جنگ نکردن را درک می‌کنند. درمورد دعوا کردن و راه‌های دیگر برای حل مشکلات با فرزندانتان صحبت کنید. همیشه قوانینی برای کارهایی که برای حل مشکلات شان می‌توانند بکنند و نمی‌توانند بکنند تعیین کنید (مثلاً داد کشیدن، گریه کردن، زد و خورد). از آنها بخواهید ایده‌های خود را مطرح کنند و بعد امتحانشان کنند. ممکن است از راهکارهایی که پیشنهاد می‌کنند متعجب شوید ولی آنها خودشان خوب می‌دانند که چه چیزی برایشان موثرتر است.

بچه‌های یک خانواده همیشه سر اینکه شب چه فیلمی تماشا کنند دعوا داشتند. والدین گفتند که دخالتی در این قضیه نمی‌کنند اما هر فیلمی که هر دو بچه‌ها تمایلی به دیدن آن نداشتند را در لیست “ندیدنی‌ها” قرار می‌دادند. اگر بچه‌ها همه فیلم‌هایی که پیشنهاد می‌شد را رد می‌کردند، آنوقت آن شب بدون دیدن فیلم باید می‌خوابیدند. بعد از اینکه این اتفاق یکبار افتاد، خواهر و برادر تمایل بیشتری برای توافق کردن سر یک فیلم پیدا کردند.

۴. وقتی بچه‌ها با هم کنار می‌آیند، آنها را تشویق کنید.

تحسین و تمجید کمک بسیار زیادی به ایجاد رفتارهای مثبت در بچه‌ها دارد. رمز کار این است که دعوای بچه‌ ها را نادیده گرفته و وقتی درست رفتار می‌کنند به آنها توجه کنید. بچه‌ها خیلی زود متوجه این موضوع می‌شوند.

۵. الگوی خوبی باشید.

وقتی خودتان مدام با هم دعوا کنید، نمی‌توانید انتظار داشته باشید که بچه‌هایتان اصلاً با هم دعوا نکرده و خوش‌رفتاری کنند. والدین باید الگوی بچه‌ها در طریقه برخورد و رفتار با هم باشند.

۶. در زمان‌های فشار هم آرامش خود را حفظ کنید.

بچه‌ها با دقت می‌بینند که والدین شان چطور در زمان عصبانیت، مخالفت با چیزی یا بررسی مشکلات رفتار می‌کنند. در زمان‌هایی که تحت فشار هستید هم خوددار باشید و خونسردیتان را حفظ کنید تا الگوی خوبی برای فرزندانتان باشید. اگر بچه‌ها اینقدری بزرگ هستند که درک کنند، می‌توانید با آنها در مورد احساسی که در زمان عصبانیت در بعضی موقعیت‌ها دارند با آنها حرف بزنید. از بچه‌ها بخواهید که نمایشی بازی کنند که مثلاً عصبانی هستند و از آنها بخواهید ببینند به جز دعوا کردن و داد کشیدن چه رفتارهای دیگری می‌توانند از خود نشان دهند.

۷. واکنش های مربوط نشان دهید.

بچه‌ها به دلایل مختلفی با هم دعوا می‌کنند و واکنش والدین به آنها در زمانی که باید مداخله کنند به شکل دادن وضعیت دعوا کردن آنها در آینده کمک می‌کند.اگر والدین داد بزنند، دست‌پاچه شوند یا عصبانی شوند و از الفاظ زشت استفاده کنند، نتیجه این خواهد شد که آن رفتار آزاردهنده در دعواهای بچه‌ها دوباره تکرار خواهد شد.

۸. سعی کنید موقعیت‌های دعوا کردن را از بین برده یا به حداقل برسانید.

همه دلایل دعوای بچه‌ ها را پیدا کنید و تلاش کنید آن دلایل را از میان بردارید. اگر هر شب سر اینکه چه کسی روی چه صندلی بنشیند دعوا می‌کنند، سعی کنید برای آنها سر میز جا مشخص کنید و بعد اگر لازم بود به صورت چرخشی جایشان را عوض کنید. آیا سر رنگ‌ چیزهای مختلف دعوا می‌کنند؟ برای آنها رنگ ها‌ی مشابه بخرید. اگر سر اندازه تکه پیتزا یا دسری که به آنها داده‌اید این دعوا دارند، قانون بگذارید که کسی که به تکه کردن غذا کمک می‌کند می‌تواند خودش تکه موردعلاقه خودش را انتخاب کند.

باید بدانید که چه زمان فرزندانتان در بدترین حالت خود هستند، مثلاً کی خسته یا گرسنه هستند یا روز بدی را پشت سر گذاشته‌اند، و تا جایی که ممکن است موقعیت دعوای آنها را از بین ببرید. بچه‌ ها باید بدانند که آنها را به یک اندازه دوست دارید و صرفنظر از رفتارشان، به یک اندازه خاص هستند. گاهی‌ اوقات یک آغوش و یک بوسه تنها چیزی است که فرزندتان به آن نیاز دارد.

تنش میان بچه ها

بچه ها به دلایلی با هم بحث و دعوا می کنند و همدیگر را اذیت می کنند.در این مقاله به عللی اشاره میشود که شاید در مورد فرزندان شما هم صدق کند.

گاهی آنها خسته،عصبی و گرسنه هستند،گاهی نیز به دنبال جلب توجه هستند،گاهی میخواهند قدرت خود را اثبات کنند و گاهی نیز دنبال یک همبازی و همراه می گردند.

اگر بدانید بچه ها چرا با هم دعوا می کنند شاید این موضوع بتواند به شما کمک کند تا بدانید چه کاری را باید انجام دهید تا این تنش ها کاهش یابد و روابط دوستانه تری بین بچه ها حاکم شود.

این علل می تواند عوامل زیر باشد باشد:

* توجه نکردن به نیازهای اساسی آنان

در نظر بگیرید شما مشغول تمیز کردن،نظافت و یا در حال صحبت با یکی از دوستان هستید،یا ساعتی است که مشغول مکالمه تلفنی هستید،در همین لحظه دعوا و جنگ فرزندان شما اوج می گیرد

(مامان اون منو زد،کتابم را گرفت،مامان اون منو هل داد،مامان داره به من دهن کجی می کنه و (…

شاید اگر شما کار خود را رها کرده و به این بیندیشید که چه چیزی در حال حاضر حرف اول را می زند؟ بتوانید مشکل را کمی حل کنید.

وقتی بچه ها خسته،گرسنه و عصبی هستند،احساس لذت، شادی و همکاری با یکدیگر را ندارند،اگر به آنها کمک کنید چند دقیقه استراحت کنند،اگر خسته و خواب آلود هستند به آنها کمک کنید تا کمی بخوابند،یک خوراکی یا نوشیدنی خنک به آنها بدهید و یا یک کار جالب را برای آنها تدارک ببینید ممکن است به طور شگفت انگیزی جوّ صلح و آرامش به خانه حکمفرما شود.


* تلاش برای بدست آوردن توجه:

بعضی اوقات برای اینکه بچه ها توجه والدین را جلب کنند وارد یک عادت بد و چرخه معیوب میشوند.تا زمانی که آنها ساکت،آرام و منطقی هستند و با هم همکاری و بازی می کنند،شما سرگرم کارهای خودتان هستید و هیچ توجهی به آنها ندارید.اما بلافاصله که جنگ و دعوا را با هم شروع میکنند شما سر صحنه حاضر می شوید،با آنها حرف می زنید،حتی آنها را دعوا می کنید،نصیحت میکنید و برای آنها وقت می گذارید.اگر در خانه شما این حالت وجود دارد،وقت آن است که با یک برنامه ریزی صحیح و تجدید نظر در برنامه های گذشته تصمیم بگیرید:

* زمانی که فرزندان شما رفتار خوب و مناسب دارند،به آنها توجه کنید و آنها را تشویق و تحسین کنید.به طور مثال وقتی می بینید آنها مشغول بازی با یکدیگر هستند و در آن زمان رفتار دوستانه ای با هم دارند با یک بستنی یا میوه سراغ آنها بروید و بگویید:چقدر لذت می برم از اینکه می بینم شما به این خوبی با هم بازی می کنید و با هم دوست هستید و …

* سعی کنید نسبت به دعواها و جر و بحث های کوچک بی توجه باشید،گویی نه چیزی می بینید و نه چیزی می شنوید،سرگرم کار خودتان شوید،خونسرد و آرام بمانید و از نگاه کردن به آنها اجتناب کنید.بعضی مواقع لازم است کارهای بچه ها را نادیده بگیرید.البته مشروط به این که هیچکدام از آنها در معرض آسیب و خطر نباشند.اگر می بینید اوضاع خارج از کنترل نیست،ممکن است ترک کردن اتاق یا گوش دادن به یک موسیقی برای شما مفید باشد.چشم پوشی و نادیده گرفتن، زمانی بهتر اثر دارد که شما سعی می کنید زمانی که بچه ها رفتارهای خوب و مناسب دارند به آنها توجه کنید و آنها را تحسین و تشویق کنید.

به بچه ها بیاموزید که توجه را به روش مثبتی بطلبند و با رفتارهای منفی متوسل به جلب توجه نشوند.مثلا به فرزند خود بگویید: موقعی که دلت می خواد من بغلت کنم و نوازشت کنم به من بگو.من همیشه نمی توانم برای یک مدت طولانی با تو بازی کنم اما می توانم زمانی را برای خواندن کتاب برای تو بگذارم،جیغ و فریادهای تو گوش مرا اذیت می کند،سعی کن شانه هایم را تکان دهی و آرام خواسته ات را بگویی.زمانی را به هر کدام از بچه ها اختصاص دهید.

مطالعات نشان داده که توجه یک به یک با زمان 20- 15 دقیقه برای هر بچه در طول روز بطور قابل توجهی از رفتارهای پرخاشگرانه و نق زدن او می کاهد.

مثل: بازی کردن با او،خواندن کتاب برای او،یا بطور خیلی ساده درگیر کردن او در فعالیت های معمول روزانه (مثل،شستن ماشین، گردگیری،آشپزی و …) راه های خوبی برای توجه مثبت به کودک هست.


* مقایسه کردن کودکان با یکدیگر:

گاه شما متوجه نیستید ولی ممکن است به دلایل مختلف بچه ها را با یکدیگر مقایسه کنید.شاید فکر می کنید چنین مقایسه ای کودک را شرمنده کرده و انگیزه ای می شود تا او بهتر عمل کند،اما برعکس،مقایسه کردن باعث ایجاد حسادت و رشک در بچه ها می شود و روابط آنها را با هم خراب میکند.


به مثالهای زیر توجه کنید:

* سارا 5 ساله از جمع کردن اسباب بازی هایش امتناع می کند.

مادر:
ببین من از برادرت می خواهم که اسباب بازی هایش را جمع کند،بلافاصله این کار را انجام می دهد، چقدر کار خوبی می کند اما تو هیچ وقت اسباب بازی هایت را جمع نمی کنی.

احساس سارا:

برادر من خوب است،خیلی خوب است،ولی من از او متنفرم.

بهتر است مادر اینطور بگوید:سارا اسباب بای هایت کف اتاق است ممکن است کسی روی آنها پا بگذارد و بشکند،لطفا آنها را جمع کن و بگذار داخل سبد.

* مادر به پسرش که در حال مطالعه یک کتاب است نگاه می کند و می گوید:

تو پسر عجیبی هستی،چقدر دلم می خواست برادرت هم مثل تو کتاب خوان بود،او همیشه در حال دویدن و سر و صدا کردن است،او هیچوقت خواندن را یاد نمی گیرد،نگران او هستم.

احساس کودک:

* احساس غرور از اینکه مادر خوشحال است.

* اگر یک زمانی نتوانم به این خوبی مطالعه کنم مادر در مورد من هم همین را خواهد گفت؟

* من بهتر از برادرم هستم .او بی ارزش و سر به هواست.

بهتر است مادر اینگونه بگوید:

آفرین که مشغول خواندن کتاب هستی.کتاب جالبی است؟ شرط می بندم که تو یک کتاب خوان خوب هستی.

* علی 4 ساله پشت میز غذا خوری می نشیند و شام خود را می خورد.

مادر: تو پسر بزرگی هستی،موقع غذا خوردن مثل بچه ها خودت را کثیف نمی کنی.

احساس کودک:

من از یک بچه خردسال بهترم!!! ولی هنوز خوب نیستم.

بهتر است مادر اینطور بگوید:

من دیدم که تو همه غذاتو خوردی و با دستمال صورتت را پاک کردی،آفرین پسرم تو واقعا آداب غذا خوردن را یاد گرفتی.

هر کدام از فرزندان شما علایق و شخصیت واحد و خاصی دارند.علایق و صفات آنها را تشویق و تحسین کنید.از مقایسه کردن آنها اجتناب کنید و سعی نکنید آنها را به رقابت کردن با هم بیندازید.گفتن اینکه: آفرین نقاشی و رنگ آمیزی ات را دوست دارم بهتر است تا اینکه بگویید،آفرین بهتر از سارا نقاشی می کشی.

*توانایی متفاوت کودکان در همکاری و بازی کردن با هم.

به نظر می رسد بعضی از بچه ها یک توانایی خاصی برای جذب خواهر یا برادرشان به بازی دارند ولی عده ای از بچه ها در این زمینه مشکل دارند و زود به این نتیجه می رسند که باید با بحث و دعوا برادر یا خواهرشان را درگیر بازی کنند..یعنی هدف اصلی آنها این است که با خواهر یا برادرشان بازی کنند اما نمی دانند چگونه باید شروع کنند و این کار را انجام دهند.شما به کرات این جملات را از زبان فرزندانتان شنیده اید (باید با من بازی کنی،مامان ببین نمی خواد با من بازی کنه،من حوصله ام سر رفته .اصلا حالا دیگه نوبت منه که پلی استیشن بازی کنم و …)

شما می توانید به فرزندانتان بیاموزید که چگونه با یکدیگر ارتباط بهتری برقرار کنند.به بچه ها کلماتی را یاد دهید که باعث بازی بهتر و همکاری بهتر آنها شود.

به طور مثال: آیا ممکن است با من بازی کنی؟ و یا آیا ممکن است من با اسباب بازی هایت بازی کنم؟ خواهش می کنم،من حوصله ام سر رفته است،دوست دارم با هم بازی کنیم.فعالیت هایی را تدارک ببینید که برای سنین مختلف جالب باشد و بچه های با گروه سنی متفاوت بتوانند و علاقمند باشند که آنها را انجام دهند.بچه های بزرگتر خیلی زود از بازی با بچه های کوچکتر خسته می شوند،چرا که بچه های کوچکتر می خواهند بازی کنند اما مهارت های محدودی دارند.به بچه های بزرگتر یاد دهید که چگونه برای وادار کردن بچه های کوچکتر به بازی به آنها تکالیف ساده بدهند. وقتی را برای هر کدام از فرزندان خود اختصاص دهید و با آنها فعالیت هایی را انجام دهید که متناسب با سن،علایق و نیازهای آنهاست.

شرایطی را ایجاد کنید که هر کودکی احساس کند بی نظیر و خاص است.لازم نیست و یا حتی ممکن نیست که با بچه ها بطور مساوی رفتار کنید.

بازی های فکری کودکان

اگر چه بخشی از هوش کودک به ژن بستگی دارد، ولی علم به وضوح نشان داده که رشد مغز کودک تا حدود زیادی به تجارب اولیه نوزاد و استفاده از اسباب بازی های مختلف وابسته است. نگران نباشید، پرورش و رفتار مثبت با کودکان موجب ساخته شدن میلیون ها اتصالات مغز می شود که هر یک از آنها به رشد زبان، مهارت های حل مسائل و ضریب هوشی عاطفی کودک و…منجر می گردد. مهم این است که سخت تلاش کنید و با استفاده از حواس کودک و تلفیق آموزش و تفریح بتوانید هوش و توانایی کودک را برای یادگیری بهبود ببخشید.

با انجام فعالیت های ساده و سر گرم کننده حتی در زمان غذا دادن به نوزادان می توانید یاد گیری آنها را بهبود ببخشید. همه ما به محض اینکه نوزادمان به دنیا می آید و سالم است، خدا را شکر می کنیم و خوشحال می شویم؛ ولی در عین سلامت از هوش درخشانی نیز بهره مند باشد.در مورد هوش خارق العاده ای که منجر شودکودک ما به دانشگاه راه پیدا کند، صحبت نمی کنیم، بلکه منظور سلامت فکری کودک برای گذران یک زندگی بی دغدغه است.

یاد دادن معنی کلمات به کودک
با کودک خود به آرامی صحبت کنید و معنی کلمات را با نشان دادن اشیا به آنها آموزش دهید. این کار یادگیری کودک را افزایش می دهد. هیچ گاه با کودک خود تمسخر و یا با الفاظ بد صحبت نکنید، آنها ماه ها قبل از اینکه بتوانید حرف بزنند، معنی کلمات شما را درمی یابند.

راجع به صدا از کودک بپرسید
هنگامی که کودک خود را به پیاده روی می برید و صدای واق واق یک سگ را می شنوید، از او سوال کنید که چه صدایی شنیده است و خود آن را پاسخ دهید. واق واق این کار موجب می شود که در نهایت کودک شما سعی کند این صدا را تقلید کرده و با آن آشنا شود و یا هنگامی که باران شروع به باریدن می کند، اجازه دهید که چند قطره از آن به صورت کودک شما برخورد کند! نگران نباشید، هیچ نوزادی با چند قطره باران یخ نمی زند ولی این امر موجب می شود که حساسیت فیزیکی را درک کند و سپس روی او را بپوشانید و به خانه ببرید.

با کودک حرف بزنید
با کودک خود یک مکالمه دو سویه داشته باشید و به او فرصت پاسخ دهی بدهید. حتی اگر این پاسخ یک لبخند باشد، ولی انتظار شما برای گرفتن پاسخ از کودک مهم است و کودک متوجه می شود که واکنش او برای شما اهمیت دارد و مفهوم تبادل (دادن و گرفتن) را به کودک آموزش می دهد. می توانید با او بازی کنید اشیای مختلف را دست او بدهید و از او بخواهید که آن شی را به شما بدهد و نام آن تکرار کند و سپس شما از او تشکر کرده و مجددا آن شی و یا جسم دیگری را به او بدهید.

افزایش هوش اجتماعی کودک
با تمام اطرافیان تان با لبخند و مودبانه برخورد کنید حتی با فروشنده ای که کیسه های خریدتان را تا ماشین شما می آورد. این کار علاوه بر آموزش لبخند و رعایت ادب به کودکان، هوش اجتماعی آنها را افزایش می دهد. به یاد داشته باشید که کودک تان به شما نگاه می کند و از هر نوع تعامل و رفتار شما درس می گیرد. مغز نوزادان، اطلاعات جدید را به بهترین نحو پردازش کرده(به خصوص زمانی که در محیط های آشنا قرار می گیرند) و سپس تمامی جزئیات را به صورت اتوماتیک تجزیه و تحلیل می کند؛ مثلا هر روز در یک ساعت مشخص به پیاده روی بروید؛ ولی هر بار مسیر خود را تغییر دهید.

استفاده از زبان اشاره
استفاده از زبان اشاره را در گفت و گو با کودک فراموش نکنید. قبل از اینکه کودک یاد بگیرد حرف بزند، لازم است بیش از 80 عضله ای که در دهان و صورت او وجود دارد، به اندازه کافی رشد کنید. تکامل این عضلات بیش از یک سال زمان خواهد برد، ولی با زبان اشاره کودک خیلی زود می تواندمنظور خود را به والدین بفهماند؛ مثلا با نشان دادن فنجان و شیر از والدین خود درخواست شیر کند.

با استفاده از این روش، بسیاری از مفاهیم را همچون متشکرم، لطفا و…را می توان به کودکان آموزش داد.

با توجه به پژوهش های انجام شده نوزادان از دو ماهگی می توانند تعداد را احساس کنند و

متوجه تغییرات تعداد اشیا می شوند. از دوازده ماهگی از آنها بخواهید که اسباب بازی های یکرنگ خود را طبقه بندی کنند.

جايگزينهايي به جاي دستور دادن

⚪️به او حق انتخاب دهيد.

“الان حمام ميري يا قبل از خواب؟” “بشقابتو توي سينك ميذاري يا روي كابينت؟”

به او حق انتخاب دهيد تا بتواند قسمتي از تصميم گيرى شما باشد.

ميتوانيد از او بپرسيد كي ميخواهد درس بخواند؟ چند ساعت تكاليفش طول ميكشد؟
اگر به مرحله نوجواني رسيده اند از آنها بخواييد برنامه ريزي كند و بعد به شما اطلاع دهد.

 

⚪️كار خوب را با لذت گره بزنيد تا نهادينه شود.

تشويق كردن و جايزه دادن و جدول ستاره ها تا هفت سالگي بهترين روش براي اموختن كار خوب است.

زماني كه انسان كادو و جايزه ميگيرد هورمون دوپامين كه هورمون شادي است ترشح ميشود

و به مرور كودك شرطي ميشود و كار خوب در او نهادينه ميشود.

جدا خواباندن کودک از والدین

در هر مرحله از زندگی کودک، والدین با چالش‌هایی رو‌به‌رو هستند که هر کدام آن را به شیوه خود حل می‌کنند؛ از شیر گرفتن، آموزش دستشویی رفتن و بالاخره جدا خواباندن کودک ، برای بسیاری از پدر و مادرها یک مشکل بزرگ تلقی می‌شود.

به طور کلی نوزاد بهتر است در سال اول از زندگی خود، در اتاق والدین اما در تخت خواب جداگانه بخوابد. این در حالی است که بعضی از روانشناسان دیگر معتقد هستند، والدین پس از ۶ ماه اول می توانند نوزاد را در اتاق خودش بخوابانند. ۶ ماه و یا ۱ سال اول زندگی زمان بسیار حساسی برای نوزادان است. این به آن علت است که نوزادان در اولین سال از زندگی خود با مسائلی از قبیل مشکلات تنفسی و یا مرگ ناگهانی روبرو هستند. بسیاری از مادران به علت وابستگی شدید به کودک  ترجیح می دهند تا کودک خود را سالها در کنار خود بخوابانند. والدین باید بدانند، هرچه جدا خواباندن کودک در سنین پایین تر صورت بگیرد، این کار راحت تر است.

بعد از یک سال، به خصوص در مورد کودکانی که شیر مادر نمی‌خورند، بهتر است جدا خواباندن کودک انجام شود اما در مورد شیرخواران شیر مادرخوار، ممکن است جداکردن فرزند از مادر هنگام خواب کار راحتی نباشد زیرا مادر مجبور می‌شود با هر بار گریه کودک، بلند شود و او را به تخت خود بیاورد یا در کنار تختش بنشیند و او را تغذیه کند و دوباره به تخت بازگرداند. اگر مادری بتواند این زحمت را بپذیرد، بهتر است از پایان سال اول جدا خواباندن کودک را آغاز کند.

استثنائا در مورد کودکان شیر مادرخوار، حداکثر زمانی که شیرخوار می‌تواند در اتاق خواب والدین بخوابد، تا دوسالگی است اما در این صورت هم باید محل خواب و تختخواب شیرخوار جدا باشد.

یک کودک دو ساله به هیچ‌‌وجه نباید اجازه داشته باشد که در تخت یا اتاق والدین بخوابد؟
بعد از دو سالگی به طور منطقی و علمی، توجیهی برای خواباندن فرزند در کنار والدین وجود ندارد اما گاهی وابستگی مادر به فرزند شدید است و نمی‌تواند او را از خود جدا کند زیرا در آغوش گرفتن فرزند به او احساس آرامش و اطمینان می‌دهد و دوست دارد تا سال‌ها فرزندش در کنارش باشد. در این حالت لازم است با مادر صحبت شود و هر چه سریع‌تر جدایی صورت بگیرد. در اغلب موارد جدایی به دلیل وابستگی شدید مادر به فرزند انجام نمی‌شود، ولی به هر حال مادری هم که از لحاظ عاطفی توجه و محبت کافی به فرزندش دارد، می‌تواند در پایان دو سالگی جدا خواباندن کودک را شروع کند.

اگر مادری کودکش را تا حداکثر دو سالگی از خود جدا نکرد و کودک به خوابیدن کنار مادر عادت داشت، چطور می‌توان جدا خواباندن کودک را آغاز کرد؟
برای جدا خواباندن کودک در مورد کودکان سه سال به بالا خیلی خوب است که از جدول ستاره استفاده کنیم. یعنی به کودکمان بگوییم هر روز صبح که بلند می‌شوی اگر در تختخوابت بودی، یک برچسب جایزه می‌گیری و مثلا هر سه برچسب یک جایزه بزرگ‌ دارد. استفاده از روش‌های تشویقی در جدا خواباندن کودک مؤثر هستند.

مراقب تغییر رفتارها باشید
اگر درخواست‌های کودک برای خوابیدن در کنار والدین به صورت مکرر و پشت‌سر هم تکرار شود بدون شک عاملی موجب ناآرامی کودک شده است. انواع ترس، کابوس و… می‌تواند میل کودک به برگشتن به اتاق والدین را بیشتر کند. همچنین تماشای بعضی برنامه‌ها و فیلم‌هایی که برای سن کودکان مناسب نیست، باعث می‌شود هنگام خواب شبانه دچار نگرانی و پریشانی شوند، به همین دلیل والدین باید نسبت به بروز هر نشانه‌ای هوشیار باشند و بعد از برطرف شدن عوامل تهدید کننده، از فرزندشان انتظار اطاعت از قانون را داشته باشند.

برای جدا خواباندن کودک بالای ۵ سال چه کنیم؟

  برای جدا خواباندن کودک ابتدا فاصله او را از تخت‌تان بیشتر کنید و بعد او را به اتاقش منتقل کنید.

او را تشویق کنید و با هر بار خوابیدن در اتاقش به او جایزه بدهید. به کودک خود وعده بدهید هر روز صبح که از خواب بلند می شود اگر در تخت خواب خودش باشد یک هدیه دریافت می کند.

در مقابل اصرار کودک به خوابیدن در اتاق شما باید مقاومت کرده و سعی کنید با سرگرمی‌های مختلف او را به اتاقش ببرید.

اگر قانونی وضع می‌شود باید در خانه اجرا شود اما پیش از هر چیز دقت کنید که این قانون چه تاثیر روانی روی کودک دارد. در بعضی خانواده‌ها سابقه مشکلات روانی وجود دارد و بنابراین احتمال بروز این مشکل درکودک هم هست و با جدا کردن او این حالت در او تشدید می‌شود.

طرز صحیح خواباندن نوزاد

بهتر است کودک را عادت دهيد به جهات مختلف خوابانده شود چون استخوان‌هاي جمجمه نرم است، به خصوص اگر نوزاد نارس باشد.

اگر هميشه يک طرف بخوابد، بعد از مدتي عضلات او به همان حالت عادت کرده و حالت شل يا سفت پيدا مي‌کنند. فشار روي يک نقطه سر کمي استخوان را صاف‌تر مي‌کند. خواباندن نوزاد به جهات مختلف خوب است اما اگر والدين فکر کنند خواباندن به يک جهت سبب برطرف شدن شکل نامناسب سر مي‌شود و مي‌توانند به سر بچه شکل دهند، اين‌طور نيست و بايد بدانند که اين يک عقيده غلط است

هر روز به كودكتان دوغ بدهيد
کودکانی که روز خود را با نوشیدن دوغ آغاز می‌کنند با احتمال 20 درصد، کم‌تر به عفونت‌های گوناگون مانند عفونت‌های گوش یا سینوس دچار می‌شوند. نوشیدنی‌هايی مانند دوغ كه در طی چند سال گذشته علاقه‌مندان زیادی پیدا کرده، می‌توانند میزان ابتلا به بیماری‌های عفونی مختلف مانند آنفولانزا و اسهال را کاهش دهند. این بیماری‌ها به شدت در میان کودکان شایع هستند و ممکن است بعضی از آن‌ها را چند بار در سال دچار خود کنند.

نوزادان حتی در خواب هم می‌آموزند
نوزادان از روزهای اول و دوم زندگی فرایند یادگیری را آغاز می‌کنند و مغز آنها یک کار مداوم خستگی ناپذیر را نشان می‌دهد. به طوری که مغز آنها حتی در مدت خواب نوزاد نیز به پردازش اطلاعات ادامه می‌دهند. محققان واکنش‌های 26 نوزاد تازه متولد شده (13 تا 73 ساعت اول زندگی) را در مدت خواب بررسی کردند و وجود یک فعالیت مغزی چشمگیر را حتی در این لحظات مشاهده کردند.

دانشمندان هنگام خواب نوزادان موسیقی پخش کردند و سپس به روی پلک‌های بسته آنها به مهربانی دست کشیدند. پس از 20 دقیقه زمانی که محققان مجددا همان ملودی را برای نوزادان پخش کردند 24 نوزاد فوراً چشمان خود را بر پایه نت‌های موسیقی روی هم فشار دادند. همچنین این نوزادان در زمان گوش دادن به لالایی هم به طور خودکار واکنش‌های مشابهی را نشان دادند. توانایی یادگیری نوزادان تنها در زمان بیداری نیست و بنابراین در اولین روزهای زندگی، واکنش مغز به عملکردهای مختلف بسیار بالا است.

رابطه سیگار و افسردگي نوزاد
سیگار کشیدن مادران باردار خطر ابتلای فرزندان آنها به مشکلات روانی در دوران کودکی و نوجوانی را افزایش می‌دهد. کودکانی که قبل از تولد در معرض استنشاق نیکوتین بوده‌اند، امکان ابتلا آنها به مشکلات روانی تا 32 درصد افزایش می‌یابد که این رقم در خصوص مادرانی که روزانه یک بسته کامل سیگار مصرف می‌کنند تا 44 درصد نیز مصداق پیدا می‌کند. امکان ابتلا نوزادان مادران سیگاری به بیش فعالی و افسردگی بیشتر از دیگر اختلالات روانی است.

راه درمان «اسهال تابستانی» كودك
چاقله بادام و گوجه سبز به عنوان نوبرانه‌های تابستان است و علاقه کودکان به مصرف این خوردنی‌ها باعث شده که ابتلای آنها به اسهال که معمولا در فصل تابستان شیوع پیدا می‌کند، از بهار آغاز شده بود. خوردن میوه‌های تابستانی منجر به دل درد، اسهال و استفراغ در کودکان می‌شود.

حضور کودکان در بوستان‌ها و استفاده از آب‌های غیر آشامیدنی به عنوان یکی دیگر از دلایل ابتلا به اسهال در تابستان است و استفاده از استخرهایی که آب بهداشتی ندارند باعث شده فصل تابستان بیشتر شاهد موارد ابتلا به اسهال در کودکان باشیم. خوددرمانی مادران متناسب با آموخته‌های پزشکان برای مداوی اسهال کودکان مفید است. محلول «اوآراس» به عنوان تنها داروی مفید درمان اسهال در کودکان بوده و البته شیوع اسهال در کودکان ایرانی کاهش یافته اما ابتلا به یبوست در حال افزایش است.

شكر، درد تزريق را براي كودك كم مي‌كند
مصرف شکر می‌تواند درد ناشی از تزریق را کاهش دهد. کودکانی که قبل از تزریق مقدار بسیار کمی شکر دریافت کرده‌اند با احتمال کم‌تری گریه می‌کنند. این ماده شیرین می‌تواند قبل از تزریق و واکسیانسیون به کودکان داده شود و با این کار می‌توان درد ناشی از تزریق را در نوزادان نیز کاهش داد. در صورتی که کودکان قبل از تزریق مقدار بسیار کمی شکر بخورند احتمال گریه کردن آن‌ها بر اثر درد تا 50 درصد کاهش پیدا می‌کند. دادن نصف قاشق چای‌خوری شکر به کودکان برای کاهش درد ناشی از تزریق کافی است.

گلودرد كودك را جدي بگيريد
گلودرد پيشرونده كودكان، در صورتي كه با انسداد راه هوايي و تب همراه باشد، امكان دارد به علت نوعي باكتري به نام هموفيلوس يا همان آنفلوانزاي نوع B باشد كه بسيار خطرناك است و پزشكان بايد فرق آن را با خروسك، با دقت تشخيص بدهند. اين باكتري يك عفونت ناگهاني و تهديدكننده زندگي دركودكان است كه در گلو روي مي‌دهد. شايع‌ترين سن ابتلا به اين بيماري كه امكان دارد به مرگ هم بيانجامد يك سال و نيم تا 7 سالگي است كه با گلودرد پيشرونده سريع آغاز مي‌شود. پس والدين بايد گلودرد پيشرونده كودك خود را جدي بگيرند.

وقتی نوزاد سکسکه مي‌کند نگران نشوید!
سکسکه نوزادان بیشتر از اینکه خودشان را ناراحت کند٬ پدر و مادر را نگران مي‌کند. طبیعی است که هر مشکلی برای نوزاد پیش مي‌آید مضطرب شوید. با این وجود سکسکه در نوزادان طبیعی است چون بدن آنها هنوز کامل نشده است. نگران نباشید و این روش‌هاي ساده را امتحان کنید تا سکسکه را دور کنید. وقتی نوزاد سکسکه مي‌کند نگران نشوید. تا زمانی که سکسکه بند بیاید نوزاد را آرام کنید. مطمئن شوید که نوزاد شما بعد از هر بار شیر خوردن آروغ مي‌زند. آروغ زدن احتمال ابتلا به سکسکه را کاهش مي‌دهد. درمان سکسکه در نوزادان مانند بزرگسالان نیست. در سنین بالاتر لازم است کمی حواس آنها را پرت کنید تا سکسکه نکنند. گاهی 20 – 15 دقیقه شیر دادن یکسره به نوزاد مي‌تواند سکسکه ایجاد کند.

در تربیت فرزند عجله نکنید

 اگر فرزندتان همکاری نمیکند از پوشک گرفتن فرزندتان عجله نکنید. شما تا ۳ سالگی وقت دارید.

انتظار تمیز نگه داشتن اتاق را از فرزند نوپای خود نداشته باشید. از ۳سالگی کودک می تواند مسئولیت های کوچک را بپذیرد.

 برای تمیز غذا خوردن فرزندتان اصرار نکنید. کودکان از ۲ سالگی می توانند قاشق به دست بگیرند

و از ۳ سالگی می توانند آداب غذا خوردن را بیاموزند.

برای آموزش آکادمیک مانند نوشتن، زبان دوم، ورزش حرفه ای عجله نکنید.
بهتر است بعد از ۶ سالگی شروع کنید.

 

 فشار آوردن روی کودک زمانی که آماده نیست تنها اختلال در مسیر رشد کودکتان بوجود می آورد.