اطلاعات تماس

قرارگاه عبدالله رضیع

دسته: کودک و والدین

ارتباط متقابل کودک و والدین

چه چیز حسادت بر انگیز است؟

حسادت عاطفه ای است که در دوران اولیه زندگی کودک در او ریشه می دواند.

حسادت درحد طبیعی، جنبه هایی مثبت و ترغیب کننده و سازنده دارد. ولی گاه به مرحله ای می رسد که باعث رنج خود فرد و آزار دیگران می گردد.

⛔️عوامل محیطی و اشتباهات والدین سبب رفتار حسادت آمیز در کودک است. شناخت این عوامل کمکی است برای سلامت عاطفی و روانی کودکان ما.

⛔️والدینی که فرزند خود را بیش از حد کنترل میکنند، همه کارهایشان را انجام می دهند و عزیز دردانه بار می آورند نه تنها شانس آزادی و خود کفایی را آز آنها می گیرند، بلکه این احساس را در کودک بوجود می آورند که همه چیز به او تعلق دارد و در نتیجه با ورود کودک جدید یا دوستی به خانه احساس نا امنی کرده، آنها را مقصر می شمارند و اگر چیزی را که می خواهند بدست نیاورند دچار افسردگی و احساس حقارت می شوند. و این احساس همیشه با آنها میماند.

👈 این کودک که در پنبه نگهداری شده و دیگر کسی وقت رسیدن به او را ندارد، ناگهان زیر پایش خالی شده و معلق میماند، که گوشه گیری و خجلت و بی اعتمادی نسبت به خود را به دنبال دارد.
باید بدانید که رشد کودکان همیشه یکسان نیست، هر یک الگوی خاص خود را دارند و بر اساس آن و علائق خود رشد می کنند.

پس ⛔️ مقایسه کودک با دیگران،⛔️ تحقیر آنها در برابر دیگران، ⛔️

ترس از دست دادن عشق والدین ممکن است آنها را وامی دارد که از راههای ناسالم و ناموفق توجه والدین یا دوستان را جلب کنند تا ضعف و حقارت خود را بپوشانند.
⛔️والدین حسود با رفتار و گفتار خود آنرا به فرزندشان منتقل می سازند.
💥رقابت و حسد را به رفتاری مثبت و سازنده بدل سازید.
💥 استعداد و علائق او را تشویق کرده و کمک کنید در آن موفق شود واعتماد به نفس پیدا کند. کودک موفق حسادت نشان نمیدهد.
💥شنونده خوبی باشید و بگذارید باشما درد دل کنند تا به دلیل رفتارشان پی ببرید و خود و محیط را اصلاح کنید.
💥 کتاب ها و فعالیتهای مناسب ،
💥 تعیین وقت مخصوص و تنها برای کودک،
💥 رعایت حقوق مساوی برای همه درخانه، و
💥 دوری ازرفتار بدبینانه وکینه به دیگران از مواردی هستند که از ایجاد حسادت جلوگیری میکنند.
💥الگوی احترام و مهر نسبت به دیگران باشید.

ناخن جویدن و انگشت مکیدن کودکان

ناخن جویدن با منشأ اضطراب و انگشت مکیدن با علت‌ عاطفی

◽️ناخن جویدن با انگشت مکیدن متفاوت است، ناخن جویدن ریشه‌های اضطرابی دارد، اما انگشت مکیدن ریشه‌های احساسی و عاطفی دارد.

◽️ناخن جویدن یک عادت عصبی و جزو اختلالات کودکان محسوب می‌شود، ناخن جویدن می‌تواند از کودکی تا دوران نوجوانی و بزرگسالی ادامه یابد.

بر اساس آمارها، یک سوم کودکان دبستانی و نیمی از نوجوانان ناخن می‌جوند. هم‌چنین حدود یک چهارم نوجوانان ما دچار این عادت ناپسند هستند.

◽️برای ترک این عادت، از کودک بخواهیم دهان و آرواره‌های خود را به آرامی فشار دهد و دهان خود را بسته نگه دارد و لبخند بزند و نفس عمیق بکشد.

کودک باید دست‌هایش را شل و رها کند تا بتواند به‌صورت ناگهانی آن را منقبض و رها کند تا جلوی فشاری که می‌خواهد دست‌هایش را به سمت دهان ببرد، گرفته شود.

◽️کودک را از سیمای زشت ناخن جویدن مطلع کنیم.

برای این کار از کودک بخواهیم دست‌هایش را با دست‌های کودکان دیگر مقایسه کند.کودک را از وضعیت ظاهری‌اش آگاه کنیم.

از کودک بخواهیم جلوی آینه برود و ببیند در صورت ناخن جویدن چه شرایطی برای دست‌های او ایجاد می‌شود.

◽️یکی دیگر از کارهایی که می‌تواند انجام داد ایجاد مشغولیت ذهنی فرعی برای کودک است.

برخی کودکان وقتی بیکار هستند از دستشان برای ناخن جویدن استفاده می‌کنند. برای این کار می‌توان اشیاء کوچک و قابل حمل مانند سنگ کوچک، توپ و خمیر بازی را در اختیار آن‌ها قرار داد.

چگونه مهربانی را به کودکان بیاموزیم؟

نیاز به عشق و محبت از تولد با كودك است. كودك به‌واسطه‌ این ارتباط ابتدا با مادر و

بعد با پدر و بتدریج با سایر نزدیكان رابطه نزدیكی پیدا می‌كند…

این ارتباط اساس تمام روابط بعدی كودك را تشكیل می‌دهد كه علاوه بر خانواده،

شامل ارتباط او با همسر و فرزندان، دوستان، همكاران و اطرافیان او نیز می‌شود.

 

اما حتما همه شما كودكانی را دیده‌اید كه با سنگ و چوب به جان سگ و گربه می‌افتند یا در كلاس زورگویی می‌كنند و همكلاسی‌های ضعیف‌تر از خودشان را اذیت می‌كنند. تا به حال از خودتان پرسیده‌اید دلیل این كار چیست و چرا آنها نمی‌توانند دست‌نوازش بر سر گربه و حیوانات بكشند.فرید براتی سده، روانپزشك معتقد است كه مهربانی، محبت، سخاوت، دلسوزی، عشق و نوعدوستی مفاهیمی مرتبط با هم است كه در ارتباطات بین فردی نمایان می‌شود.

ویژگی‌های كودك نامهربان

روان‌شناسان معتقدند كه نبود مهربانی آسیب‌های شدید و غیر قابل جبرانی به بار می‌آورد. همه ما در زندگی روزمره‌ خود با افراد نامهربان زیادی مواجه شده‌ایم. یك فرد نامهربان چه خصوصیاتی دارد؟

براتی دراین‌باره می‌گوید: درك نكردن دیگران و ناتوانی در توجه، همدلی و همدردی با دیگران، صمیمی نبودن با دیگران، رفتارهای خشن و بی‌رحمانه با دیگران و گاهی دشمنی با آنها و بدخواهی برای آنها واحساس پشیمانی و ناراحتی نكردن از آزار و صدمه‌ای كه دیگران وارد كرده‌اند از ویژگی‌های رفتاری این كودكان است.

این رفتارهای نامهربانانه در كودكی می‌تواند در آینده منجر به بزهكاری، اعتیاد، پرخاشگری، بیماری‌های جسمی و روانی شود.كودكان خیرخواه و سخاوتمند، كودكانی هستند كه تنها به فكر خود و منافعشان نیستند، بلكه به احساسات، نیازها و خواسته‌های دیگر افراد خانواده و دوستانشان نیز اهمیت می‌دهند.

این كودكان آموخته‌اند كه با بخشش، نیكوكاری و خوشرفتاری می‌توانند موجب شادی دیگران شوند. كودكان سخاوتمند از این‌كه دیگر اطرافیانشان را نیز همچون خودشان، سرحال و بانشاط می‌بینند، لذت می‌برند. آنها برای جمع و روابط اجتماعی ارزش و احترام قائلند و بخشش را یكی از ویژگی‌های برتر شخصیتی می‌دانند.

روانشناسی تربیتی کودکان

از خطر های واقعی که ما به آنها هشدار می دهیم نمی ترسند. از بازی با آتش و از بازی کردن در خیابان دوری نمی کنند. زمانیکه کودک احساس قدرت کند و حق انتخاب داشته باشد کمتر می ترسد. پس شما از آزادی دادن به فرزند تان نترسید .

اضطراب احساسی است که معمولا نسبت به عدم آگاهی از آینده دست می دهد . پدر دیر کرده هنوز نیامده شاید تصادف کرده باشد؟ این نوع تفکر برای کودکانی بین 7تا 12 سال ایجاد اضطراب میکند. یا مادر که اوقاتش از من بلخ شد دیگر بر نمی گردد.

نوزادان نسبت به صدای بلند حساس هستند و

با شنیدن صدا از خواب می پرند.

هر بار در شروع زندگی نوزادتان ترسیده لازم است او را در آغوش گرفته

و پس از اینکه بخواب رفت در گهواره با محل خوابش بگذارید.

طولی نمی کشد که این حساسیت بر طرف می شود.

ولی برای ایجاد حس امنیت خاطر اجرای آن را توصیه می کنیم. سن 6تا 8 ماه گی اوج ترس از غریبه است. نوزادان در این سن فقط با کسانیکه مدام مواظب شان هستند احساس امنیت می کنند. به همین دلیل واقعاً لازم است مادر با فرزندش بماند و کار کردن را به نگهداری از نوزاد ترجیح ندهد.

در حدود 2 سالگی کودک نو پا به محبت و محافظت کسی که از او نگهداری می کند توجه خاص پیدا کرده و ترس جدا شدن از او ممکن است مزاحم مادر بشود. فقط با مهربانی و حوصله باید رفتار کنید. قایم شدن و تنها گذاشتن کودک به اعتماد او صدمه می زند. برایش به آرامی توضیح دهید که مجبورید او را به دیگری که می شناسد بسپارید. ناگهان ناپدید شدن موجب ترس واقعی برای او میشود، زیرا خیال می کند ممکن است خودش هم ناپدید بشود.
💥 قبل از اینکه اقدام به انجام کار جدیدی بکنید با کلمات ساده آن برنامه جدید را برایش بازگو کنید. مثلا اگر برای نخستین بار کنار دریا می روید. به او توضیح دهید دریا مثل وان حمام است ولی دیواره ندارد. دست تو در دست من است و مواظب تو هستم.

یادگیری زبان کودکان

برقراري ارتباط کلامی مقوله‌ای است خیلی مفصل‌تر از به زبان آوردن چند کلمه مختصر و مفید. و شاید همین کافی باشد تا بدانید وقتی کودک شما به حرف می‌افتد بیشتر از این‌که بفهمید دقیقا کدام کلمات را به زبان می‌آورد دنبال این هستید که زبان گفتاری او را متوجه شوید و بدانید دقیقا با این واژه می‌خواهد چه منظوری را برساند و چه نوع ارتباطی را با شما برقرار کند. این درست مثل زبان بزرگ‌ترهاست. زبان بچه‌ها پیچیدگی‌های خودش را دارد. به خصوص وقتی تازه می‌خواهند حرف بزنند. در این مواقع است که شما باید زبان آن‌ها را درک کنید؛ زبانی که گاهی بیانگر احساسات آنهاست، گاهی خشم‌شان را نشان می‌دهد، بعضی وقت‌ها خواسته‌هایشان را عیان می‌کند و خلاصه این‌که همیشه منظور خاصی پشت زبان بی‌زبانی آن‌ها نهفته، زبان گفتاری بچه‌هایی که تازه قرار است حرف زدن را یاد بگیرند.

وقتی او تازه به دنیا آمده است….

باورتان می‌شود؟ این اتفاق حتی ممکن است در چند روز ابتدایی که نوزاد شما تازه پا به این دنیای پر سر و صدا گذاشته است، واقع شود. نوزاد شما در همین چند روز ابتدایی تولد در مقابل صدای شما عکس‌العمل نشان می‌دهد و در برابر کنش‌های صورت شما مانند خنده، واکنش خواهد داشت. در 2 ماهگی او برای ابراز احساساتش از صدا‌ها استفاده می‌کند. دقیقا وقتی این صداهای نامفهوم از دهانش خارج می‌شود شک نکنید که منتظر پاسخی از طرف پدر و مادرش است. همه چیز خیلی ساده است. گاهی اوقات وقتی بچه گریه می‌کند گرسنه است و از والدینش می‌خواهد که به او غذا بدهند. در واقع در همین محدوده سنی است که او متوجه می‌شود با صدا‌ها می‌تواند پیرامون آنچه اطرافش اتفاق می‌افتد کنترل داشته باشد! شاید باورش برای شما سخت باشد اما نوزاد شما از‌‌ همان بدو تولد درصدد برقراری ارتباط است؛ به ویژه با پدر و مادرش که در دنیا برای او از هر چیز دیگری باارزش‌تر هستند!

وقتی او 2 ماهه می‌شود

در 2 ماه اولیه تولد نوزاد صداهای مخصوص به خودش را مثل ببل یا بغ بغ را از خودش در می‌آورد! این صدا‌ها معمولا زمانی به گوش شما می‌رسد که اوضاع مرتب است و نوزاد از شرایطش راضی است. در این مواقع وقتی والدین در مقابل این صدا‌ها واکنش نشان می‌دهند و با نوزاد خود حرف می‌زنند ناخودآگاه به او یاد می‌دهند که چطور باید در مقابل حرفی از طرف دیگران پاسخی بدهد و به نوعی آرام آرام به او یاد می‌دهند که چطور باید یک ارتباط کلامی دوطرفه برقرار کند. در این مواقع باید در چشم‌های نوزاد نگاه کرد و بعد با او حرف زد. در این صورت شما ارتباط چشمی و کلامی را همزمان به او یاد می‌دهید و برایش درونی می‌کنید. والدین باید در 3 ماهگی نوزاد خود شیوه صحبت را با او خیلی آرام و هوشیارانه تغییر دهند. به عنوان مثال اگر مادر به‌‌ همان زبان بچگانه سوال کند: امروز حالت چطور است؟ نباید بلافاصله سراغ جمله بعدی برود بلکه باید صبر کند تا نوزاد در مقابل این سوال او واکنشی نشان بدهد. اینجاست که نوزاد یاد می‌گیرد باید در مقابل حرف‌های مادرش واکنشی نشان بدهد. این واکنش می‌تواند‌‌ همان صدای ببل باشد یا یک خنده صدادار یا شاید هم فقط لبخند. مهم نیست نوزاد شما دقیقا متوجه شده باشد که شما چه گفته‌اید بلکه مهم این است که او بداند در برابر کنش گفتاری شما باید واکنشی نشان بدهد. در واقع شما یک قدم دیگر در راه آموزش برقراری ارتباط به او برداشته‌اید.

 

وقتی او 3 ماهه می‌شود….

تغییر بزرگ بعدی در یادگیری برقراری ارتباط در حدود 3 ماهگی نوزاد شما اتفاق خواهد افتد. در این مقطع سنی توانایی نوزاد شما برای تمرکز کردن بر ارتباط چشمی بالا می‌رود. در واقع او در مقابل چیزهایی که برایش جالب هستند توقف می‌کند و چشم‌هایش را به آن‌ها می‌دوزد. به خصوص اسباب‌بازی‌هاي براق با رنگ‌های شاد که می‌توانند خیلی براي نوزاد شما جالب توجه باشند. در این مرحله پدر و مادر می‌توانند اسباب بازی‌هاي جذاب برای نوزاد را بردارند و نزدیک او ببرند و درباره آن با نوزاد خود صحبت کنند. والدین می‌توانند یک عروسک را بردارند و آن را نزدیک صورت نوزاد خود بگیرند، تکانش بدهند و به نوزاد بگویند: این عروسک را نگاه کن!

این اتفاق کمک می‌کند تا نوزاد بین اشیا و گفتار ارتباط برقرار کند. چون شما دقیقا با او درباره آن عروسک صحبت کرده‌اید. این موضوع یکی از اصول اولیه برقراری رابطه است. فراموش نکنید برای بالا بردن توانایی گفتاری نوزاد هیچ چیز مهم‌تر از صحبت کردن با او نیست. محققان معتقدند صحبت مستقیم درباره هر چیزی یا هر اتفاقی که توجه نوزاد شما را به خود جلب کرده است می‌تواند بهترین راهکار باشد. اگر شما این اصول اولیه را به خصوص در 6 ماه ابتدایی تولد نوزاد رعایت کنید و البته جدی بگیرید در واقع کمک بزرگی به او کرده‌اید تا توانایی ضروری برقراری ارتباط را فرا بگیرد. باور کنید این مهم کم از غذا دادن، عوض کردن پوشک و تمیز نگه داشتن نوزاد، حمام کردن او و دکتر بردنش نيست.

البته لازم نیست از این بابت خیلی نگران باشید چون محققان بر این عقیده‌اند که بیشتر والدین بدون اینکه متوجه باشند این آموزش را به طور کاملا طبیعی و ناخودآگاه به نوزاد خود می‌دهند.

کار‌شناسان هیچ‌وقت بر سر این‌که چه مقدار از توانایی گفتاری همه ما در زمان نوزادی ذاتی است و چقدر از آن را از پدر و مادر خود یاد می‌گیریم، به اتفاق نظر نرسیده‌اند.

در عین حال بیشتر پدر و مادر‌ها کاملا ناخودآگاه در برابر کنش نوزادان خود بدون اینکه قصد جدی برای آموزش آن‌ها داشته باشند، واکنش نشان می‌دهند. با این حال راهکارهایی وجود دارد که اگر والدین آن‌ها را در دستور کار خود قرار دهند می‌توانند توانایی گفتاری نوزاد خود را هم بالا ببرند. اصلی‌ترین این راهکار‌ها‌‌ همان گفت‌وگوی مستقیم با نوزاد است که مهارت برقراری ارتباط او و البته توانایی گفتاری‌اش را افزایش می‌دهد:

1-گفتگو را به بخش ثابت ارتباط خود با نوزادتان تبدیل کنید. مثلا وقتی او را حمام می‌کنید، وقتی به او غذا می‌دهید یا وقتی با او بازی می‌کنید، در همه این زمان‌ها می‌توانید با او حرف بزنید.

2-وقتی از خود صدا درآورد یا دست و پایش را برای شما تکان داد حتما پاسخ او را با حرف یا لبخند بدهید. او برای برقراری ارتباط سهم خود را انجام داده و حالا نوبت شماست که سهم خودتان را انجام بدهید.

-3 از نوزاد خود سوال بپرسید، درست همانطور که از یک بچه بزرگ‌تر که توانایی پاسخ دارد، می‌پرسید. البته طبیعی است که نوزاد نمی‌تواند جواب معقولی به شما بدهد! اگر او یک لبخند بزند، اخم بکند یا خنده‌های ریزی تحویل شما بدهد یعنی اینکه در تلاش است پاسخ سوال شما را بدهد و این تلاش او قطعا ستودنی است!

-4 ممکن است برای نوزاد خود کتاب بخوانید، یا اینکه عکس‌های داخل کتاب را به او نشان بدهید و درباره‌شان صحبت کنید. در عین حال نباید توقع داشته باشید که نوزاد شما واکنشی بیشتر از دست و پا تکان دادن یا درآوردن صداهایی مثل ببل نشان بدهد هر چند هیچ‌وقت برای اینکه نوزاد شما یاد بگیرد خواندن و گوش دادن هم جنبه‌های دیگری از برقراری ارتباط هستند، دیر نیست بنابراین شما تلاش خودتان را بکنید.

5- بیشتر پدر و مادر‌ها بی‌صبرانه منتظر شنیدن اولین کلمه از زبان نوزادشان هستند. اگرچه کار‌شناسان معتقدند پدر و مادر‌ها باید منتظر باشند تا کوچولوی آن‌ها وقتی که با آن‌ها صحبت می‌کند حواسشان را به آن‌ها بدهند و البته صدای خوشایندی مانند خنده و قهقهه از او بشنوند.

رازهای بد نباید راز بمانند

کودک باید یاد بگیرد درباره رازهایی که او را نارحت می‌کنند حرف بزند.

به کودک باید یاد داد که بین راز خوب و بد تفاوت وجود دارد.

 

رازهای خوب (مثلا خرید پنهانی هدیه) را می‌توان مخفی نگه داشت

اما رازهای بد را باید به فرد مورد اعتماد گفت.


برای این کودک بتواند چنین کند باید اعتماد به نفس داشته باشد

و این در امنیت روانی حاصل می‌شود. یادتان باشد،

بزرگترین ابزار کودک‌آزار مخفی‌کاری است؛ “این رازی بین من و تو است”.

کودک باید بداند هر رازی که ناراحتش می‌کند یا بر خلاف میلش است نباید راز باقی بماند.

مزیت سفر برای کودکان

🔅۱- کودکان صبر و حوصله را یاد می گیرند.

🔅۲- کودکان استقلال و مسئولیت پذیری را یاد می گیرند.

🔅۳- آگاهی های فرهنگی در کودکان ایجاد می شود.

🔅۴- پیوند خانوادگی تان قوی تر می شود.

🔅۵- تجارب یادگیری کودکان افزایش می یابد.

🔅۶- نمرات درسی کودکان بهبود می یابد.

🔅۷- کودکان بر روی جمع آوری خاطرات شگفت انگیز تمرکز می کنند.

🔅۸- کودکان اجتماعی می شوند و راحت تر دوست پیدا می کنند.

🔅۹- کودکان یاد می گیرند که چگونه تحمل کنند و عادت های بهتر را فرا بگیرند.

🔅۱۰- کودکان در مهارت های تصمیم گیری گروهی تبحر می یابند.

🔅۱۱- کودکان یاد می گیرند که چگونه با شرایط مختلف منطبق شوند.

🔅۱۲- کودکان و والدین با یکدیگر یاد می گیرند.

نکته ای در تربیت صحیح

والدینی که با پاسخ کوتاه فرزند را مجبور می کنند از آنها اطاعت کند،

به هیچ عنوان روش درستی برای تربیت کودک خود انتخاب نکرده اند.

با گفتن عبارت: «برای اینکه من می گم!» باعث می شوید تا کودک هرگز به چرایی مسایل فکر نکند و اينگونه قدرت تحلیل و پرسش‌گرایی را از او می گیرید.

گفتن عبارتی همچون: «هر چه من می گویم را باید انجام دهی»

به این مفهوم است که هیچ احترامی برای فرزند خود قایل نیستید و او نیز در مقابل به شما احترام نخواهد گذاشت.

برای تربیت صحیح فرزندان، برای پاسخ به سوالات او زمان بگذارید و

با صبر کامل و مرتبط به او پاسخ بدهید، تا جايي كه احساس كنيد پاسخ مناسب و در خور داده ايد…
بعد از آن ميتوانيد در برابر اصرار او سكوت كنيد…

علل بي ادبي و بد رفتاري كودك

١- نياز به توجه

٢- تناقض در رفتار والدين

٣- احساس بي پناهي و طرد شدگي

٤- احساس غم و اضطراب

٥- بالا بودن استاندارد هاي والدين بدون توجه به شرايط سني كودك

٦- فشار و سخت گيري والدين

٧- تنبيه

٨- رفتار ناعادلانه و غير منصفانه

٩- مقايسه و تبعيض

راه های کاهش تنش بین خواهر و برادرها

یکی از مهم ترین راه های کاهش تنش بین خواهر و برادرها در خانواده مواجه کردن بچه ها با پیامد رفتارشان است.

با اصول رفتاری در مواجهه با دعوای خواهر و برادرها آشنا شوید.

به گزارش نبض ما به نقل از سلامت نیوز، خواهر و برادرها ممکن است به خاطر سطحی ترین مسائل با هم دعوا کنند،

مثل اینکه کجا بنشینند، کی به کی دست می‌زنه، پدر کدامیک را بیشتر دوست داره… به نظرتان آشنا می‌رسد؟

بله چون دعوای بچه‌ ها جزئی از بزرگ شدن آنهاست. کارهایی هست که والدین می‌توانند برای به حداقل رساندن دعوای بچه‌ ها انجام دهند.

1. دعوای بچه‌ ها را نادیده بگیرید.

البته این توصیه باید با این احتیاط همراه باشد که در دعوای بچه‌ ها با هیچ آسیبی (جسمی، احساسی یا فکری) همراه نباشد. در این موارد حتماً باید مداخله کنید. اما بیشتر دعوای بچه‌ ها فقط کل‌کل و مشاجره عادی است و مداخله والدین فقط حل کردن مشکل توسط خود بچه‌ ها و آشتی کردنشان را کندتر می‌کند. خیلی وقت‌ها دعوا کردن راهی برای بچه‌ ها برای جلب توجه است و برای بعضی از آنها، توجه منفی از توجه نکردن بهتر است.

اگر والدین دعوای بچه‌ ها را نادیده بگیرند و اجازه ندهند آن به مرکز خانه تبدیل شود، آنها دیگر دلیلی برای دعوا کردن نخواهند داشت. مادری بود که یکی از اتاق‌های خانه را اتاق دعوا نامیده بود و هروقت بچه‌ ها می‌خواستند دعوا کنند او از آنها می‌خواست که به آن اتاق بروند و تازمانی که مشکل شان را حل نکرده‌اند از اتاق بیرون نیایند. تنها دلیلش هم این بود که دوست نداشت سروصدا و مشاجره بشنود.

۲. در برخورد با رفتارها و دعوای بچه‌ ها ، حفظ برابری دو طرف ضروری است.

یکی از دام‌هایی که ممکن است والدین در آن گرفتار شوند این است که تلاش کنند بفهمند چه کسی دعوا را شروع کرده است، و کی چه گفته است و بعد چه چیز باعث بدتر شدن دعوا شده است. جانب‌گیری کردن یا تعیین مجازات‌های متفاوت زمینه را برای برچسب قربانی و قلدر زدن فراهم می‌کند. در اکثر موارد، مجازات بچه‌ها باید یکسان باشد: بدون هیچ استثنا. هدف باید این باشد که میل به برد و باخت را در دعوای بچه‌ ها از بین ببرید.

۳. به بچه‌ها راه‌هایی آموزش دهید که با آرامش و همکاری برای مشکلات شان راه‌حل پیدا کنند.

حتی بچه‌های خیلی کوچک مسائل ابتدایی عدالت و جنگ نکردن را درک می‌کنند. درمورد دعوا کردن و راه‌های دیگر برای حل مشکلات با فرزندانتان صحبت کنید. همیشه قوانینی برای کارهایی که برای حل مشکلات شان می‌توانند بکنند و نمی‌توانند بکنند تعیین کنید (مثلاً داد کشیدن، گریه کردن، زد و خورد). از آنها بخواهید ایده‌های خود را مطرح کنند و بعد امتحانشان کنند. ممکن است از راهکارهایی که پیشنهاد می‌کنند متعجب شوید ولی آنها خودشان خوب می‌دانند که چه چیزی برایشان موثرتر است.

بچه‌های یک خانواده همیشه سر اینکه شب چه فیلمی تماشا کنند دعوا داشتند. والدین گفتند که دخالتی در این قضیه نمی‌کنند اما هر فیلمی که هر دو بچه‌ها تمایلی به دیدن آن نداشتند را در لیست “ندیدنی‌ها” قرار می‌دادند. اگر بچه‌ها همه فیلم‌هایی که پیشنهاد می‌شد را رد می‌کردند، آنوقت آن شب بدون دیدن فیلم باید می‌خوابیدند. بعد از اینکه این اتفاق یکبار افتاد، خواهر و برادر تمایل بیشتری برای توافق کردن سر یک فیلم پیدا کردند.

۴. وقتی بچه‌ها با هم کنار می‌آیند، آنها را تشویق کنید.

تحسین و تمجید کمک بسیار زیادی به ایجاد رفتارهای مثبت در بچه‌ها دارد. رمز کار این است که دعوای بچه‌ ها را نادیده گرفته و وقتی درست رفتار می‌کنند به آنها توجه کنید. بچه‌ها خیلی زود متوجه این موضوع می‌شوند.

۵. الگوی خوبی باشید.

وقتی خودتان مدام با هم دعوا کنید، نمی‌توانید انتظار داشته باشید که بچه‌هایتان اصلاً با هم دعوا نکرده و خوش‌رفتاری کنند. والدین باید الگوی بچه‌ها در طریقه برخورد و رفتار با هم باشند.

۶. در زمان‌های فشار هم آرامش خود را حفظ کنید.

بچه‌ها با دقت می‌بینند که والدین شان چطور در زمان عصبانیت، مخالفت با چیزی یا بررسی مشکلات رفتار می‌کنند. در زمان‌هایی که تحت فشار هستید هم خوددار باشید و خونسردیتان را حفظ کنید تا الگوی خوبی برای فرزندانتان باشید. اگر بچه‌ها اینقدری بزرگ هستند که درک کنند، می‌توانید با آنها در مورد احساسی که در زمان عصبانیت در بعضی موقعیت‌ها دارند با آنها حرف بزنید. از بچه‌ها بخواهید که نمایشی بازی کنند که مثلاً عصبانی هستند و از آنها بخواهید ببینند به جز دعوا کردن و داد کشیدن چه رفتارهای دیگری می‌توانند از خود نشان دهند.

۷. واکنش های مربوط نشان دهید.

بچه‌ها به دلایل مختلفی با هم دعوا می‌کنند و واکنش والدین به آنها در زمانی که باید مداخله کنند به شکل دادن وضعیت دعوا کردن آنها در آینده کمک می‌کند.اگر والدین داد بزنند، دست‌پاچه شوند یا عصبانی شوند و از الفاظ زشت استفاده کنند، نتیجه این خواهد شد که آن رفتار آزاردهنده در دعواهای بچه‌ها دوباره تکرار خواهد شد.

۸. سعی کنید موقعیت‌های دعوا کردن را از بین برده یا به حداقل برسانید.

همه دلایل دعوای بچه‌ ها را پیدا کنید و تلاش کنید آن دلایل را از میان بردارید. اگر هر شب سر اینکه چه کسی روی چه صندلی بنشیند دعوا می‌کنند، سعی کنید برای آنها سر میز جا مشخص کنید و بعد اگر لازم بود به صورت چرخشی جایشان را عوض کنید. آیا سر رنگ‌ چیزهای مختلف دعوا می‌کنند؟ برای آنها رنگ ها‌ی مشابه بخرید. اگر سر اندازه تکه پیتزا یا دسری که به آنها داده‌اید این دعوا دارند، قانون بگذارید که کسی که به تکه کردن غذا کمک می‌کند می‌تواند خودش تکه موردعلاقه خودش را انتخاب کند.

باید بدانید که چه زمان فرزندانتان در بدترین حالت خود هستند، مثلاً کی خسته یا گرسنه هستند یا روز بدی را پشت سر گذاشته‌اند، و تا جایی که ممکن است موقعیت دعوای آنها را از بین ببرید. بچه‌ ها باید بدانند که آنها را به یک اندازه دوست دارید و صرفنظر از رفتارشان، به یک اندازه خاص هستند. گاهی‌ اوقات یک آغوش و یک بوسه تنها چیزی است که فرزندتان به آن نیاز دارد.