اطلاعات تماس

قرارگاه عبدالله رضیع

دسته: والدین

بخش والدین

مقایسه فرزندان=شلیک تیر به مغز آنان

همه ما انتظار داریم فرزندانمان پیوسته در مسیر موفقیت حرکت کنند و در هر جمعی که حضور دارند چهره شاخص آن گروه باشند. این احساس در ذات خود حالت ناخوشایندی نیست یعنی آرزوی فرزندان موفق نه عجیب است و نه بد! اما هنگامی که به مقام مقایسه نزدیک شود تبدیل به تجربه ای آزار دهنده خواهد شد که فشار سنگینی را بر روح و روان فرزندان وارد می کند.

حالتی را تصور کنید که در آن  فرزند پسر 7 ساله خود را به تازگی در کلاس بسکتبال ثبت نام کرده اید، در حالی که 4 جلسه از آشنایی فرزند شما با رشته ورزشی بسکتبال می گذرد، مربی، والدین را به تماشای یک بازی دوستانه دعوت می کند. در این دیدار فرزند شما در کنار گروه همسالان خود که البته چندماه زودتر تمرین را آغاز کرده اند، بازی می کند.

بازی آغاز می شود و توجه شما به سرعت به سمت یک یا دو کودکی که بهتر از بقیه بازی می کنند جلب شده و با لذت آنها را دنبال می کنید در این هنگام مربی تعویضی انجام داده و فرزند شما وارد زمین می شود. در این مرحله نیز ناتوانی های فرزند شما به سرعت جلب نظر کرده و تمام امیدهایتان از بین می رود. در اینجا اولین چیزی که فراموش می شود تجربه کم فرزندتان است که حتی قوانین ابتدایی مانند خطای رانینگ را نیز به درستی نمی شناسد. حال کافی است مقداری در کنار زمین شیطنت هم داشته باشد و با دوستان خود به خنده و شوخی مشغول شود؛ اینجا است که کاملا خود را برای گرفتن انتقام(!) آماده می کنید. هنوز هم هیچ چیز را به خاطر نمی  آورید مخصوصا اینکه این پسر 7 ساله هنوز به اندازه کافی آموزش ندیده؛ اساس مغزتان غیر از خشم یا ناامیدی فعالیت خاصی را آنالیز نمی کند.

به هرترتیب بازی تمام شده با حسی از سرشکستگی و خجالت سمت مربی رفته از او تشکر و خداحافظی می کنید و سپس از سالن خارج می شوید. فرزند شما بلافاصله متوجه تغییرات رفتاری و سکوت والدین خود می شود. از آنها درباره علت ناراحتی شان سوال می کند و ناگهان آتشفشان فوران کرده و رگبار انتقادات آغاز می شود. در این مرحله جملاتی مانند:
–   آن دوستت نصف تو قد دارد اما عالی بازی می کند!
–   فقط مشغول بازیگوشی و خنده هستی!
–   حیف آن هزینه و زمانی که برای تو متحمل می شوم!
–   و…

(بیشتر…)

چرا بچه ها بدزبان می شوند؟

بدزبانی و فحش دادن فقط از طریق آموزش و مواجه شدن در کودکان ایجاد می شود.

البته بدزبانی فقط شامل فحش دادن نمی شود و مواردی مثل صدا زدن بزرگترها

با اسم کوچک، تهدید کردن، طعنه زدن، گستاخی و فریاد زدن به جای آرام صحبت کردن را هم باید در گروه بدزبانی قرار داد.

💠 راهكارهايى براى جلوگيرى از بدزبانى كودكان :

(بیشتر…)

فرزند پروری

💠 با من بازی کن!

📚 تحقیقات جدید نشان میدهد، نوع بازیهایی که مادرها با فرزندشان انجام می دهند

با بازیهایی که معمولا پدرها انجام میدهند، متفاوت است.

 

✅ کودکانی که هر دو نوع بازی را دارند به خوبی فعالیت های مناسب زندگی را می آموزند

و رشد سالم و متعادل تری را دارند.

 

🌀وقتی پدر با فرزندشان بازی می کند بیشتر به دنبال خوشگذرانی با اوست.

برعکس بازیهای مادرانه بیشتر آموزی است و مادر ترجیح میدهد حین بازی به فرزندش آموزش دهد.

 

💯 کودک حین بازی با والدین، دو دنیای مختلف را تجربه می کند.

دنیاهایی که مکمل هم هستندو آموزشهای هر دو زندگی را به او می شناساند.

 

🔴 اگر پدر حضور ندارد، عمو، دایی یا پدر بزرگ می تواند جایگزین شود

کودک کتابخوان

وقتی بچه‌ها کتاب خوان و اهل مطالعه می‌شوند دنیایشان وسیع‌تر و غنی تر می‌شود.


مطالعات و تحقیقات نشان داده است کودکانی که

مرتب و به صورت منسجم در دوران کودکی برای آن‌ها کتاب خوانده می‌شود

مهارت‌های برقراری ارتباط و قدرت فکری آن‌ها افزایش یافته

و در سنین نوجوانی و جوانی بیشتر از بچه‌هایی که

به صورت مرتب و منسجم برای آن‌ها کتاب خوانده نمی‌شده این مهارت‌ها در آن‌ها بارور می‌شود.

والدین عزیز وقتی شما به کودکانتان کمک می‌کنید که یاد بگیرند کتاب بخوانند

در واقع به آن‌ها کمک می‌کنید که دری به روی جهانی بزرگ و پر هیجان باز کنند.

 

چه چیز حسادت بر انگیز است؟

حسادت عاطفه ای است که در دوران اولیه زندگی کودک در او ریشه می دواند.

حسادت درحد طبیعی، جنبه هایی مثبت و ترغیب کننده و سازنده دارد. ولی گاه به مرحله ای می رسد که باعث رنج خود فرد و آزار دیگران می گردد.

⛔️عوامل محیطی و اشتباهات والدین سبب رفتار حسادت آمیز در کودک است. شناخت این عوامل کمکی است برای سلامت عاطفی و روانی کودکان ما.

⛔️والدینی که فرزند خود را بیش از حد کنترل میکنند، همه کارهایشان را انجام می دهند و عزیز دردانه بار می آورند نه تنها شانس آزادی و خود کفایی را آز آنها می گیرند، بلکه این احساس را در کودک بوجود می آورند که همه چیز به او تعلق دارد و در نتیجه با ورود کودک جدید یا دوستی به خانه احساس نا امنی کرده، آنها را مقصر می شمارند و اگر چیزی را که می خواهند بدست نیاورند دچار افسردگی و احساس حقارت می شوند. و این احساس همیشه با آنها میماند.

👈 این کودک که در پنبه نگهداری شده و دیگر کسی وقت رسیدن به او را ندارد، ناگهان زیر پایش خالی شده و معلق میماند، که گوشه گیری و خجلت و بی اعتمادی نسبت به خود را به دنبال دارد.
باید بدانید که رشد کودکان همیشه یکسان نیست، هر یک الگوی خاص خود را دارند و بر اساس آن و علائق خود رشد می کنند.

پس ⛔️ مقایسه کودک با دیگران،⛔️ تحقیر آنها در برابر دیگران، ⛔️

ترس از دست دادن عشق والدین ممکن است آنها را وامی دارد که از راههای ناسالم و ناموفق توجه والدین یا دوستان را جلب کنند تا ضعف و حقارت خود را بپوشانند.
⛔️والدین حسود با رفتار و گفتار خود آنرا به فرزندشان منتقل می سازند.
💥رقابت و حسد را به رفتاری مثبت و سازنده بدل سازید.
💥 استعداد و علائق او را تشویق کرده و کمک کنید در آن موفق شود واعتماد به نفس پیدا کند. کودک موفق حسادت نشان نمیدهد.
💥شنونده خوبی باشید و بگذارید باشما درد دل کنند تا به دلیل رفتارشان پی ببرید و خود و محیط را اصلاح کنید.
💥 کتاب ها و فعالیتهای مناسب ،
💥 تعیین وقت مخصوص و تنها برای کودک،
💥 رعایت حقوق مساوی برای همه درخانه، و
💥 دوری ازرفتار بدبینانه وکینه به دیگران از مواردی هستند که از ایجاد حسادت جلوگیری میکنند.
💥الگوی احترام و مهر نسبت به دیگران باشید.

ناخن جویدن و انگشت مکیدن کودکان

ناخن جویدن با منشأ اضطراب و انگشت مکیدن با علت‌ عاطفی

◽️ناخن جویدن با انگشت مکیدن متفاوت است، ناخن جویدن ریشه‌های اضطرابی دارد، اما انگشت مکیدن ریشه‌های احساسی و عاطفی دارد.

◽️ناخن جویدن یک عادت عصبی و جزو اختلالات کودکان محسوب می‌شود، ناخن جویدن می‌تواند از کودکی تا دوران نوجوانی و بزرگسالی ادامه یابد.

بر اساس آمارها، یک سوم کودکان دبستانی و نیمی از نوجوانان ناخن می‌جوند. هم‌چنین حدود یک چهارم نوجوانان ما دچار این عادت ناپسند هستند.

◽️برای ترک این عادت، از کودک بخواهیم دهان و آرواره‌های خود را به آرامی فشار دهد و دهان خود را بسته نگه دارد و لبخند بزند و نفس عمیق بکشد.

کودک باید دست‌هایش را شل و رها کند تا بتواند به‌صورت ناگهانی آن را منقبض و رها کند تا جلوی فشاری که می‌خواهد دست‌هایش را به سمت دهان ببرد، گرفته شود.

◽️کودک را از سیمای زشت ناخن جویدن مطلع کنیم.

برای این کار از کودک بخواهیم دست‌هایش را با دست‌های کودکان دیگر مقایسه کند.کودک را از وضعیت ظاهری‌اش آگاه کنیم.

از کودک بخواهیم جلوی آینه برود و ببیند در صورت ناخن جویدن چه شرایطی برای دست‌های او ایجاد می‌شود.

◽️یکی دیگر از کارهایی که می‌تواند انجام داد ایجاد مشغولیت ذهنی فرعی برای کودک است.

برخی کودکان وقتی بیکار هستند از دستشان برای ناخن جویدن استفاده می‌کنند. برای این کار می‌توان اشیاء کوچک و قابل حمل مانند سنگ کوچک، توپ و خمیر بازی را در اختیار آن‌ها قرار داد.

چگونه مهربانی را به کودکان بیاموزیم؟

نیاز به عشق و محبت از تولد با كودك است. كودك به‌واسطه‌ این ارتباط ابتدا با مادر و

بعد با پدر و بتدریج با سایر نزدیكان رابطه نزدیكی پیدا می‌كند…

این ارتباط اساس تمام روابط بعدی كودك را تشكیل می‌دهد كه علاوه بر خانواده،

شامل ارتباط او با همسر و فرزندان، دوستان، همكاران و اطرافیان او نیز می‌شود.

 

اما حتما همه شما كودكانی را دیده‌اید كه با سنگ و چوب به جان سگ و گربه می‌افتند یا در كلاس زورگویی می‌كنند و همكلاسی‌های ضعیف‌تر از خودشان را اذیت می‌كنند. تا به حال از خودتان پرسیده‌اید دلیل این كار چیست و چرا آنها نمی‌توانند دست‌نوازش بر سر گربه و حیوانات بكشند.فرید براتی سده، روانپزشك معتقد است كه مهربانی، محبت، سخاوت، دلسوزی، عشق و نوعدوستی مفاهیمی مرتبط با هم است كه در ارتباطات بین فردی نمایان می‌شود.

ویژگی‌های كودك نامهربان

روان‌شناسان معتقدند كه نبود مهربانی آسیب‌های شدید و غیر قابل جبرانی به بار می‌آورد. همه ما در زندگی روزمره‌ خود با افراد نامهربان زیادی مواجه شده‌ایم. یك فرد نامهربان چه خصوصیاتی دارد؟

براتی دراین‌باره می‌گوید: درك نكردن دیگران و ناتوانی در توجه، همدلی و همدردی با دیگران، صمیمی نبودن با دیگران، رفتارهای خشن و بی‌رحمانه با دیگران و گاهی دشمنی با آنها و بدخواهی برای آنها واحساس پشیمانی و ناراحتی نكردن از آزار و صدمه‌ای كه دیگران وارد كرده‌اند از ویژگی‌های رفتاری این كودكان است.

این رفتارهای نامهربانانه در كودكی می‌تواند در آینده منجر به بزهكاری، اعتیاد، پرخاشگری، بیماری‌های جسمی و روانی شود.كودكان خیرخواه و سخاوتمند، كودكانی هستند كه تنها به فكر خود و منافعشان نیستند، بلكه به احساسات، نیازها و خواسته‌های دیگر افراد خانواده و دوستانشان نیز اهمیت می‌دهند.

این كودكان آموخته‌اند كه با بخشش، نیكوكاری و خوشرفتاری می‌توانند موجب شادی دیگران شوند. كودكان سخاوتمند از این‌كه دیگر اطرافیانشان را نیز همچون خودشان، سرحال و بانشاط می‌بینند، لذت می‌برند. آنها برای جمع و روابط اجتماعی ارزش و احترام قائلند و بخشش را یكی از ویژگی‌های برتر شخصیتی می‌دانند.

روانشناسی تربیتی کودکان

از خطر های واقعی که ما به آنها هشدار می دهیم نمی ترسند. از بازی با آتش و از بازی کردن در خیابان دوری نمی کنند. زمانیکه کودک احساس قدرت کند و حق انتخاب داشته باشد کمتر می ترسد. پس شما از آزادی دادن به فرزند تان نترسید .

اضطراب احساسی است که معمولا نسبت به عدم آگاهی از آینده دست می دهد . پدر دیر کرده هنوز نیامده شاید تصادف کرده باشد؟ این نوع تفکر برای کودکانی بین 7تا 12 سال ایجاد اضطراب میکند. یا مادر که اوقاتش از من بلخ شد دیگر بر نمی گردد.

نوزادان نسبت به صدای بلند حساس هستند و

با شنیدن صدا از خواب می پرند.

هر بار در شروع زندگی نوزادتان ترسیده لازم است او را در آغوش گرفته

و پس از اینکه بخواب رفت در گهواره با محل خوابش بگذارید.

طولی نمی کشد که این حساسیت بر طرف می شود.

ولی برای ایجاد حس امنیت خاطر اجرای آن را توصیه می کنیم. سن 6تا 8 ماه گی اوج ترس از غریبه است. نوزادان در این سن فقط با کسانیکه مدام مواظب شان هستند احساس امنیت می کنند. به همین دلیل واقعاً لازم است مادر با فرزندش بماند و کار کردن را به نگهداری از نوزاد ترجیح ندهد.

در حدود 2 سالگی کودک نو پا به محبت و محافظت کسی که از او نگهداری می کند توجه خاص پیدا کرده و ترس جدا شدن از او ممکن است مزاحم مادر بشود. فقط با مهربانی و حوصله باید رفتار کنید. قایم شدن و تنها گذاشتن کودک به اعتماد او صدمه می زند. برایش به آرامی توضیح دهید که مجبورید او را به دیگری که می شناسد بسپارید. ناگهان ناپدید شدن موجب ترس واقعی برای او میشود، زیرا خیال می کند ممکن است خودش هم ناپدید بشود.
💥 قبل از اینکه اقدام به انجام کار جدیدی بکنید با کلمات ساده آن برنامه جدید را برایش بازگو کنید. مثلا اگر برای نخستین بار کنار دریا می روید. به او توضیح دهید دریا مثل وان حمام است ولی دیواره ندارد. دست تو در دست من است و مواظب تو هستم.

دشمن زندگی زناشویی شما کدامند؟

برای اینکه زندگی زناشویی خوبی داشته باشیم، لازم نیست که بیخودی به دنبال راه های معجزه آسا باشیم. ضمن اینکه باید بدانید که خوشبختی در زندگی زناشویی و داشتن یک زندگی زناشویی موفق بعد از ازدواج، هیچ ارتباطی به رویاپردازی و ایده آل نگری نداشته و در عین حال چیزی نیست که بدون هیچگونه تلاش و اراده ای، تحقق بپذیرد. پس لازم است بدانید که اگر واقعا قصد بهبود شرایط زندگی زناشویی خودتان را دارید، یکی از بهترین اقداماتی که می توانید انجام بدهید، شناسایی عوامل مخرب در زندگی زناشویی است که ما در این مطلب از آن ها با نام دشمن زندگی زناشویی یاد می کنیم و قصد داریم تا 9 مورد از آن ها را در ادامه ی مطلب بیاوریم. البته هر کدام از شما ممکن است به فراخور شرایط زندگی خودش، بخواهد به این موارد، مورد دیگری نیز بیفزاید.

تلويزيون

تلويزيون قاتل عشق است. در اين مورد هيچ شكي نداشته باشيد! حتی کاملا توصیه می شود که شام خوردن جلوي تلويزيون را قدغن كنيد. هر شب غذا خوردن جلوي تلويزيون به همراه گويندگان نمي‌گذارد حواستان به همسرتان و فرزندانتان باشد، از آن گذشته آن‌قدر جلوي تلويزيون به تماشاي فيلم مشغول بوده‌ايد كه وقتي به رختخواب مي‌رويد‌، حتي ديگر وقت نداريد با هم حرف بزنيد و از حال يكديگر باخبر شويد. تنها چاره كار اين است كه اين دشمن را از زندگي عاشقانه بيرون بيندازيد! براي آنكه در اين كار زياد سخت‌گيري نكرده باشيد‌، مي‌توانيد موافقت كنيد كه در هفته‌، بعضی از شب ها تلويزيون خاموش باشد. البته فراموش نکنید که تلوزیون در رابطه ی میان والدین و فرزندان نیز بعضا نقش های مخرب زیادی دارد.

خانه‌نشينی

ممکن است به خاطر تلويزيون و يا بنا به دلايلي، ديگر بيرون نروید! البته حتما لازم نیست که رستوران های آنچنانی بروید و یا از همسرتان چنین انتظاری را داشته باشید. چرا که به هر حال اصل قضیه این است که شما اوقاتی را با هم و به بهترین شکل سپری کنید. حالا می توانید غذایی که در منزل تهیه کرده اید را به پارک ببرید و یا اینکه اگر می توانید به رستورانی که در آن خاطره های خوشی داشته اید، بروید. فراموش نکنید که نباید با هزینه تراشی های بی مورد، به گونه ای متحمل هزینه بشوید که دیگر نخواهید به رستوران بروید. اگر هم به سینما علاقه دارید و از آن لذت می برید، می توانید با تفاهم بر روی فیلم خاصی، از تماشای آن لذت ببرید. فراموش نکنید که صله ی رحم را همواره در برنامه های خودتان بگنجانید. مبادا طوری رفتار کنید که ببینید ديگر از گردش‌هاي دونفره و شب‌نشيني‌هاي رمانتيك خبري نيست! بايد دوباره آن حال و هوا را به‌دست‌آوريد و به اتفاق يكديگر از خانه بيرون بزنيد! حالا كه به تازگي از شر تلويزيون خلاص شده‌ايد، سعی کنید که توجه به همسرتان، تلوزیون جدید شما باشد!

ساعات اضافی

ديگر دير از سر كار به خانه برنگرديد! نه تنها براي خودتان وقت نداريد بلكه علاوه بر آن خستگي و عصبانيت‌تان را با خود به خانه مي‌آوريد‌ كه حقيقتا هیچ کار خوشايندي براي فرزندان وهمسرتان نيست! تنها كافي‌است كه كار، تمام زندگيتان را به‌خود مشغول كند، به سرعت تنها موضوعي مي‌شود كه از آن در خانه حرف مي‌زنيد. بس كنيد! سعي كنيد به حد كافي زود به خانه برگرديد تا قبل از شام كمي وقت براي خودتان و يا با هم بودن داشته باشيد. به شرطي که طبق همان اصل اول، در اين مدت جلوي تلويزيون ولو نشويد! و خصوصا براي آنكه توجه بيشتري به يكديگر داشته باشيد، هر ازگاهي كار را از ياد ببريد. به عنوان مثال می توانید تصور کنید که هر گاه به خانه بر می گردید، همانطور که جوراب های خودتان را از پایتان خارج می کنید، تمام مسائل فکری بیرون از خانه تان را هم از ذهنتان خارج کرده و آن ها را درون جوراب هایتان بریزید.

رسيدگي به وضع ظاهر

فكر نكنيد چون ديگر زن و شوهر هستيد و چندين سال از زندگي مشتركتان مي‌گذرد، بايد نسبت به وضع ظاهرتان بي‌خيال شويد! چرا که در روایات اسلامی هم نسبت به این که هر کدام از زن و شوهر خودش را برای همسرش آراسته کند، تاکیدات و سفارشات بسیار فراوانی وجود دارد. پس بهتر است که دست از شوریدگی و نا‌مرتب بودن برداريد، موهايتان را ژوليده و درهم رها نكنيد، از ريخت‌و‌پاش‌كردن در خانه خودداري كنيد و به‌خودتان برسيد! همسرتان مطمئنا شما را همانگونه كه هستيد دوست دارد، با اين‌حال چرا سعي نمي‌كنيد خود را به بهترين شكل نشان دهيد؟ به اين ترتيب به او نشان مي‌دهيد كه حضور او و تاثيري كه بر او مي‌گذاريد برايتان مهم است!

بي‌توجهی

يكي ديگر از دشمنان بزرگ زن و شوهرها‌، بي‌توجهي است. در اينجا منظور از توجه كردن گل خريدن و يا هديه دادن نيست بلكه تنها نگاه كردن به همسرتان است که گاهی می تواند خیلی بیشتر از آنچه که تصور می کنید، تاثیر خوبی در زندگی تان بگذارد. زماني‌كه همسرتان آرايشگاه رفته و يا كت جديدي خريده است به او توجه نشان دهيد؛ به‌خصوص زماني ‌كه او را شيك و زيبا مي‌بينيد و يا وقتي‌ كه او با تعريف‌هاي بجا و مناسبش شما را تحت‌تأثير قرار مي‌دهد، از او تعريف كنيد. زيرا تعريف و تمجيد‌ها هميشه خوشايند هستند‌، اما تنها زماني‌كه درست و بجا به‌كار برده شوند.

حسادت مفرط

دست از پاييدن و سين‌جين كردن همسرتان برداريد زيرا زندگي مشترك براساس اعتمادي دو جانبه بنا مي‌شود. شك و بدگماني‌هاي بيش از حد شما‌، در نهايت او را به ستوه آورده و به سمت فرد ديگري هل مي‌دهد! پس مواظب باشید که با دست خودتان، عشقتان را نابود نکنید.

خانواده همسر

نه، مطمئنا تمام خانواده‌هاي همسر آنگونه كه در فيلم‌ها به‌صورت منفي نشان داده مي‌شوند، نيستند. پس سعی کنید که از تلقین منقی به ذهنتان کاملا دوری کنید و این باور را در خودتان تقویت کنید که تفاهم بين همسر و خانواده شما اغلب مي‌تواند گرم و صميمانه باشد. اما نكته مهم آن است كه بدانيد زماني‌كه اين تفاهم به حد كافي وجود دارد‌، چيزي را به همسرتان تحميل نكنيد. چنانچه احساس مي‌كنيد كه همسرتان از رفت‌وآمد‌هاي آخر هفته كم‌كم خسته مي‌شود به او اصرار نكنيد آخر هر هفته براي ناهار با خانواده شما باشد و البته اين قاعده در مورد ميهماني‌هاي همكاران و دوستان قديمي نيز صدق مي‌كند.

نبود برنامه

تشكيل خانواده به معناي گذراندن زندگي بدون در نظر‌گرفتن آينده نيست. شما بايد به اتفاق هم آينده‌تان را بسازيد. از برنامه‌هاي كوتاه‌مدت (مكاني كه تعطيلات را در آنجا مي‌گذرانيد، خريد اتومبيل و…) گرفته تا برنامه‌هاي بزرگ‌تر (بچه‌دار شدن، عازم شهر ديگري شدن و…) بي‌درنگ در مورد آينده‌تان و اينكه چگونه با آن روبه‌رو مي‌شويد فكر كنيد. اين عمل روابط شما را منسجم‌تر و شور و شوق پيش‌روي در زندگي را در شما شعله ور مي‌كند!

سكوت

مطئنا عدم‌گفت‌وگو براي زندگي زناشويي مضر است. اين امر بنا به دلايل مختلف اغلب ناشي از كمبود وقت و يا بي‌توجهي زن و مرد نسبت به يكديگر است كه در بالا از آنها نام برده‌ايم. با اين‌حال، معمولا گفت‌وگو ميان زن و مرد صورت مي‌گيرد، اما هيچ‌يك از طرفين به حرف‌هاي يكديگر گوش نمي‌دهند… در اين حالت، موضوعي را با هم مطرح كنيد و سعي كنيد حقيقتا حرف طرف مقابل‌تان را بفهميد. درصورت نياز، بي‌درنگ از يك روان‌درمانگر كمك بگيريد. البته ناگفته نماند که متاسفانه بعضی از زن و شوهرها، حرف هایی می زنند که اگر سکوت کنند و آن‌ها را نگویند، بسیار برای آن ها بهتر است… پس حالا تصمیم و تشخیص آن که چگونه سکوت زندگی را بشکنید، با خودتان است.

راه های مقابله با بی حوصلگی در محیط کار

انجام چند کار به‌طور همزمان مفید نیست و هزینه‌های شناختی زیادی دارد. وقتی متوجه شدید که حواستان پرت شد، تمرین تنفس را انجام دهید تا چرخه اضطراب یا استیصال را بشکنید. فکر کنید به‌عنوان یک همکار یا یک رهبر در سازمان چگونه رفتار خواهید کرد و اجازه دهید تصویر ذهنی‌تان، رفتارتان را هدایت کند. وقتی سراغ رسانه‌های اجتماعی یا ایمیل‌هایتان می‌روید برای خود مرزبندی داشته باشید و مراقب باشید که با چه کسانی وقت خود را می‌گذرانید.

با توجه به اثر سرایت اجتماعی، همکارانی که در هم شکسته و پریشان هستند ممکن است باعث شوند همین احساس در شما نیز شکل بگیرد. سعی کنید رابطه‌تان حمایتگر باشد: از همکاران راهنمایی بخواهید و همدیگر را تشویق به انجام وظایف خود کنید. در نهایت، مراقبت از خود را دست‌کم نگیرید. به خودتان زمان استراحت بدهید، سالم غذا بخورید و خوب بخوابید.

افراد خبره چه می‌گویند

احساس پریشانی و ناکارآمد بودن مساله‌ای است که به نظر سوزان دیوید موسس سازمان راهبری هاروارد اکثر افراد با آن دست و پنجه نرم می‌کنند. بالاخص از این جهت که بیشترمان همواره توسط رسانه‌های اجتماعی و پیام‌های جدید بمباران می‌شویم. حتی زمانی که احساس می‌کنید انرژی زیادی برای کار دارید باید خودتان را با وضعیت همکارانتان نیز هماهنگ کنید.

دیوید می‌گوید: «ما به‌طور نامحسوس تحت‌تاثیر رفتار‌ها و احساسات دیگران هستیم.» ریچارد فرناندز به‌عنوان مدیرعامل موسسه غیرانتفاعی «درون خود را جست‌وجو کنید» که یک سازمان آموزشی جهانی در زمینه ذهنیت جهانی و هوش عاطفی است اشاره می‌کند که این مساله حقیقت دارد. او می‌گوید «آنچه در همه ما مشترک است یک عصب‌شناسی بنیانی است که ما را در مواجهه با استرس به سمتی می‌برد که همیشه کارآمد نیست». برای غلبه بر این مشکل و بازیابی تمرکز قدم‌های زیر را بردارید.

به خطرات چند وظیفه بودن واقف باشید

ابتدا به تاثیری که چند وظیفه بودن، مثلا پاسخ به تلفن و رسیدگی به پیام‌های توئیتر، بر مغز شما دارد واقف باشید. فرناندز توضیح می‌دهد که ما شبکه‌ای از ساختار‌های مغزی داریم که با تمرکز فرد در ارتباط هستند. یک «شبکه حالت پیش‌فرض» وجود دارد که مسوول تجزیه و تحلیل گذشته، پیش‌بینی یا برنامه‌ریزی برای آینده و بازتاب اثر آن روی شخص و دیگران است.

او می‌گوید «ما تقریبا نیمی از زمان را در این حالت به‌سر می‌بریم». اما زمانی که لازم است فکر خود را متمرکز کنید وارد «شبکه مستقیم توجه» می‌شوید که به شما اجازه می‌دهد خاطرات را کنار بگذارید و روی کار تمرکز کنید. پریشانی یا حواس‌پرتی، به هر شکلی که باشد، شما را مجددا به حالت پیش‌فرض بازمی‌گرداند و هزینه شناختی بازیابی تمرکز بسیار بالاست. فرناندز می‌گوید «برخی از تحقیقات نشان می‌دهند که بازگشت به سطح قبلی می‌تواند بین ۱۰ تا ۱۸ دقیقه زمان ببرد.» به همین خاطر کاهش وقفه‌ها در زمان انجام کار مساله بسیار مهمی است.

پاسخ عاطفی خود را آزاد بگذارید، اما مسوول باقی بمانید

احساس درماندگی می‌تواند با عواطف گوناگونی همراه باشد (استیصال، خشم، هیجان) که می‌تواند اثر مخرب‌تری روی کارآمدی و بهره‌وری فرد داشته باشد. پس به نظر دیوید در اینجا لازم است «این چرخه متوقف شود». او معتقد است که بهتر است احساسات خود را شناسایی و نامگذاری کنید و بعد از خودتان درباره این احساسات سوال بپرسید.

مثلا ممکن است بگویید، «بسیار خوب من عصبانی هستم، اما مسوول آن چه کسی است- عصبانیت یا من، به‌عنوان کسی که این احساس را دارم.» فرناندز با این روش موافق است. او می‌گوید «باید تایید کنید که چنین احساساتی وجود دارند. این احساسات مشروع و مهم هستند. اما نباید بر موج این احساسات سوار شد».

توجه خود را جمع کنید

فرناندز می‌گوید زمانی که خودتان را پریشان یافتید، «مکث کرده و وضعیت را بررسی کنید، آگاه باشید که در چنین وضعیتی هستید». سپس نقطه کانونی توجه خود را عوض کنید. البته این کار در حرف آسان‌تر از عمل است، اما به خودتان یادآوری کنید که بیشتر مسائلی که نگران آن هستیم «تهدید آنی نیستند». برای آنکه ارتباط با بخش منطقی ذهنتان دوباره برقرار شود «تمرکز خود را روی موضوعات آنی و جزئی قرار دهید مثلا تنفس کردنتان.»

فرناندز می‌گوید این به معنی تلاش برای نادیده گرفتن احساس پریشانی نیست: «لازم نیست این احساس را منکوب یا سرکوب کنید. آن را یادداشت کنید، تایید کنید و آن را در گوشه‌ای از ذهن خود قرار دهید که بعدا درباره آن فکر کنید، یا با کسی در میان بگذارید یا زمانی که سر کار نیستید و وقت فکر کردن دارید به آن بپردازید.»

بر ارزش‌های خود تکیه کنید

زمانی که توجه خود را جمع کردید، می‌توانید انتخاب کنید که آن را در چه حوزه‌ای متمرکز کنید. دیوید می‌گوید که تمرکز روی ارزش‌هایتان به شما احساس کنترل می‌دهد. او می‌گوید «زمانی که در هم شکسته هستید، احساس می‌کنید توانایی و انتخاب‌های زیادی از شما دور می‌شوند. اما با این حال باید انتخاب کنید که قصد دارید چه کسی باشید. اگر همکاری کردن از ارزش‌های اصلی شماست، روی آن متمرکز شوید.

چگونه می‌توانید به افراد کمک کنید که احساس کنند بخشی از تیم هستند؟ و به این مساله فکر کنید که عدم تمرکز شما چه تاثیری بر احساساتتان دارد.» اگر عدالت برای شما مهم است، احساس پریشانی چه تاثیری می‌تواند روی عادل بودن شما داشته باشد؟ اگر روزانه سه ساعت در شبکه‌های اجتماعی هستید، تاثیر آن روی تیم و خانواده شما چگونه است؟

مرز‌ها را مشخص کنید

وقتی آگاهی بیشتری درباره علت پریشانی خود به‌دست آوردید، برای خود قانون بگذارید. اگر متوجه شدید زمانی که صبح‌ها اخبار را دنبال می‌کنید باعث می‌شود در محیط کار ناراحت و غیرمتمرکز باشید، در این‌صورت به خودتان بگویید که تا زمان ناهار به سراغ اخبار جهان نخواهید رفت.

یا می‌توانید تصمیم بگیرید قبل از آنکه به سراغ فیس‌بوک بروید، حجم مشخصی از کار را انجام داده باشید. اگر برای این مسائل روی خودتان کنترل ندارید، برنامه‌هایی وجود دارند که می‌توانید در مرورگر خود یا روی موبایل نصب کنید که به شما یادآوری می‌کند برای هر سایت خاص چقدر می‌توانید وقت بگذارید. همچنین به تمرین هم نیاز دارید.

فرناندز می‌گوید: «تحقیقات زیادی انجام شده که نشان می‌دهد تفاوت میان تمرکز هوشمندانه و تمرکز … وشمندانه عبارت است از تمرکز حساب‌شده.» او به‌عنوان مثال به ورزشکارانی اشاره می‌کند که در زمان تمرین به خود می‌گویند «من تا زمانی که ۱۰ پرتاب آزاد انجام ندهم، خط پرتاب را ترک نخواهم کرد.» پس وقت بگذارید و به ذهن خود آموزش دهید که روی یک کار متمرکز باقی بماند.

افرادی را که با آن‌ها تعامل دارید هوشمندانه انتخاب کنید

سرایت اجتماعی یک مساله واقعی است. دیوید می‌گوید: «همه ما این تجربه را داریم که وقتی وارد یک آسانسور می‌شویم و همه با موبایل خود مشغول هستند، ما هم به سراغ موبایلمان می‌رویم.» او به تحقیقات تازه‌ای اشاره می‌کند که نشان می‌دهد اگر شخصی که کنار شما در هواپیما نشسته شکلات بخرد، حتی اگر آن شخص را اصلا نشناسید، ۳۰ درصد احتمال دارد که شما هم همان خرید را انجام دهید.

همین مساله در مورد بهره‌وری هم صادق است. اگر همکارانی دارید که همواره دچار حواس‌پرتی هستند، یا کسانی که همواره شما را از کار اصلی‌تان دور می‌کنند، سعی کنید وقت کمتری با آن‌ها بگذرانید. لازم نیست بی‌ادب باشید؛ می‌توانید از عبارات ساده استفاده کنید، مثلا «می‌توانیم این گفت‌وگو را بعدا ادامه دهیم؟ باید این گزارش را تمام کنم و بعد می‌توانیم استراحت داشته باشیم».

همکاران خود را حمایت و از آن‌ها حمایت دریافت کنید

به‌جای آنکه از همکاران حواس‌پرت خود فاصله بگیرید، می‌توانید همدیگر را تشویق کنید که متمرکز باقی بمانید. با همکارانتان قرار بگذارید، زمانی را مشخص کنید که طی آن بدون مزاحمت برای یکدیگر یا بدون سر زدن به رسانه‌های اجتماعی یا سستی بتوانید کار کنید. تیمی که من با آن در هارواردبیزینس کار می‌کنم، بعد از خواندن این مقاله پنج‌شنبه بعدازظهر را به‌عنوان کار بدون مزاحمت مشخص کردند.

شما می‌توانید با حمایت یکدیگر حتی بهتر از این عمل کنید. فرناندز می‌گوید: «همکاران شما به‌نوعی با شما هم‌سنگر هستند و از این جهت به شما مربوط می‌شوند چراکه آن‌ها هم در فرهنگ و سازمان مشابه شما هستند.» می‌توانید از یکی از همکاران نزدیک خود راهنمایی یا مشاوره بخواهید. شاید آن‌ها تاکتیک‌هایی مدنظر داشته باشند که برای آن‌ها مفید بوده و هرگز به ذهن شما نرسیده باشد. به همدیگر متعهد شوید که رفتارتان را تغییر می‌دهید و پیشرفت خود را مرتبا چک کنید. وقتی به کسی می‌گویید که قصد دارید روش خود را تغییر دهید، احتمال اینکه این کار را واقعا انجام دهید، افزایش می‌یابد.

از بدن خود مراقبت کنید

اگر خسته و پریشان هستید، طبق نظر دیوید، نسبت به احساس درهم شکستگی آسیب‌پذیرتر خواهید بود. به اندازه کافی خوابیدن و ورزش کردن مهم است. دیوید همچنین پیشنهاد می‌کند «تغییرات کوچکی در محیط خود به وجود آورید» که سلامت شما را بهبود بخشد. استراحت کنید، ناهار سالم بخورید، موبایل خود را در وضعیت بی‌صدا قرار دهید. او می‌گوید «اگر به‌طور معمول ساعت ناهار خود را در فیس‌بوک می‌گذرانید، تلفن خود را کنار بگذارید و به‌جای آن برای پیاده‌روی بیرون بروید.