obd
JM School Tools - шаблон joomla Авто
Smaller Default Larger

دوستی گوزن و زرافه

به دنبال قصه کودکانه می گردید؟ امروز یک قصه زیبا و روان را برای شما آماده کرده ایم

که می توانید کودکان خردسال خود را با آن سرگرم کرده و یا آنها را برای خواب آماده کنید.

کودک در این قصه با مذموم بودن صفت حسادت و تاثیر آن در احساس رضایت مندی و شادی آشنا می شود.

 

 

سر ظهر بود و توی باغ وحش، حیوانات در حال استراحت بودند و آروم با هم حرف می زدند.

فیل گفت این قفس خالی برای کیه؟ گوزن گفت حتما برای یک حیوون خیلی بزرگه . چون قفسش از قفس من بزرگتره.

 

خرس گفت هر کی باشه من ازش بزرگترم اینو یادتون بمونه. شیر غرشی کرد و گفت: چقدر حرف می زنید.

ساکت باشید بگذارید یک ساعت بخوابم. از صبح، تماشاچیا خیلی خسته ام کردند.

 

ناگهان در باغ وحش باز شد و آدمها با یه حیوون جدید اومدن. اونا یه زرافه با خودشون آورده بودن. زرافه وارد قفس خالی شد.

نگاهی به خرس و شیر و گوزن و فیل انداخت.

فیل از دیدن زرافه خوشحال شد. چون زرافه حیوان بی آزاری بود.

خرس از دیدن زرافه خوشحال شد چون می دونست که زور خودش از زرافه بیشتره. شیر از دیدن زرافه خوشحال شد

چون می دونست زرافه با گردن بلندش توجه تماشاچیا رو بیشتر به خودش جلب می کنه و اون بیشتر می تونه استراحت کنه.

 

اما گوزن از زرافه خوشش نیومد. اون با خودش فکر کرد زرافه ممکنه با بقیه انقدر دوست بشه که دیگه کسی به اون توجه نکنه.

گوزن، مدتی با زرافه بد رفتاری کرد. اما گاهی وقتها مجبور می شد با زرافه حرف بزنه. گاهی وقتها از غذای زرافه می خورد و

گاهی وقتها تو قفس زرافه می رفت و با او بازی می کرد…

گوزن بعد از یکی دو هفته فهمید با زرافه دوست شده. اون بعدها متوجه شد اگر حسادت نداشته باشه، با هر کسی می تونه دوست بشه.

حتی اگه از اون قشنگتر و بزرگتر باشن.

خواندن 124 دفعه

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.