اطلاعات تماس

قرارگاه عبدالله رضیع

سایت قدیم

مشاهده

آپارات

مشاهده

اینستاگرام

بابا برفی

آن سال زمستان، زمستان سختی بود:

درخت ها را سرما زده بود – سبزیشان رفته بود – مثل شاخ بز، خشک و قهوه ای رنگ شده بودند. نه گل مانده بود نه سبزه، نه ریحان، نه پونه، نه مرزه.

آب هم از رفتن خسته شده بود، یخ زده بود.

همه جا سفید بود، همه جا، کوه و دشت و صحرا.

آسمان شده بود آسیاب، اما به جای آرد، برف می ریخت همه جا.

(بیشتر…)

ناخن جویدن و انگشت مکیدن کودکان

ناخن جویدن با منشأ اضطراب و انگشت مکیدن با علت‌ عاطفی

◽️ناخن جویدن با انگشت مکیدن متفاوت است، ناخن جویدن ریشه‌های اضطرابی دارد، اما انگشت مکیدن ریشه‌های احساسی و عاطفی دارد.

◽️ناخن جویدن یک عادت عصبی و جزو اختلالات کودکان محسوب می‌شود، ناخن جویدن می‌تواند از کودکی تا دوران نوجوانی و بزرگسالی ادامه یابد.

بر اساس آمارها، یک سوم کودکان دبستانی و نیمی از نوجوانان ناخن می‌جوند. هم‌چنین حدود یک چهارم نوجوانان ما دچار این عادت ناپسند هستند.

◽️برای ترک این عادت، از کودک بخواهیم دهان و آرواره‌های خود را به آرامی فشار دهد و دهان خود را بسته نگه دارد و لبخند بزند و نفس عمیق بکشد.

کودک باید دست‌هایش را شل و رها کند تا بتواند به‌صورت ناگهانی آن را منقبض و رها کند تا جلوی فشاری که می‌خواهد دست‌هایش را به سمت دهان ببرد، گرفته شود.

◽️کودک را از سیمای زشت ناخن جویدن مطلع کنیم.

برای این کار از کودک بخواهیم دست‌هایش را با دست‌های کودکان دیگر مقایسه کند.کودک را از وضعیت ظاهری‌اش آگاه کنیم.

از کودک بخواهیم جلوی آینه برود و ببیند در صورت ناخن جویدن چه شرایطی برای دست‌های او ایجاد می‌شود.

◽️یکی دیگر از کارهایی که می‌تواند انجام داد ایجاد مشغولیت ذهنی فرعی برای کودک است.

برخی کودکان وقتی بیکار هستند از دستشان برای ناخن جویدن استفاده می‌کنند. برای این کار می‌توان اشیاء کوچک و قابل حمل مانند سنگ کوچک، توپ و خمیر بازی را در اختیار آن‌ها قرار داد.

چگونه مهربانی را به کودکان بیاموزیم؟

نیاز به عشق و محبت از تولد با كودك است. كودك به‌واسطه‌ این ارتباط ابتدا با مادر و

بعد با پدر و بتدریج با سایر نزدیكان رابطه نزدیكی پیدا می‌كند…

این ارتباط اساس تمام روابط بعدی كودك را تشكیل می‌دهد كه علاوه بر خانواده،

شامل ارتباط او با همسر و فرزندان، دوستان، همكاران و اطرافیان او نیز می‌شود.

 

اما حتما همه شما كودكانی را دیده‌اید كه با سنگ و چوب به جان سگ و گربه می‌افتند یا در كلاس زورگویی می‌كنند و همكلاسی‌های ضعیف‌تر از خودشان را اذیت می‌كنند. تا به حال از خودتان پرسیده‌اید دلیل این كار چیست و چرا آنها نمی‌توانند دست‌نوازش بر سر گربه و حیوانات بكشند.فرید براتی سده، روانپزشك معتقد است كه مهربانی، محبت، سخاوت، دلسوزی، عشق و نوعدوستی مفاهیمی مرتبط با هم است كه در ارتباطات بین فردی نمایان می‌شود.

ویژگی‌های كودك نامهربان

روان‌شناسان معتقدند كه نبود مهربانی آسیب‌های شدید و غیر قابل جبرانی به بار می‌آورد. همه ما در زندگی روزمره‌ خود با افراد نامهربان زیادی مواجه شده‌ایم. یك فرد نامهربان چه خصوصیاتی دارد؟

براتی دراین‌باره می‌گوید: درك نكردن دیگران و ناتوانی در توجه، همدلی و همدردی با دیگران، صمیمی نبودن با دیگران، رفتارهای خشن و بی‌رحمانه با دیگران و گاهی دشمنی با آنها و بدخواهی برای آنها واحساس پشیمانی و ناراحتی نكردن از آزار و صدمه‌ای كه دیگران وارد كرده‌اند از ویژگی‌های رفتاری این كودكان است.

این رفتارهای نامهربانانه در كودكی می‌تواند در آینده منجر به بزهكاری، اعتیاد، پرخاشگری، بیماری‌های جسمی و روانی شود.كودكان خیرخواه و سخاوتمند، كودكانی هستند كه تنها به فكر خود و منافعشان نیستند، بلكه به احساسات، نیازها و خواسته‌های دیگر افراد خانواده و دوستانشان نیز اهمیت می‌دهند.

این كودكان آموخته‌اند كه با بخشش، نیكوكاری و خوشرفتاری می‌توانند موجب شادی دیگران شوند. كودكان سخاوتمند از این‌كه دیگر اطرافیانشان را نیز همچون خودشان، سرحال و بانشاط می‌بینند، لذت می‌برند. آنها برای جمع و روابط اجتماعی ارزش و احترام قائلند و بخشش را یكی از ویژگی‌های برتر شخصیتی می‌دانند.

روانشناسی تربیتی کودکان

از خطر های واقعی که ما به آنها هشدار می دهیم نمی ترسند. از بازی با آتش و از بازی کردن در خیابان دوری نمی کنند. زمانیکه کودک احساس قدرت کند و حق انتخاب داشته باشد کمتر می ترسد. پس شما از آزادی دادن به فرزند تان نترسید .

اضطراب احساسی است که معمولا نسبت به عدم آگاهی از آینده دست می دهد . پدر دیر کرده هنوز نیامده شاید تصادف کرده باشد؟ این نوع تفکر برای کودکانی بین 7تا 12 سال ایجاد اضطراب میکند. یا مادر که اوقاتش از من بلخ شد دیگر بر نمی گردد.

نوزادان نسبت به صدای بلند حساس هستند و

با شنیدن صدا از خواب می پرند.

هر بار در شروع زندگی نوزادتان ترسیده لازم است او را در آغوش گرفته

و پس از اینکه بخواب رفت در گهواره با محل خوابش بگذارید.

طولی نمی کشد که این حساسیت بر طرف می شود.

ولی برای ایجاد حس امنیت خاطر اجرای آن را توصیه می کنیم. سن 6تا 8 ماه گی اوج ترس از غریبه است. نوزادان در این سن فقط با کسانیکه مدام مواظب شان هستند احساس امنیت می کنند. به همین دلیل واقعاً لازم است مادر با فرزندش بماند و کار کردن را به نگهداری از نوزاد ترجیح ندهد.

در حدود 2 سالگی کودک نو پا به محبت و محافظت کسی که از او نگهداری می کند توجه خاص پیدا کرده و ترس جدا شدن از او ممکن است مزاحم مادر بشود. فقط با مهربانی و حوصله باید رفتار کنید. قایم شدن و تنها گذاشتن کودک به اعتماد او صدمه می زند. برایش به آرامی توضیح دهید که مجبورید او را به دیگری که می شناسد بسپارید. ناگهان ناپدید شدن موجب ترس واقعی برای او میشود، زیرا خیال می کند ممکن است خودش هم ناپدید بشود.
💥 قبل از اینکه اقدام به انجام کار جدیدی بکنید با کلمات ساده آن برنامه جدید را برایش بازگو کنید. مثلا اگر برای نخستین بار کنار دریا می روید. به او توضیح دهید دریا مثل وان حمام است ولی دیواره ندارد. دست تو در دست من است و مواظب تو هستم.

دشمن زندگی زناشویی شما کدامند؟

برای اینکه زندگی زناشویی خوبی داشته باشیم، لازم نیست که بیخودی به دنبال راه های معجزه آسا باشیم. ضمن اینکه باید بدانید که خوشبختی در زندگی زناشویی و داشتن یک زندگی زناشویی موفق بعد از ازدواج، هیچ ارتباطی به رویاپردازی و ایده آل نگری نداشته و در عین حال چیزی نیست که بدون هیچگونه تلاش و اراده ای، تحقق بپذیرد. پس لازم است بدانید که اگر واقعا قصد بهبود شرایط زندگی زناشویی خودتان را دارید، یکی از بهترین اقداماتی که می توانید انجام بدهید، شناسایی عوامل مخرب در زندگی زناشویی است که ما در این مطلب از آن ها با نام دشمن زندگی زناشویی یاد می کنیم و قصد داریم تا 9 مورد از آن ها را در ادامه ی مطلب بیاوریم. البته هر کدام از شما ممکن است به فراخور شرایط زندگی خودش، بخواهد به این موارد، مورد دیگری نیز بیفزاید.

تلويزيون

تلويزيون قاتل عشق است. در اين مورد هيچ شكي نداشته باشيد! حتی کاملا توصیه می شود که شام خوردن جلوي تلويزيون را قدغن كنيد. هر شب غذا خوردن جلوي تلويزيون به همراه گويندگان نمي‌گذارد حواستان به همسرتان و فرزندانتان باشد، از آن گذشته آن‌قدر جلوي تلويزيون به تماشاي فيلم مشغول بوده‌ايد كه وقتي به رختخواب مي‌رويد‌، حتي ديگر وقت نداريد با هم حرف بزنيد و از حال يكديگر باخبر شويد. تنها چاره كار اين است كه اين دشمن را از زندگي عاشقانه بيرون بيندازيد! براي آنكه در اين كار زياد سخت‌گيري نكرده باشيد‌، مي‌توانيد موافقت كنيد كه در هفته‌، بعضی از شب ها تلويزيون خاموش باشد. البته فراموش نکنید که تلوزیون در رابطه ی میان والدین و فرزندان نیز بعضا نقش های مخرب زیادی دارد.

خانه‌نشينی

ممکن است به خاطر تلويزيون و يا بنا به دلايلي، ديگر بيرون نروید! البته حتما لازم نیست که رستوران های آنچنانی بروید و یا از همسرتان چنین انتظاری را داشته باشید. چرا که به هر حال اصل قضیه این است که شما اوقاتی را با هم و به بهترین شکل سپری کنید. حالا می توانید غذایی که در منزل تهیه کرده اید را به پارک ببرید و یا اینکه اگر می توانید به رستورانی که در آن خاطره های خوشی داشته اید، بروید. فراموش نکنید که نباید با هزینه تراشی های بی مورد، به گونه ای متحمل هزینه بشوید که دیگر نخواهید به رستوران بروید. اگر هم به سینما علاقه دارید و از آن لذت می برید، می توانید با تفاهم بر روی فیلم خاصی، از تماشای آن لذت ببرید. فراموش نکنید که صله ی رحم را همواره در برنامه های خودتان بگنجانید. مبادا طوری رفتار کنید که ببینید ديگر از گردش‌هاي دونفره و شب‌نشيني‌هاي رمانتيك خبري نيست! بايد دوباره آن حال و هوا را به‌دست‌آوريد و به اتفاق يكديگر از خانه بيرون بزنيد! حالا كه به تازگي از شر تلويزيون خلاص شده‌ايد، سعی کنید که توجه به همسرتان، تلوزیون جدید شما باشد!

ساعات اضافی

ديگر دير از سر كار به خانه برنگرديد! نه تنها براي خودتان وقت نداريد بلكه علاوه بر آن خستگي و عصبانيت‌تان را با خود به خانه مي‌آوريد‌ كه حقيقتا هیچ کار خوشايندي براي فرزندان وهمسرتان نيست! تنها كافي‌است كه كار، تمام زندگيتان را به‌خود مشغول كند، به سرعت تنها موضوعي مي‌شود كه از آن در خانه حرف مي‌زنيد. بس كنيد! سعي كنيد به حد كافي زود به خانه برگرديد تا قبل از شام كمي وقت براي خودتان و يا با هم بودن داشته باشيد. به شرطي که طبق همان اصل اول، در اين مدت جلوي تلويزيون ولو نشويد! و خصوصا براي آنكه توجه بيشتري به يكديگر داشته باشيد، هر ازگاهي كار را از ياد ببريد. به عنوان مثال می توانید تصور کنید که هر گاه به خانه بر می گردید، همانطور که جوراب های خودتان را از پایتان خارج می کنید، تمام مسائل فکری بیرون از خانه تان را هم از ذهنتان خارج کرده و آن ها را درون جوراب هایتان بریزید.

رسيدگي به وضع ظاهر

فكر نكنيد چون ديگر زن و شوهر هستيد و چندين سال از زندگي مشتركتان مي‌گذرد، بايد نسبت به وضع ظاهرتان بي‌خيال شويد! چرا که در روایات اسلامی هم نسبت به این که هر کدام از زن و شوهر خودش را برای همسرش آراسته کند، تاکیدات و سفارشات بسیار فراوانی وجود دارد. پس بهتر است که دست از شوریدگی و نا‌مرتب بودن برداريد، موهايتان را ژوليده و درهم رها نكنيد، از ريخت‌و‌پاش‌كردن در خانه خودداري كنيد و به‌خودتان برسيد! همسرتان مطمئنا شما را همانگونه كه هستيد دوست دارد، با اين‌حال چرا سعي نمي‌كنيد خود را به بهترين شكل نشان دهيد؟ به اين ترتيب به او نشان مي‌دهيد كه حضور او و تاثيري كه بر او مي‌گذاريد برايتان مهم است!

بي‌توجهی

يكي ديگر از دشمنان بزرگ زن و شوهرها‌، بي‌توجهي است. در اينجا منظور از توجه كردن گل خريدن و يا هديه دادن نيست بلكه تنها نگاه كردن به همسرتان است که گاهی می تواند خیلی بیشتر از آنچه که تصور می کنید، تاثیر خوبی در زندگی تان بگذارد. زماني‌كه همسرتان آرايشگاه رفته و يا كت جديدي خريده است به او توجه نشان دهيد؛ به‌خصوص زماني ‌كه او را شيك و زيبا مي‌بينيد و يا وقتي‌ كه او با تعريف‌هاي بجا و مناسبش شما را تحت‌تأثير قرار مي‌دهد، از او تعريف كنيد. زيرا تعريف و تمجيد‌ها هميشه خوشايند هستند‌، اما تنها زماني‌كه درست و بجا به‌كار برده شوند.

حسادت مفرط

دست از پاييدن و سين‌جين كردن همسرتان برداريد زيرا زندگي مشترك براساس اعتمادي دو جانبه بنا مي‌شود. شك و بدگماني‌هاي بيش از حد شما‌، در نهايت او را به ستوه آورده و به سمت فرد ديگري هل مي‌دهد! پس مواظب باشید که با دست خودتان، عشقتان را نابود نکنید.

خانواده همسر

نه، مطمئنا تمام خانواده‌هاي همسر آنگونه كه در فيلم‌ها به‌صورت منفي نشان داده مي‌شوند، نيستند. پس سعی کنید که از تلقین منقی به ذهنتان کاملا دوری کنید و این باور را در خودتان تقویت کنید که تفاهم بين همسر و خانواده شما اغلب مي‌تواند گرم و صميمانه باشد. اما نكته مهم آن است كه بدانيد زماني‌كه اين تفاهم به حد كافي وجود دارد‌، چيزي را به همسرتان تحميل نكنيد. چنانچه احساس مي‌كنيد كه همسرتان از رفت‌وآمد‌هاي آخر هفته كم‌كم خسته مي‌شود به او اصرار نكنيد آخر هر هفته براي ناهار با خانواده شما باشد و البته اين قاعده در مورد ميهماني‌هاي همكاران و دوستان قديمي نيز صدق مي‌كند.

نبود برنامه

تشكيل خانواده به معناي گذراندن زندگي بدون در نظر‌گرفتن آينده نيست. شما بايد به اتفاق هم آينده‌تان را بسازيد. از برنامه‌هاي كوتاه‌مدت (مكاني كه تعطيلات را در آنجا مي‌گذرانيد، خريد اتومبيل و…) گرفته تا برنامه‌هاي بزرگ‌تر (بچه‌دار شدن، عازم شهر ديگري شدن و…) بي‌درنگ در مورد آينده‌تان و اينكه چگونه با آن روبه‌رو مي‌شويد فكر كنيد. اين عمل روابط شما را منسجم‌تر و شور و شوق پيش‌روي در زندگي را در شما شعله ور مي‌كند!

سكوت

مطئنا عدم‌گفت‌وگو براي زندگي زناشويي مضر است. اين امر بنا به دلايل مختلف اغلب ناشي از كمبود وقت و يا بي‌توجهي زن و مرد نسبت به يكديگر است كه در بالا از آنها نام برده‌ايم. با اين‌حال، معمولا گفت‌وگو ميان زن و مرد صورت مي‌گيرد، اما هيچ‌يك از طرفين به حرف‌هاي يكديگر گوش نمي‌دهند… در اين حالت، موضوعي را با هم مطرح كنيد و سعي كنيد حقيقتا حرف طرف مقابل‌تان را بفهميد. درصورت نياز، بي‌درنگ از يك روان‌درمانگر كمك بگيريد. البته ناگفته نماند که متاسفانه بعضی از زن و شوهرها، حرف هایی می زنند که اگر سکوت کنند و آن‌ها را نگویند، بسیار برای آن ها بهتر است… پس حالا تصمیم و تشخیص آن که چگونه سکوت زندگی را بشکنید، با خودتان است.

راه های مقابله با بی حوصلگی در محیط کار

انجام چند کار به‌طور همزمان مفید نیست و هزینه‌های شناختی زیادی دارد. وقتی متوجه شدید که حواستان پرت شد، تمرین تنفس را انجام دهید تا چرخه اضطراب یا استیصال را بشکنید. فکر کنید به‌عنوان یک همکار یا یک رهبر در سازمان چگونه رفتار خواهید کرد و اجازه دهید تصویر ذهنی‌تان، رفتارتان را هدایت کند. وقتی سراغ رسانه‌های اجتماعی یا ایمیل‌هایتان می‌روید برای خود مرزبندی داشته باشید و مراقب باشید که با چه کسانی وقت خود را می‌گذرانید.

با توجه به اثر سرایت اجتماعی، همکارانی که در هم شکسته و پریشان هستند ممکن است باعث شوند همین احساس در شما نیز شکل بگیرد. سعی کنید رابطه‌تان حمایتگر باشد: از همکاران راهنمایی بخواهید و همدیگر را تشویق به انجام وظایف خود کنید. در نهایت، مراقبت از خود را دست‌کم نگیرید. به خودتان زمان استراحت بدهید، سالم غذا بخورید و خوب بخوابید.

افراد خبره چه می‌گویند

احساس پریشانی و ناکارآمد بودن مساله‌ای است که به نظر سوزان دیوید موسس سازمان راهبری هاروارد اکثر افراد با آن دست و پنجه نرم می‌کنند. بالاخص از این جهت که بیشترمان همواره توسط رسانه‌های اجتماعی و پیام‌های جدید بمباران می‌شویم. حتی زمانی که احساس می‌کنید انرژی زیادی برای کار دارید باید خودتان را با وضعیت همکارانتان نیز هماهنگ کنید.

دیوید می‌گوید: «ما به‌طور نامحسوس تحت‌تاثیر رفتار‌ها و احساسات دیگران هستیم.» ریچارد فرناندز به‌عنوان مدیرعامل موسسه غیرانتفاعی «درون خود را جست‌وجو کنید» که یک سازمان آموزشی جهانی در زمینه ذهنیت جهانی و هوش عاطفی است اشاره می‌کند که این مساله حقیقت دارد. او می‌گوید «آنچه در همه ما مشترک است یک عصب‌شناسی بنیانی است که ما را در مواجهه با استرس به سمتی می‌برد که همیشه کارآمد نیست». برای غلبه بر این مشکل و بازیابی تمرکز قدم‌های زیر را بردارید.

به خطرات چند وظیفه بودن واقف باشید

ابتدا به تاثیری که چند وظیفه بودن، مثلا پاسخ به تلفن و رسیدگی به پیام‌های توئیتر، بر مغز شما دارد واقف باشید. فرناندز توضیح می‌دهد که ما شبکه‌ای از ساختار‌های مغزی داریم که با تمرکز فرد در ارتباط هستند. یک «شبکه حالت پیش‌فرض» وجود دارد که مسوول تجزیه و تحلیل گذشته، پیش‌بینی یا برنامه‌ریزی برای آینده و بازتاب اثر آن روی شخص و دیگران است.

او می‌گوید «ما تقریبا نیمی از زمان را در این حالت به‌سر می‌بریم». اما زمانی که لازم است فکر خود را متمرکز کنید وارد «شبکه مستقیم توجه» می‌شوید که به شما اجازه می‌دهد خاطرات را کنار بگذارید و روی کار تمرکز کنید. پریشانی یا حواس‌پرتی، به هر شکلی که باشد، شما را مجددا به حالت پیش‌فرض بازمی‌گرداند و هزینه شناختی بازیابی تمرکز بسیار بالاست. فرناندز می‌گوید «برخی از تحقیقات نشان می‌دهند که بازگشت به سطح قبلی می‌تواند بین ۱۰ تا ۱۸ دقیقه زمان ببرد.» به همین خاطر کاهش وقفه‌ها در زمان انجام کار مساله بسیار مهمی است.

پاسخ عاطفی خود را آزاد بگذارید، اما مسوول باقی بمانید

احساس درماندگی می‌تواند با عواطف گوناگونی همراه باشد (استیصال، خشم، هیجان) که می‌تواند اثر مخرب‌تری روی کارآمدی و بهره‌وری فرد داشته باشد. پس به نظر دیوید در اینجا لازم است «این چرخه متوقف شود». او معتقد است که بهتر است احساسات خود را شناسایی و نامگذاری کنید و بعد از خودتان درباره این احساسات سوال بپرسید.

مثلا ممکن است بگویید، «بسیار خوب من عصبانی هستم، اما مسوول آن چه کسی است- عصبانیت یا من، به‌عنوان کسی که این احساس را دارم.» فرناندز با این روش موافق است. او می‌گوید «باید تایید کنید که چنین احساساتی وجود دارند. این احساسات مشروع و مهم هستند. اما نباید بر موج این احساسات سوار شد».

توجه خود را جمع کنید

فرناندز می‌گوید زمانی که خودتان را پریشان یافتید، «مکث کرده و وضعیت را بررسی کنید، آگاه باشید که در چنین وضعیتی هستید». سپس نقطه کانونی توجه خود را عوض کنید. البته این کار در حرف آسان‌تر از عمل است، اما به خودتان یادآوری کنید که بیشتر مسائلی که نگران آن هستیم «تهدید آنی نیستند». برای آنکه ارتباط با بخش منطقی ذهنتان دوباره برقرار شود «تمرکز خود را روی موضوعات آنی و جزئی قرار دهید مثلا تنفس کردنتان.»

فرناندز می‌گوید این به معنی تلاش برای نادیده گرفتن احساس پریشانی نیست: «لازم نیست این احساس را منکوب یا سرکوب کنید. آن را یادداشت کنید، تایید کنید و آن را در گوشه‌ای از ذهن خود قرار دهید که بعدا درباره آن فکر کنید، یا با کسی در میان بگذارید یا زمانی که سر کار نیستید و وقت فکر کردن دارید به آن بپردازید.»

بر ارزش‌های خود تکیه کنید

زمانی که توجه خود را جمع کردید، می‌توانید انتخاب کنید که آن را در چه حوزه‌ای متمرکز کنید. دیوید می‌گوید که تمرکز روی ارزش‌هایتان به شما احساس کنترل می‌دهد. او می‌گوید «زمانی که در هم شکسته هستید، احساس می‌کنید توانایی و انتخاب‌های زیادی از شما دور می‌شوند. اما با این حال باید انتخاب کنید که قصد دارید چه کسی باشید. اگر همکاری کردن از ارزش‌های اصلی شماست، روی آن متمرکز شوید.

چگونه می‌توانید به افراد کمک کنید که احساس کنند بخشی از تیم هستند؟ و به این مساله فکر کنید که عدم تمرکز شما چه تاثیری بر احساساتتان دارد.» اگر عدالت برای شما مهم است، احساس پریشانی چه تاثیری می‌تواند روی عادل بودن شما داشته باشد؟ اگر روزانه سه ساعت در شبکه‌های اجتماعی هستید، تاثیر آن روی تیم و خانواده شما چگونه است؟

مرز‌ها را مشخص کنید

وقتی آگاهی بیشتری درباره علت پریشانی خود به‌دست آوردید، برای خود قانون بگذارید. اگر متوجه شدید زمانی که صبح‌ها اخبار را دنبال می‌کنید باعث می‌شود در محیط کار ناراحت و غیرمتمرکز باشید، در این‌صورت به خودتان بگویید که تا زمان ناهار به سراغ اخبار جهان نخواهید رفت.

یا می‌توانید تصمیم بگیرید قبل از آنکه به سراغ فیس‌بوک بروید، حجم مشخصی از کار را انجام داده باشید. اگر برای این مسائل روی خودتان کنترل ندارید، برنامه‌هایی وجود دارند که می‌توانید در مرورگر خود یا روی موبایل نصب کنید که به شما یادآوری می‌کند برای هر سایت خاص چقدر می‌توانید وقت بگذارید. همچنین به تمرین هم نیاز دارید.

فرناندز می‌گوید: «تحقیقات زیادی انجام شده که نشان می‌دهد تفاوت میان تمرکز هوشمندانه و تمرکز … وشمندانه عبارت است از تمرکز حساب‌شده.» او به‌عنوان مثال به ورزشکارانی اشاره می‌کند که در زمان تمرین به خود می‌گویند «من تا زمانی که ۱۰ پرتاب آزاد انجام ندهم، خط پرتاب را ترک نخواهم کرد.» پس وقت بگذارید و به ذهن خود آموزش دهید که روی یک کار متمرکز باقی بماند.

افرادی را که با آن‌ها تعامل دارید هوشمندانه انتخاب کنید

سرایت اجتماعی یک مساله واقعی است. دیوید می‌گوید: «همه ما این تجربه را داریم که وقتی وارد یک آسانسور می‌شویم و همه با موبایل خود مشغول هستند، ما هم به سراغ موبایلمان می‌رویم.» او به تحقیقات تازه‌ای اشاره می‌کند که نشان می‌دهد اگر شخصی که کنار شما در هواپیما نشسته شکلات بخرد، حتی اگر آن شخص را اصلا نشناسید، ۳۰ درصد احتمال دارد که شما هم همان خرید را انجام دهید.

همین مساله در مورد بهره‌وری هم صادق است. اگر همکارانی دارید که همواره دچار حواس‌پرتی هستند، یا کسانی که همواره شما را از کار اصلی‌تان دور می‌کنند، سعی کنید وقت کمتری با آن‌ها بگذرانید. لازم نیست بی‌ادب باشید؛ می‌توانید از عبارات ساده استفاده کنید، مثلا «می‌توانیم این گفت‌وگو را بعدا ادامه دهیم؟ باید این گزارش را تمام کنم و بعد می‌توانیم استراحت داشته باشیم».

همکاران خود را حمایت و از آن‌ها حمایت دریافت کنید

به‌جای آنکه از همکاران حواس‌پرت خود فاصله بگیرید، می‌توانید همدیگر را تشویق کنید که متمرکز باقی بمانید. با همکارانتان قرار بگذارید، زمانی را مشخص کنید که طی آن بدون مزاحمت برای یکدیگر یا بدون سر زدن به رسانه‌های اجتماعی یا سستی بتوانید کار کنید. تیمی که من با آن در هارواردبیزینس کار می‌کنم، بعد از خواندن این مقاله پنج‌شنبه بعدازظهر را به‌عنوان کار بدون مزاحمت مشخص کردند.

شما می‌توانید با حمایت یکدیگر حتی بهتر از این عمل کنید. فرناندز می‌گوید: «همکاران شما به‌نوعی با شما هم‌سنگر هستند و از این جهت به شما مربوط می‌شوند چراکه آن‌ها هم در فرهنگ و سازمان مشابه شما هستند.» می‌توانید از یکی از همکاران نزدیک خود راهنمایی یا مشاوره بخواهید. شاید آن‌ها تاکتیک‌هایی مدنظر داشته باشند که برای آن‌ها مفید بوده و هرگز به ذهن شما نرسیده باشد. به همدیگر متعهد شوید که رفتارتان را تغییر می‌دهید و پیشرفت خود را مرتبا چک کنید. وقتی به کسی می‌گویید که قصد دارید روش خود را تغییر دهید، احتمال اینکه این کار را واقعا انجام دهید، افزایش می‌یابد.

از بدن خود مراقبت کنید

اگر خسته و پریشان هستید، طبق نظر دیوید، نسبت به احساس درهم شکستگی آسیب‌پذیرتر خواهید بود. به اندازه کافی خوابیدن و ورزش کردن مهم است. دیوید همچنین پیشنهاد می‌کند «تغییرات کوچکی در محیط خود به وجود آورید» که سلامت شما را بهبود بخشد. استراحت کنید، ناهار سالم بخورید، موبایل خود را در وضعیت بی‌صدا قرار دهید. او می‌گوید «اگر به‌طور معمول ساعت ناهار خود را در فیس‌بوک می‌گذرانید، تلفن خود را کنار بگذارید و به‌جای آن برای پیاده‌روی بیرون بروید.

تاثیر ترس‌های غیر منطقی بر زندگی

چیزی که حائز اهمیت است عدم تمایل برای مواجهه با ترس‌های غیر منطقی است. مسئله‌ای که باعث احساس ضعف و ناراحتی می‌شود، زیرا نمی‌توانید کار‌هایی که افراد دیگر به سادگی انجام می‌دهند نیستید. این قدرت ترس است

ترس عواطف منفی به همراه دارد که باعث می‌شود رفته رفته بزرگ‌تر و وحشتناک‌تر و حتی قوی‌تر شود. شاید خیلی درست نباشد که اینطور بگوییم، اما ترس باعث می‌شود:

• از موقعیت‌هایی که ممکن است با آن مواجه شوید اجتناب می‌کنید. شغلی جدید، تجریه‌ای جدید که مطمئن نیستید بتوانید از خود محافظت کنید.

• ممکن است در خواب شبانه اختلال ایجاد کند. این مسئله برای من بسیار بزرگ بود، زیرا مانع تجربه خوابی با کیفیت می‌شد و در ساعت کاری و حین مراقبت از کودکان، پیامد‌های فراوانی با خود به همراه داشت. در بیشتر مواقع احساس ضعف و خستگی مفرط داشتم!

• احساس استرس می‌کنید و در تصمیم گیری‌ها می‌توانید اشتباه کنید. شکلات بخورید، زیرا احساس مثبتی را به شما منتقل می‌کند.

• باعث ناراحتی بیشتر و درگیری ذهن با افکاری منفی شده اید. این مسئله می‌تواند به اعتماد به نفس آسیب برساند، عدم اعتماد به خود باعث ضعف عمده در موفقیت‌ها و حوزه‌های متفاوتی از زندگی می‌شود.

• احتمال کناره گیری از دیگران و عدم شرکت در برنامه‌های گروهی. ترس حتی می‌تواند ما را از زندگی شخصی و حرفه‌ای دور کند.

• احساس ضعف، نیازی به گفتن نیست که این ترس‌ها غیر منطقی هستند و موجب رنجش می‌شوند. حتی تاثیرات بالقوه‌ای بر عشق، زندگی، موفقیت شخصی و حرفه‌ای دارند.

فردی را می‌شناسم که از پرواز ترس داشت و حتی نمی‌توانست شریک زندگی اش را به فرودگاه برساند، یکی دیگر از آشنایان که بیش از ۲۰ سال بود از سخنرانی در مجمع عمومی اجتناب کرده بود و در حال حاضر در اوج بهره وری و حرفه اش هیچ انتخابی نداشت. تمام این ترس‌ها و بسیاری موارد دیگر می‌تواند توانایی کنترل و مدیریت را تقویت کنند، اما در صورتی که بتوانید با آن‌ها مواجه شوید!

مزایای مقابله با ترس عبارتند از:

قصد تغییر شغل دارید، چیزی که سال‌ها بر زندگی، افکار و اعمالتان تاثیر گذاشته است، مسئله ممکن است کمی دشوار به نظر برسد، اما باور کنید تغییر امکان پذیر است.

اولیت این است که دلایل قانع کننده بزرگی برای انجام کاری داشته باشید. نگاهی به گذشته خود کنید و تمامی ترس‌هایی که بر آن‌ها غلبه کردید را به یاد بیاورید.

من هنوز هم عنکبوتی را که در مو هایم به دام افتاده بود را به خاطر دارم، همانطور که می‌دویدم با صدایی بلند فریاد می‌کشیدم. عنکبوت بیچاره نه تنها دور شده بود، بلکه احتمالا در حین دویدن به سمتی پرتاب شده بود.

ترس واقعا تجربه‌ای سخت است که احتمالا شاهد افزایش ضربان قلب و تغییر در شیوه تنفس خود بوده اید. این ترس موجب تغییرات فیزیکی در بدن می‌شود که معمولا احساس خوشایندی دارند، اینطور نیست؟

هنگامی که در مقابل ترس غیر منطقی به چالش کشیده می‌شوید، در این وضعیت می‌توانید بر ترس خود غلبه کنید و از فرصت‌های پیش آمده جهت پیشرفت و ارتقا شخصی بهره‌مند شوید و از انجام کار‌های جدید لذت ببرید، مانند:

  • امتحان سرگرمی جدید

  • سفر‌های جدید

  • بهره مندی از فرصت‌های تازه

  • موفقیت بیشتر

  • امنیت مالی

  • زندگی شاد‌تر

  • سالم‌تر

  • اعتماد به نفس بیشتر

برخی افراد می‌خواهند بدانند چرا می‌ترسند، تعدادی دیگر نیز می‌خواهند از شر آن خلاص شوند. درک کنید چگونه ترس‌های شما به وجود آمده اند و از غلبه بر آن‌ها خوشحال باشید. هنگامی که ترس آغاز می‌شود، از این مسئله که اتفاق افتاده خرسند و قدر دان نیستید. اما پس از چندین بار مواجهه متوجه می‌شوید، احساسات منفی قوی با آن مرتبط هستند. برای اولین بار متوجه ضربان قلب بالا، نفس‌های کم عمق، دست‌های لرزان و قرمز می‌شوید. بدن شما یک روش خودکار برای مقابله با ترس ایجاد کرده است. ممکن است این احساس وحشت ناشی از نتیجه‌ای نا خوشایند باشد، هر چند معمولا اینطور نیست و اغلب موارد آماده پاسخگویی به آن‌ها نیستید. یادگیری چگونگی حذف احساسات منفی به شما کمک می‌کند تا پاسخ بدن خود را تغییر دهید.

دلایل ترس چیست؟

وقتی مغز با یک شرایط جدید روبرو می‌شود ترجیح می‌دهد حالت قبلی را حفظ کند. تا حد ممکن از تغییر جلوگیری می‌کند و مغز، نسبت به ایجاد تغییر و شرایط جدید مقاومت می‌کند.

همه وقتی در یک موقعیت هراس آور قرار می‌گیرند می‌گویند من نمی‌توانم. در واقع واهمه از شکست و از دست دادن، ما را از هر کاری باز می‌دارد.

زمانی که این احساس در ما شکل می‌گیرد، از نظر جسمی هم روی ما تاثیر می‌گذارد. این احساس باعث افزایش فشار خون و اختلال در ریتم قلب می‌شود. ضربان قلب تندتر می‌شود. از طرفی احتیاج به اکسیژن بیشتر شده و فرد تند تند نفس می‌کشد و عوارض بیشتری بر جای می‌گذارد. این شرایط اغلب منجر به کاهش فعالیت مغزی و قدرت تجزیه و تحلیل می‌شود. وقتی فرد دچار این حالت‌ها می‌شود دیگر توان گرفتن تصمیم درست را ندارد.

هر فکر و احساسی داشته باشید متناسب با آن رفتار خواهید کرد بنابراین کافیست که فکر و احساس شجاعت را در خود تقویت کنید تا ترس و عوارض ناشی از آن کاهش یابد.

چگونه بر ترس غیر منطقی خود غلبه کنید!ترس واکنش طبیعی مغز برای آگاه کردن ما از وقوع احتمالیِ یه مشکل است

کیت ابزار!

این یک کیسه ابزار نیست که بتوانید با خود در همه جا حملش کنید. این در مورد ابزار یادگیری است که باید با خود تکرارش کنید تا زمانی که احساس ترس کردید، تاثیراتش را روی خود مشاهده کنید. در این مقاله برای اشتراک گذاری تمامی ابزار فضایی نداریم، بنابراین اجازه دهید تعدای از آن‌ها را معرفی کنیم:

۱ – من فوق العاده ام

ایجاد یک سند دست نویس ۲ صفحه‌ای از اینکه چرا عالی هستید می‌تواند کمک کند. این سند با دستاورد‌ها، موفقیت‌ها، غلبه بر بحران‌ها پایان می‌یابد و تمامی آن‌ها پر از احساسات، اعمال مثبت خواهند بود. نوشتن آسان نیست، اما این می‌تواند یک یاد آور قدرتمند از آنچه که هستید، باشد.

۲ – احساسات خود را ترسیم کنید

پیشتر در مورد تاثیرات آسیب زننده ترس‌های غیر منطقی صحبت کردیم. هر احساس مثبت یا منفی که دریافت می‌کنید بین هر یک از آن‌ها فاصله کوچک قرار دهید. هر فاصله می‌تواند فرصتی برای انجام کاری متفاوت باشد. اگر می‌دانید ترس غیر منطقی یک فرآیند فکر اتوماتیک است، پس می‌توانید به فرصت جدید فکر کنید و یا آن را احساس نمایید.

۳ – تغییر را بپذیرید

تغییر آسان نیست، این باوری است که بسیاری از افراد دارند. باور کنید کاری را که می‌خواهید قبول کنید و یا انجام دهید متفاوت است و این چیزی است که می‌تواند همه چیز را تغییر دهد. این بدین معناست که نه تنها آن را پذیرفته اید بلکه احساس تغییر و تحول را به خوبی درون خود مشاهده می‌کنید.

سپس بعد از ۲ هفته تصمیم می‌گیرید که اجاره ندهید افکار منفی در ذهن شما راه پیدا کنند. در این مرحله فقط می‌گویید “نه، می‌خواهم آن را متوقف کنم. ” پس از ۲ هفته فکر جدیدی به ذهنتان خطور می‌کند و با خود شاید بگویید “می دانم شرایطی که مرا به سوی خود می‌برد، قوی ترم خواهد کرد. ” زمان‌هایی وجود دارند که شکست می‌خورید. خودتان را سرزنش نکنید، زیرا این یک تفکر منفی دیگر است که اجازه می‌دهد ذهنتان را پردازش کند. فقط دوباره شروع کنید.

۴ – کلمات خود را با دقت انتخاب کنید

از افراد بسیاری شنیده ام که به من می‌گویند “ایجاد تغییر کمی سخت است”. هر فکری که در ذهن با ترس همراه است می‌تواند به شما قدرت دهد، باید با آن مقابله کنید. بنابر این برای دستیابی به هدف خود، بر ترس خود غلبه کنید.

۵ – باور داشته باشید که افکار خود را مدیریت می‌کنید

تنها کسی که می‌تواند بر افکار تان کنترل داشته باشد، خود شما هستید. درست است دیگران ممکن است بر روی شما تاثیر بگذارند، با این وجود تنها خودتان می‌توانید این کار را انجام دهید.

۶ – یاد آور‌های فیزیکی

کار کردن در کنار فردی دیگر، می‌تواند یک کیت ابزار کمکی از افکار، احساسات و رفتار ایجاد کند و کمک کند تا از این ترس خلاص شوید. برای برخی افراد شاید چیز‌های فیزیکی برای کمک نیاز نباشد.

۷ – پشتیبانی فیزیکی

موسیقی، محیط و حتی بوی فضای اطراف بر ما تاثیر می‌گذارد. موسیقی باعث سر زندگی شما می‌شود، پس به موزیک مورد علاقه خود گوش دهید. روغن‌های آروماتراپی می‌توانند حس مثبتی را منتقل کنند. حتی با انتخاب لباس و محیط می‌توانید حس توانمندی را در خود بهبود بخشید. تغییر این چیز‌ها می‌تواند برای بالا بردن عکس العمل تان مفید باشد و احساسات شما را تقویت کند.

۸ – خود را با ترس تنها نگذارید

ترس برای در خواست کمک بسیار طبیعی است، بنا براین می‌دانید افراد گوناگون با این مسئله کشمکش دارند. واقعیت این است که ما به یکدیگر نیاز داریم. به همین دلیل اشتراک گذاری تجربه ترس با یک دوست، همکار یا دوستی قابل اعتماد می‌تواند مفید باشد. با کسی صحبت کنید که بتواند شما را در این زمینه یاری کند و تجربه‌های خوشایندش را به اشتراک بگذارد. صحبت کردن درباره ترس به افراد نزدیک، نشانه‌ای از ضعف نیست. بهتر است راحت بیان کنید “من از این مسئله ترس دارم و می‌خواهم از این شرایط رهایی یابم”.

۹ – مسائل فیزیکی

یکی از دلایلی که می‌تواند ترس را تشدید کند می‌تواند پاسخ پذیرفتن ما باشد. بدن معمولا به این مسائل به شیوه‌ای خاص واکنش نشان می‌دهد، تکرار دوباره این رفتار می‌تواند به عادتی همیشگی تبدیل شود. هنگامی که متوجه شدید ترس می‌تواند با استفاده از بدن واکنش‌های را به همراه داشته باشد، ترس واقعی را به خوبی درک می‌کنید. مسئله مهم این است که با وجود ترس خود را به چالش بکشید.

از همسرم دلسرد شدم؛ چه کار کنم؟!

پس از چند سال زندگی مشترک احساس می کنم علاقه و عشق بین من و همسرم کم شده است، چه راهکارهایی را پیشنهاد می کنید؟

 

پاسخ حجت الاسلام یوسف وند: بسیاری از زوجین با عشق و علاقه ای فراوان زندگی مشترک خود را آغاز می کنند

ولی پس از گذشت چند سال از زندگی زناشویی‌شان به تدریج رابطه عاطفی بینشان کم رنگ می شود و گاهی دچار طلاق عاطفی می شوند.

دل زدگی و سردی روابط زناشویی در چند سال بعد از زندگی مشترک امری متداول هست و نباید بدین معنا تلقی شود که فقط زندگی شما دچار این مشکل شده و نا امیدانه به زندگی نگاه کنید،

باید قبول کنید که پس از چند سال شما وارد فصل جدیدی از زندگی مشترک شده اید که اقتضائات خاص به خود را دارد. با رعایت نکات و تکنیک های ساده می توانید رابطه با همسرتان را بیش از پیش گرم و صمیمی کنید.

 

افزایش محبت با هدیه

اولین مهارت این هست که بتوانید از تکنیک هدیه دادن استفاده کنید. نیاز نیست که هدیه بزرگ باشد، یا حتما آن را خرید کرده باشید، گاهی یک نوشته چند خطی از ابراز محبت می تواند همسرتان را خوشحال و غافلگیر کند. از علاقه به همسرتان بنویسید. با ظرافت و غافلگیری می توانید صحنه زندگی را متفاوت کنید، تنوع بخشی باعث نشاط فزاینده در زندگی شماست. در آغاز زندگی مشترک انواع تنوع ها باعث لذت بردن از زندگی هست، به همسرتان نشان بدهید که زندگی با او را دوست دارید، هدیه دادن راهی است که زندگی را تنوع می بخشد. با هدیه همسرتان را غافلگیر و هیجانزاده کنید، گاهی یک آغوش و یک بوسه پس از رسیدن زن و شوهر به هم در روز حتی بدون بهانه و مقدمه بهترین هدیه هست، چرا باید این رفتارها را از هم دریغ داشت؟!

 

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: هدیه دادن مرد به همسرش موجب زیادی عفّت او خواهد گشت.

 

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: هدیه دادن مرد به همسرش موجب زیادی عفّت او خواهد گشت.

 

امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: هدیه دادن موجب ایجاد محبّت می گردد.

 

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: به همدیگر هدیه دهید، زیرا هدیه دادن موجب از بین رفتن کدورتها و دشمنیها می گردد.

 

از تکنیک گوش کردن غافل نشوید

هستند زنان و مردانی که درد دل ها وگفتگوی صمیمی خود را با دوستانشان در میان می گذارند و با آنها راحتتر از همسرشان هستند. همین باعث می شود به مرور زمان محبت و تکیه گاهشان یعنی همسرشان را از دست بدهند و به آرامش لازم هم نرسند. در این میان خانم ها بیش از آقایان از این وضعیت گلایه مند هستند که ارتباط کلامی خوبی با شوهرشان ندارند. آقایان به جای اینکه به سخنان همسرشان گوش کنند بیشتر به دنبال دلیل تراشی برای امور هستند تا نظر خودشان را مطرح کنند اما خانمها فقط می خواهند کسی حرف آنها را با دقت گوش کند، در مقابل اگر آقا شروع به صحبت می کند نیازی به نصیحت خانم یا راهنمایی فلسفی او ندارد!، بیشتر می خواهد محبت و به نوعی دلسوزی خانم را ببیند.

 

مهم ترین مهارت در برقراری ارتباط موثر بین زوجین گوش دادن است که موجب افزایش صمیمیت بین زن و شوهر می شود. یکی از شاخصه های مهم پیغمبر صلی الله علیه و آله همین روحیه گوش دادن به صحبت های مخاطبین خود بوده است.

 

قرآن کریم می فرماید:«يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌۭ ۚ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍۢ لَّكُمْ» سوره توبه،آیه 61. [منافقین]می‌گویند: «او فردی گوش کننده (خوش باور) است!» بگو: «گوش کردن (خوش‌باوری و حسن ظن) او به نفع شماست!.

 

این آیه به خوبی یکی از خصیصه های پیامبر مهربانی اشاره می کند که با آرامش و متانت صحبت مردم را گوش نموده و پس از آن راهنمایی لازم را می کرده اند، البته پیغمبر در برابر گناه محکم برخورد می کرده اند که بحث دیگری است. گاهی انسان مثلا توانایی مالی حل مشکلات مردم را ندارد اما با صرف دقایقی برای گوش کردن به درد دل مردم به آنها احترام و امید را القاء می کند.

 

زن و شوهر حتی اگر مشکلات زندگی هم زیاد باشد و نتوانند آن را حل کنند اما با روی گشاده و در کنار هم بودن می توانند بهترین لحظات را رقم بزنند. با قرار دادن روزانه دقایقی برای گوش دادن به صحبت های همسرمان از نیاز و خواسته هایش آگاهی پیدا می کنیم و از تلنبار شدن موضوعات روی هم جلوگیری می کنیم، روز افزون شدن مشکلات جمع شده سبب فشارهای فکری و عصبی در اهل منزل خواهد شد که اگر از راه درست ارضا و حل نشود افراد از طریق راههای نادرست به دنبال حل این مشکلات می گردند و این درحالی است که نتنها مشکل حل نمی شود گاهی زمینه خوبی است که در دام شیادان هم قرار بگیرند اما با دقایقی کوتاه در کنار هم بودن می توان بزرگترین انرژی و امیدها را به زندگی القاء نمود.

 

صحبت بایدمودبانه و محترمانه و حتما همراه با استفاده از کلمات عاشقانه باشد. نه تنها از زبان و حرف بلکه از زبان بدن هم برای گفتگو استفاده کنید، با اشاره دست، با لباس خوب و ظاهر آراسته بهتر می توانید صحبت کنید. البته نباید فراموش کرد که خواسته های ما از همسر باید منطقی و معقول و در حد توان او باشد. زیاده خواهی های ما سبب می شود که همسر ما از حرف زدن با ما فرار کند و خود را به امور مختلف مثل شبکه های اجتماعی، تلویزیون و … مشغول کند تا مستقیم با این خواسته ها مواجه نشود. پس محتوای گفتگوها را نیز باید توجه کرد، گاهی بسیار بد گفتن یا بسیار تعریف بی جا از دیگران همانند پُتکی است که بر سر همسر وارد می شود تا از صحبت با شما فرار کند. زنی که همواره از خانواده همسرش بد می گوید یا موفقیت های فلان مرد در فامیل را به رخ شوهرش می کشد و به او به اصطلاح سرکوفت می زند نباید انتظار داشته باشد که شوهرش عاشقانه پای صحبت های او بنشیند!.

 

احترام لازمه زندگی عاشقانه

در محیط منزل هر کدام از زن و مرد باید جایگاه خود را خوب بشناسند و به جایگاه و نقش طرف مقابل هم احترام بگذارند. مردی که می خواهد تمام امور را خودش به دست بگیرد و در ریز و درشت زندگی نظر بدهد، یا زنی که اجازه تصمیم گیری را از همسرش می گیرد، تمام این افراد در معرض شکست های بزرگ عشقی قرار خواهند گرفت!. مرد باید بداند اگر از سر کار و فعالیت سخت روزانه بر می گردد و نیاز به استراحت دارد، نباید نقش خانم در منزل را که ساعتها با بچه ها سرو کله زده و خسته شده است را نادیده بگیرد و فقط خود را مستحق استراحت و احترام بداند.

 

هرگاه حریم احترام جای خود را به تحقیر و توهین داد باید منتظر پس لرزه های بی محبتی باشیم!، باید منظر طوفان بی مهری ها باشیم. باید منتطر باشیم سیلابهای جدل ها و بهانه گیری های بی جهت آغاز شود، حال از این زندگی چه باقی خواهد ماند؟!.

 

هرگاه حریم احترام جای خود را به تحقیر و توهین داد باید منتظر پس لرزه های بی محبتی باشیم!، باید منظر طوفان بی مهری ها باشیم. باید منتطر باشیم سیلابهای جدل ها و بهانه گیری های بی جهت آغاز شود، حال از این زندگی چه باقی خواهد ماند؟!. باید یادبگیرید که همسر شما قبل از اینکه به محبت شما نیاز داشته باشد به احترام شما نیاز دارد تا صدای محبت شما را بشنود. شما میلیونها تومان هم هزینه زندگی کنید اما همسر شما در فامیل و حتی در بین فرزندان کوچکترین احترام و ارزشی نداشته باشد، این همه هزینه کردن ها به چشم نخواهد آمد!. هر جا که هستید باید احترام همسر را حفظ کنید، باید فرزندان یاد بگیرند به مادر یا پدرشان احترام بگذارند، گاهی در میان جمع همسر شما از شما چیزی را می خواهد، با احترام سریع برای او انجام بدهید. گاهی در مسافرت خانم اشاره می کند که برای جمع نوشیدنی یا چیزی بخرد، شما خساست را کنار بگذارید و از جمع خوب پذیرایی کنید همه اینها جایگاه همسر شما در جمع را بالا می برد تا به شما افتخار کند.

 

با یک احترام و محبت کوچک به همسر می توان بالاترین پاداش های الهی را دریافت کرد.

 

پیامبر خدا صلى الله عليه و آله : كسى كه به طرف دهان همسرش لقمه اى بالا برد پاداش برد. المحجّة البيضاء : 3/70 .

 

صداقت و عمل کردن به وعده ها را همیشه سر لوحه کارتان داشته باشید

صداقت در زندگی باعث می شود همسر شما عاشق شما شود، عمل به وعده ها باعث ایجاد حس اعتماد در زندگی شماست. اگر تاخیری در رسیدن به منزل داشتید، تماس بگیرید و اطلاع بدهید بی تفاوت نباشید. وعده های خودتان را فراموش نکنید، اگر نتوانستید انجام بدهید حداقل عذر خواهی کنید اما پشت گوش نیندازید. از انجام رفتارهایی که سبب سوء ظن به شما شود خودداری کنید از صداقت به دور است.

 

در اشتباهات، گذشت داشته باشید

از برچسب زدن به یکدیگر اجتناب کنید و در صورت رفتار اشتباه همسر از محکوم کردن هویت و شخصیتش خودداری کنید زیرا موجب از بین رفتن اعتماد و صمیمیت بین زن و شوهر می شود. بدتر از این حالت آنست که شما در زندگی گذشته همسرتان سرک بکشید و به دنبال نقظه های مبهم آن ایام باشید تا از او گرو کشی نمایید. هنگام جر و بحث و جدل کوتاه بیایید، یعنی صبر کنید!، شما که فرصت دارید و با هم هستید چه نیازی هست در همان لحظه حرف حق خودتان را به کرسی بنشانید پس از فروکش کردن می توانید با هم صحبت کنید.

 

تغییر سبک زندگی

توجه به نیازهای روحی و جنسی همسر برای تحول بخشی به زندگی نقش اساسی دارد. بسیاری از زوجین تکنیک های ارتباطات زناشویی را خوب بلد نیستند و همین باعث ایجاد دلسردی هاست. با تغییر سبک زندگی می توانید زندگی را از یکنواختی کسل کننده خارج کنید و روح جدیدی در زندگی بدمید. توجه به نیازهای روحی و جنسی همسر برای تحول بخشی به زندگی نقش اساسی دارد. بسیاری از زوجین تکنیک های ارتباطات زناشویی را خوب بلد نیستند و همین باعث ایجاد دلسردی هاست. گاهی یک لباس زیر خوش رنگ، گاهی یک عطر مورد علاقه همسرتان، گاهی تغییر فضای منزل و اتاق خواب بسیاری از مشکلات را بر طرف می کند یا یک دوش گرفتن پس از یک روز پر کار باعث آرامش فکر و راغب شدن زوجین به هم می شود.

 

زوجین می توانند با کشف ابعاد ناشناخته و توجه به ویژگی ها و علایق یکدیگر از سردی روابط زناشویی خود جلوگیری کنند و با یادگیری مهارت های ارتباط موثر، رابطه عاشقانه شان را گرمی و حرارت بخشند. مهمترین عامل برای تغییر سبک زندگی داشتن اعتقاد و عمل به دین و دینداری هست، قطعا کسی که حضور خداوند متعال را در زندگی خود می بیند بهتر و عاشقانه تر از سایرین زندگی خود را مدیریت خواهد کرد. بیشتر وقت خود را برای خانواده خرج می کند.

 

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : نشستن مرد نزد زن و فرزندش ، نزد خداى متعال محبوبتر است از اعتكاف او در اين مسجد من.

 

عبادت پروردگار و روحیه دینداری عامل مهمی است که خواسته های کاذب و انتظارات بی جا را از بین می برد و امید به زندگی و نشاط را افزایش دهد. مومنی که در تمام لحظات زندگی نام و یاد خدای متعال را بر لب و در عمل دارد، به راحتی برای خدا بسیاری از ناملایمات را تحمل و در هر کاری رضای خداوند را می بیند. مومن می داند که رضای خدا و اهل البیت علیهم السلام در رضایت خانواده است در آرامش خانواده است، مومن می داند هر تلاشی برای زندگی عبادت محسوب می شود و دارای اجر و ثواب می باشد.

 

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : به زن خود خدمت نكند، مگر صدّيق، يا شهيد، يا مردى كه خداوند خير دنيا و آخرتِ او را بخواهد.

 

اگر روحیه دینداری از خانواده ها رخت بندد، پایه های عشق و محبت متزلزل و آمار طلاق درآن جامعه فراوان خواهد شد چون هر کسی به دنبال خواسته دل خویش است، دنبال لذات زود گذر خودش است و به خانواده کمترین توجهی را نخواهد داشت. هر تلاشی برای حضور پر رنگ دین در خانواده اثر مستقیمی بر روحیه و نشاط زوجین و رفع دلزدگی و دلسردی خواهد داشت.

 

با این مردان هرگز ازدواج نکنید

ازدواج و تشکیل خانواده، اقتضای طبیعت انسان است. یک ازدواج درست که بر پایه‌های محکمی استوار باشد، نه‌تنها تمام نیازهای عاطفی و جسمی مرد و زن را برطرف می‌کند، بلکه زمینه‌های رشد و پیشرفت آنها را نیز فراهم می‌سازد. یکی از مهم‌ترین مسائلی که این روزها ذهن بسیاری از خانم‌های جوان را مشغول کرده است، ازدواج و انتخاب شریک زندگی مناسب است. هرقدر هم که خوش‌بین باشید، نباید به هر مردی که با وعده‌ی ازدواج بر سر راه‌تان قرار می‌گیرد، اعتماد کنید. بسیاری از موردهای به‌ظاهر عالی درواقع اصلا به‌درد ازدواج نمی‌خورند. یادتان باشد که ازدواج شوخی‌بردار نیست و بدون شناخت کافی و درست قطعا به بن‌بست خواهد رسید. خصوصیات زیادی وجود دارند که نشان می‌دهند یک مرد برای ازدواج مناسب نیست. ما در زیر به ۱۳ مورد از این ویژگی‌ها اشاره می‌کنیم.

هنگامی‌که به دنبال فرد مناسبی برای ازدواج هستید، بهتر است بدانید که کدام مردها به‌هیچ‌وجه یا به این زودی‌ها با شما ازدواج نخواهند کرد. آیا تابه‌حال فکر کرده‌اید که چرا بعضی از مردها به‌راحتی می‌توانند سال‌ها با یک زن قرار بگذارند و دوست بمانند، بدون آنکه برای ازدواج با او قدمی بردارند؟ این سوال معمولی مانند یک معمای پیچیده به‌نظر می‌رسد: آیا او دودل است یا اصلا قصد ازدواج ندارد؟ از آنجا که ما می‌خواهیم زندگی‌مان را با فرد خاصی شریک شویم و یک خانواده تشکیل دهیم، ازدواج یک هدف مشترک برای بسیاری از ماست. اما برخی از مردها نه‌تنها نمی‌خواهند ازدواج کنند بلکه وقت خانم‌هایی که خواستار تشکیل خانواده هستند نیز هدر خواهند داد.

بله، در واقع خانم‌هایی که به‌دنبال ازدواج و تشکیل خانواده هستند، باید از مردهای خاصی دوری کنند.

فهرست مفید زیر به دخترخانم‌ها کمک می‌کند دورنمای ارتباط فعلی‌شان را درنظر بگیرند و تعیین کنند که

آیا طرف مقابل‌شان اصلا قصد ازدواج دارد یا نه. خانم‌ها نباید به هر مردی که با او آشنا می‌شوند،

به‌چشم همسر آینده‌شان نگاه کنند.

اگر جزء خانم‌هایی هستید که هدف‌تان از قرار گذاشتن با یک مرد، آشنایی بیشتر و درنهایت ازدواج است،

لطفا از مردهایی که ۱۳ خصوصیت زیر را دارند، جدا اجتناب کنید.

۱۳. مردی که پیش از شما با دخترهای بسیار زیادی در ارتباط بوده است

می‌دانم که دارید چه فکری می‌کنید؛ حتما می‌گویید که همه‌ی ما در این زمینه گذشته‌ای داریم. اما آیا به‌نظر شما می‌توان به مردی که روابط بسیار زیادی در گذشته داشته است، اعتماد کرد؟ هنگامی‌که روابط گذشته‌ی یک مرد آن‌قدر زیاد هستند که نمی‌توانید از آنها سر دربیاورید، می‌تواند یک علامت هشدار باشد که او فرد متعهدی نیست. شما باید کنجکاو شوید که چرا همه‌ی روابط قبلی او که کم هم نیستند، به شکست منجر شده‌اند. آیا او به طرف مقابلش خیانت کرد؟ آیا پس از یک مدت طولانی همچنان تعهدی به آن رابطه نداشت؟ آیا به دخترهای قبل از شما گفته است که قصدش ازدواج نیست؟ به‌علاوه با وجود دخترهای بسیار زیادی که قبلا در زندگی او بوده‌اند، قطعا این احتمال وجود دارد که بخواهد به یکی از روابط گذشته‌اش برگردد. بنابراین یادتان باشد که اگر به‌دنبال فرد مناسب برای ازدواج هستید، از مردانی که روابط قبلی متعددی داشته‌اند، دوری کنید.

۱۲. مردی که در مورد آینده‌ی رابطه‌تان هیچ صحبتی نمی‌کند

این مورد کاملا واضح است. اگر مردی به‌هیچ‌وجه در مورد آینده و برنامه‌هایی که در ذهنش دارد با شما صحبت نمی‌کند، یعنی تمایلی به ازدواج با شما ندارد. چنین مردی چون به هیچ‌چیز متعهد نیست، می‌تواند به زندگی باب‌ میلش ادامه دهد، بدون آنکه هیچ‌گونه احساس مسئولیتی در قبال شما داشته باشد. برای زنی که در آینده‌ی نزدیک به‌دنبال ازدواج است، این یک علامت هشدار جدی به‌حساب می‌آید. یک رابطه‌ی سالم باید شامل گفت‌وگوهای مستقیم و صادقانه در مورد اهداف و برنامه‌های آینده‌ی دو طرف باشد.

۱۱. مردی که در اغلب اوقات بدون شما بیرون می‌رود

برای یک زوج بسیار عادی است که زمان‌های مخصوص به خودشان را داشته باشند و در تمامی اوقات با هم نباشند، با این حال اگر طرف مقابل شما در اکثر مواقع به‌تنهایی بیرون می‌رود و از شما نمی خواهد که همراهی‌اش کنید، این می‌تواند یک علامت هشدار باشد. به‌علاوه یک مرد باید بخواهد شما را به دوستان و آشنایانش نشان دهد و با دوستان و اطرافیان شما نیز آشنا شود تا ببیند که آیا زوج مناسبی هستید یا خیر. اگر احساس می‌کنید که شما را پنهان می‌کند و دوست ندارد در جمع‌های دوستانه‌اش حاضر شوید، در اغلب موارد به این معناست که شما و این رابطه برای او چندان جدی نیستید. ممکن است در حال خیانت به شما باشد یا شاید اصلا علاقه‌ای به بودن در این رابطه ندارد.

۱۰. مردی که به سفر کردن اعتیاد دارد

درحالی‌که تمایل به مسافرت و دیدن مکان‌های جدید، امری کاملا طبیعی است اما مردی که به مسافرت اعتیاد دارد، به‌احتمال زیاد نمی‌خواهد به این زودی‌ها تشکیل خانواده دهد یا اصلا شاید هرگز چنین قصدی نداشته باشد. یک خانم با توجه به شغل و شرایطی که دارد، ممکن است نتواند او را در سفرهای پی‌در‌پی‌اش همراهی کند. این باعث می‌شود که حضور آن زن روزبه‌روز کم‌رنگ‌تر شود و آن رابطه خیلی زود به انتها برسد.

۹. مردی که بیش‌ازحد به کارش علاقه دارد

یک مرد پُرکار و سخت‌کوش قطعا جذاب است اما بعضی اوقات این ویژگی مثبت می‌تواند به یک مانع در مسیر رابطه‌ی شما تبدیل می شود. یک مرد بسیار پرکار ممکن است آن‌قدر به شغل و آینده‌اش در آن حرفه متعهد باشد که نتواند به این زودی‌ها به ازدواج و تشکیل خانواده فکر کند. به‌احتمال زیاد دلیلش این است که آن‌قدر سرگرم انجام کارهای لازم برای پیشرفت در شغلش است که وقت یا ظرفیت ذهنی کافی را برای تمرکز روی خود یا رابطه‌اش ندارد.

۸. مردی که با زن‌های دیگر بیش‌ازحد گرم می‌گیرد

مردی که با زن‌های اطرافش بیش‌ازحد گرم می‌گیرد، به این زودی‌ها قصد ازدواج ندارد. دلیلش این است که اگر در مورد طرف مقابلش واقعا جدی بود، می‌توانست از این کار دست‌ بردارد و فقط با همان زن حرف بزند و شوخی کند. درحالی‌که شوخی و سرزندگی ایرادی ندارد اما مردی که در یک رابطه‌ی جدی است، نباید به‌هیچ‌وجه با زنان دیگر رفتاری گرم و صمیمانه داشته باشد. این یک علامت هشدار بزرگ است.

۷. مردی که اصلا بچه نمی‌خواهد

درحالی‌که این مورد به این معنا نیست که چنین مردی قصد ازدواج ندارد اما نشانه‌ی آن است که برای یک رابطه‌ی جدی به‌هیچ‌وجه آماده نیست. شما باید در مورد برنامه‌ها و اهداف آینده‌ی او به‌طور جدی صحبت کنید و اگر متوجه شدید که تمایلی ندارد در مورد آینده صحبت کند، یعنی احتمالا به این زودی‌ها قصد ازدواج ندارد.

۶. مردی که وابستگی زیادی به مادرش دارد

خیلی خوب است که یک مرد از نظر احساسی به مادرش نزدیک باشد و از صمیم قلب دوستش بدارد اما آیا رابطه‌ی یک مرد با مادرش می‌تواند بر زندگی عشقی‌ او تأثیر منفی بگذارد؟ بله، اگر طرف مقابل شما تمام اسرار زندگی‌اش را با مادرش درمیان می‌گذارد و بدون اجازه‌ی او آب هم نمی‌خورد، این یک زنگ خطر جدی برای شماست. چنین مردی چه نیازی به نامزد یا همسر دارد؟

۵. مردی که هنوز در مورد رابطه‌ی قبلی‌اش صحبت می‌کند

کاملا طبیعی است که یک مرد گاهی اوقات در لابه‌لای حرف‌هایش به رابطه‌ی قبلی‌اش اشاره کند اما اگر این کار را بیش‌ازحد و به دفعات زیاد انجام می‌دهد، می‌تواند یک علامت هشدار باشد. اگر طرف مقابل شما دائما به رابطه‌ی قبلی‌اش فکر می‌کند، نشانه‌ی آن است که برای تعهد به شما آمادگی لازم را ندارد. وقتی مرد موردنظر شما مدام در مورد رابطه‌ی قبلی‌اش صحبت می‌کند، یعنی برای شما یا احساسات‌تان هیچ احترامی قائل نیست.

۴. مردی که دوستانش خیلی جوان‌تر از خودش هستند

همه‌ی ما دوستانی در سنین مختلف داریم، با این حال هنگامی‌که یک مرد فقط دوستان کوچک‌تر از خودش داشته باشد، نشانه‌ی آن است که به بلوغ فکری کامل نرسیده است. همچنین اگر تمام دوستان او اهل مهمانی و خوشگذرانی باشند و در مورد شغل یا روابط‌شان جدی نباشند، او هم این‌گونه خواهد بود. واقعیت این است که شخصیت هر کس تا حد زیادی شبیه دوستانش خواهد شد. بنابراین اگر طرف مقابل‌تان به همراه چنین دوستانی به یک مهمانی دعوت باشد، به‌احتمال زیاد از رفتن به آن مهمانی صرف‌نظر نخواهد کرد تا در خانه بماند و با همسر یا نامزدش وقت بگذراند.

۳. او هنوز مانند دوران دبیرستان لباس می‌پوشد

درحالی‌که ما مجبور نیستیم با بالارفتن سن‌مان به‌طور کامل تغییر کنیم اما لازم است که در برخی جنبه‌ها رشد کنیم. اگر مرد موردنظر شما همچنان مانند دوران دبیرستان لباس می‌پوشد، نشان‌دهنده‌ی آن است که طرز فکر او هنوز در همان سطح است. آیا به‌نظر شما یک پسر دبیرستانی برای ازدواج آماده است؟ آیا او اصلا درباره‌ی ازدواج فکر می‌کند یا در موردش حرف می‌زند؟ به‌طور جدی با او صحبت کنید و بپرسید که در ۵ سال آینده چه برنامه‌ای برای خودش دارد؛ با این کار متوجه خواهید شد که آیا به این زودی‌ها ازدواج می‌کند یا نه.

۲. مردی که بسیار ولخرج است و برای آینده‌اش پس‌انداز نمی‌کند

درحالی‌که خرج‌کردن و لذت‌بردن از پولی که به‌دست می‌آوریم، خیلی هم خوب است اما کسی که تمام حقوق ماهیانه‌اش را با ولخرجی از دست می‌دهد، به فکر آینده‌ی خود نیست. چنین مردی نه‌تنها از لحاظ مالی در مورد آینده‌اش فکر نمی‌کند بلکه در درازمدت نیز برنامه‌ی خاصی برای آینده ندارد. او برای برپایی مراسم عروسی و حتی خرید حلقه‌های نامزدی باید مقداری پول داشته باشد. اما اگر نمی‌تواند ماهیانه هیچ مقدار پولی پس‌انداز کند، آنگاه پول خرید حلقه‌ یا مراسم عروسی را از کجا خواهد آورد؟ پاسخ ساده است؛ او نه تنها حلقه نمی‌خرد بلکه اصلا به ازدواج فکر هم نمی‌کند.

۱. مردی که دائما شغلش را عوض می‌کند یا بیکار است

دوام آوردن در بازار کار به‌هیچ‌وجه ساده نیست اما اگر یک مرد دائما از شغلی به شغل دیگر می رود و یا بیکار است، این یک علامت هشدار برای شماست. چنین فردی نه‌تنها نمی‌تواند یک شغل ثابت داشته باشد بلکه شاغل‌بودن از نظر او یکی از فاکتورهای مهم زندگی‌اش به‌حساب نمی‌آید. با جدی نگرفتن مسئله‌ی مهمی مانند پول درآوردن، او چرا باید به ازدواج فکر کند یا طرف مقابلش را جدی بگیرد؟

زندگی با همسر شکاک

بسیاری از اوقات شاهد زندگی هایی هستیم که یکی از زوج ها به شدت به دیگری شک دارد و مدام موضوع مورد خیانت گرفتن از طرف همسرش یا وجود یک رابطه پنهانی را در ذهنش مرور می کند. این شک با وجود اینکه طرف مقابلش رفتار نامتعارف یا شک برانگیزی را مرتکب شده است، فرد را آزار می دهد به عنوان مثال مرد شکاک مدام احساس می کند که همسرش یا دوست دخترش هم زمان با او در رابطه عاطفی با شخص دیگری هم هست و با مرد های دیگری هم رابطه دارد. تو ذهن چنین مردی خیلی هم فرقی نی کنه که طرف مقابل چه کسی است. می تواند مرد همسایه، یک پسرک کوچک نوجوان در کوچه، یکی از مردانی که در اقوام هست یا هر کسی دیگری باشد. این مشکل یک بیماری جدی در روانشناختی محسوب می شود و به شدت جنبه وراثتی دارد. شکاکی مشکلی نیست که تنها با گذر زمان یا بالاتر رفتن تحمل شما از بین برود. اگر در چنین رابطه ای هستید و حفظ آرامش در رابطه ای که دارید براتون مسئله مهمی است توصیه می کنیم که این مقاله را مطالعه کنید.

شکاکیت چیست ؟

شکاکیت یک بیماری است که در افراد ضعیف النفس به وجود می آید. هر کس دو عنصر اساسی حسادت و خود کم بینی را داشته باشد به شکاکیت نیز دچار خواهد شد. البته گاهی هم ممکن است ابتدا زمینه شک به وجود بیایید و سپس فرد شکاک دچار ضعف اخلاقی و حسادت شود. پس برای درمان زمینه های شک، باید با دو عامل حسادت و خود کم بینی نیز مبارزه کرد. تنها کسی می داند که شکاکیت چه درد بی درمانی است که همسری شکاک داشته باشد.

زندگی با فرد شکاک چگونه است ؟

چه مرد و چه زن شکاک به اندازه تسلط و نفوذی که در زندگی مشترک دارد، همسرش را محدود می کند. فرد شکاک حتی اگر در زمان حال مسئله ای برای شک کردن پیدا نکند مشکلاتی را برای آینده تصور می کند و به نوع رفتار همسرش در مقابل آن مشکلات فرضی شک می کند. پاسخ ندادن به شک ها و سوالات همسر شکاک مشکلات را بدتر می کند، اما پاسخ دادن و روش کردن نقاط مبهم نیز چندان مشکلی را حل نیم کند. مثلا اگر زنی شکاک در حال حاضر از تعهد و وفاداری همسرش مطمئن است و به دلیل اقدامات منطقی و صداقت همسرش دلیلی برای ایراد گرفتن پیدا نمی کند، دائما در فکر این است که زنی در آینده قصد فریب همسرش را خواهد داشت و به وفاداری و تعهد همسرش در آینده فرضی شک می کند بنابراین باز هم آرامش نخواهد داشت. افراد شکاک فکر می کنند که در صورت بروز مشکل قادر به رفع آن نیستند بنابراین دائما در حال تلاش برای جلوگیری از وقوع مشکل می باشند. آمار شکاکیت در بین زنان نسبت به مردان بیشتر است ولی پیامد های شکاکیت مردان بسیار مشکل سازتر در زندگی مشترک می باشد.

زندگی با مردان شکاک

اگر چه آمار شکاکیت در مردان کمتر است اما در زندگی مشترک زندگی مشکل ساز تر است. مردان شکاک از آنجایی که نفوذ و تسلط بیشتری در زندگی مشترکشان دارند. زن را بسیار محدود می کنند و از انجام بسیاری از کار های روزانه مانند حضور در اجتماع، جمع های دوستانه، ارتباط با اقوام و بسیاری از کار های دیگر همسرشان را محروم می کنند. مردان شکاک برای حریم خصوصی همسرشان ارزشی قائل نیستند و دائما ارتباطات و گوشی همسرشان را چک می کنند.  معمولا زنانی که با مردان شکاک زندگی می کنند، خیلی سریع دچار اضطراب، نگرانی و در نهایت افسردگی شدید می شوند.

زندگی با زنان شکاک

ترس عمده ترین عامل شکاکیت در زنان محسوب می شود. بی توجهی به این ترس و دامن زدن به آن به شکل های مختلف از جمله شوخی های نابجا، لاابالی گری، امتناع از توضیح رفتار های مبهم و … می تواند به ترس زنان شکاک دامن بزند. در چنین شرایطی مردان هم در جهنمی که ساخته می شوند به اندازه همسر شکاکشان مقصرند. مردها باید رفتاری منطقی و واضح داشته باشند. از پنهان کاری، ایجاد ابهام و هر نکته شک سازی در زندگی مشترک خودداری کنند. مردان باید بپذیرند که وقتی همسرشان دچار شک و وسواس می شوند، رفتاری غیر منطقی خواهند داشت. خیلی از اوقات نحوه سوال پرسیدن یا محتوای سوالات، موجب توهین به مرد می شود و همین امر سبب خودداری مرد از پاسخ دادن به سوالات همسر شکاکش می شود.

پیامد های شکاکیت در زندگی مشترک

زندگی هایی که بر مبنای عدم اطمینان افراد به یکدیگر بنا می شوند، عمر زیادی نخواهند داشت و هر دو زوج، هم فرد شکاک و هم همسرش با مشکلات بسیار زیادی در زندگی مشترکی که دارند مواجه می شوند. دیر یا زود همسر فرد شکاک از زندگی با او خسته می شود و تنها راه حل را طلاق می بیند.

راه حل زندگی با همسر شکاک

اگر قصد برقراری رابطه و ازدواج با فردی شکاک را دارید یا در حال زندگی کردن با او هستید. اصلی ترین کار دریافت مشاوره از یک فرد متخصص در این زمینه است. یک فرد متخصص با توجه به شرایط زندگیتان به شما می آموزد که چطور به همسرتان در زمینه تقویت اعتمادش نسبت به شما کمک کنید. مشاوره های انفرادی و زوج درمانی تنها راه برای حل نمودن مشکل شما می باشد. در کنار استفاده از مشاوره ممکن است که نیاز به دارو درمانی باری همسرتان نیز باشد، چرا که ممکن است فرمان هایی که مغز او صادر می کند به صورت ناخود آگاه باشد. توصیه می کنیم که حتما قبل از اینکه از زندگی مشترکتان نا امید شوید حتما از روش های درمانی استفاده نمایید.