اطلاعات تماس

قرارگاه عبدالله رضیع

برچسب: اخم

بادکنک حسود
بادکنک حسود

بچه ها دو تا بادکنک داشتند. یکی سفید و یکی صورتی. هر دو تا بادکنک را باد کردند و با کمک پدراز سقف اتاق آویزان کردند. اما بادکنک سفید از بادکنک صورتی بزرگتر بود. به خاطر همین بادکنک صورتی ناراحت بود.

بادکنک صورتی شروع کرد به غر زدن و گفت: بچه ها عمدا من و کم باد کردند و تو رو بیشتر. اصلا بچه ها بین ما فرق می گذارند. من خیلی هم از تو بزرگترم اگر من را حسابی باد می کردند دو برابر تو می شدم.
بادکنک سفید گفت ای بابا هر دوتا مون رو تا اونجایی که لازم بود باد کردند. اونا هر دوتا مون رو دوست دارند. ندیدی چقدر به خاطر ما خوشحالی کردند؟ (بیشتر…)