اطلاعات تماس

قرارگاه عبدالله رضیع

برچسب: خجالت

من دیگه خجالت نمی کشم….
من دیگه خجالت نمی کشم….

خجالت نکشیدن احسان کوچولو بعضی روزها با مامانش می رفت پارک اما وقتی می رسیدن اونجا از کنار مامانش تکون نمی خورد و نمی رفت با بچه ها بازی کنه. هر چه قدر هم که مامانش بهش می گفت پسرم برو با بچه ها بازی بکن فایده ای نداشت. احسان کوچولو روی یکی از دست هاش یه لک قهوه ای بزرگ بود، اون همیشه فکر می کرد (بیشتر…)

خجالت نکشیدن