اطلاعات تماس

قرارگاه عبدالله رضیع

برچسب: سنجاب

روباه و سنجاب
روباه و سنجاب

سنجابیکی بود یکی نبود. غیر از خدا هیچکس نبود

یک روز سنجاب  سخت مشغول بازی بود که روباه را دید. سنجاب خیلی ترسید. پا به فرار گذاشت و روباه هم به دنبال او دوید. سنجاب به لاک پشت رسید و گفت: لاک پشت جان! وقتی کسی بخواهد تو را بگیرد، تو چه کار می کنی؟  (بیشتر…)

نی نی و سنجاب کوچولوچند روز پیش، نی نی سنجابها به دنیا آمد و سنجاب کوچولو صاحب یک برادر شد. نی نی سنجاب ها خیلی ریزه میزه و با نمک بود. سنجاب کوچولو از دیدن برادر کوچولوی خودش خیلی خوشحال شده بود. خیلی دوست داشت بغلش کند و با او بازی کند اما مامان سنجابه اجازه نمی داد و  می گفت نی نی  هنوز خیلی کوچک است. باید صبر کنی تا بزرگتر بشود و بتواند با تو بازی کند. (بیشتر…)

سنجاب