اطلاعات تماس

قرارگاه عبدالله رضیع

برچسب: مزرعه

مزرعه سیب زمینی
مزرعه سیب زمینی

مزرعه سیب زمینیپیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد. او می‌خواست مزرعه سیب‌زمینی‌اش را شخم بزند؛ اما این کار خیلی سخت بود. تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود. (بیشتر…)

مترسک ترسو
مترسک ترسو

مترسکوسط یک مزرعه دور افتاده یک مترسک تو زمین کاشته شده بود. مترسک قصه ما با بقیه مترسکها کمی فرق داشت. اون ترسو بود و از پرنده ها میترسید.

یک روز صبح وقتی مترسک چشمانش را از خواب باز کرد دو تا کلاغ را دید که یکی از آنها روی سرش و یکی ديگر هم روی دستش نشسته بودند.مترسک که حسابی ترسیده بود خیلی سعی کرد آنها را از خودش دور کند، اما نتوانست. کلا غها مدام با نوکشان تو سر مترسک می زدند. (بیشتر…)

مزرعه سیب زمینی