اطلاعات تماس

قرارگاه عبدالله رضیع

سایت قدیم

مشاهده

آپارات

مشاهده

اینستاگرام

باز بهار
باز بهار

باز بهارباز بهار آمده

به باغ و صحرا

 

پر شده از بوی گل

تمام دنیا (بیشتر…)

طنز کوتاه
طنز کوتاه

طنز کوتاهاز وقتی قیمتا بالا رفته،

 تا میرم سر یخچال یه چیزی بردارم بخورم بابام میگه:

.

.

چقدر چاق شدی. یه فکری بکن برا خودت (بیشتر…)

حکایت بهلول
حکایت بهلول

حکایت بهلولروزی هارون الرشید به سربازانش دستور داد تا بهلول دیوانه را به نزد او بیاورند
سربازان پس از ساعاتی گشت زدن در شهر، بهلول دیوانه را در حال بازی با کودکان یافتند. او را به نزد هارون الرشید بردند. (بیشتر…)

آن سبو بشکست و آن پیمانه بریخت
آن سبو بشکست و آن پیمانه بریخت

ضرب المثلداستان ضرب المثل آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت

 

کاربرد ضرب المثل :

گذشته باز نمی گردد . (بیشتر…)

شعر شهادت حضرت زهرا
شعر شهادت حضرت زهرا

شعر شهادت حضرت زهراای وای مادر

دست به بازوت گرفتی دوباره

ای وای مادر

درد پهلو گرفتی دوباره

ای وای مادر

حالتون باز دوباره وخیمه

ای وای مادر

بی تو حیدر تو این شهر غریبه

ای وای مادر

علت مرگ تو زخم مسمار

ای وای مادر

دست گرفتی دوباره به دیوار

ای وای مادر

خونتون و به آتیش کشیدن

ای وای مادر

پشت در اجر باباتو میدن

ای وای مادر

انگاری صورتت هم کبوده

ای وای مادر

ماجرای تو کوچه چی بوده

منبع: تحقیقستان

(بیشتر…)

فیل کوچولو تمیز
فیل کوچولو تمیز
فیل کوچولو تمیز
یکی بود، یکی نبود. زمانی در یک جنگل زیبا فیل کوچولویی زندگی می کرد که از بقیه فیل ها تمیزتر بود. فیل کوچولو روی چمن ها می نشست و بازی بقیه بچه فیل ها را نگاه می کرد. فیل کوچولو پیش خودش می گفت: چرا این فیل ها خودشان را اینقدر کثیف و گلی می کنند؟! خیلی وحشتناکه!
فیل کوچولو همیشه عادت داشت قبل از این که روی چمن بنشیند، تک تک علف ها را تمیز کند و یا قبل از این که زیر سایه درختی بنشیند، درخت را خوب تکان بدهد تا برگ های خشک آن بریزد. او همیشه جایی غذا می خورد که باد و شن و خاک روی غذای او نریزد.
یک روز صبح هوا ابری شده بود و ابرها سیاه و سیاه تر می شدند تا این که اولین قطره باران روی فیل کوچولو ریخت. فیل کوچولو خیلی زود زیر صخره ای بزرگ پنهان شد. کم کم قطره های باران زمین را گلی کردند.
فیل کوچولو با خودش گفت: چقدر وحشتناک، حالا چطوری به خانه برگردم؟!
فیل کوچولو خودش را عقب می کشید تا پاهایش کثیف و گلی نشود.
باران تند می بارید. به زودی باران به پاهای فیل کوچولو رسید. فیل کوچولو با خودش گفت: باید از اینجا بیرون بروم؛ ولی تازه امروز ناخن ها یم را تمیز کردم.
همه حیوانات جنگل به بالای تپه رفتند. وقتی فیل کوچولو دید که آب رودخانه بالا آمده، مجبور شد مثل بقیه حیوانات به بالای تپه برود.
حیوانات می ترسیدند که سیل بیاید و همه را با خودش ببرد. حیوانات کوچکتر زیر گوش های فیل کوچولو پنهان می شدند تا باران آنها را خیس نکند.
فردا صبح وقتی حیوانات بیدار شدند، باران بند آمده بود. همه حیوانات خیلی کثیف شده بودند، حتی فیل کوچولو هم سر تا پایش گلی شده بود.
فیل کوچولو خودش را به تنه درخت می زد تا گل و خاک از روی بدنش جدا شود. فیل کوچولو گفت: من دیگر نمی توانم اینجا بمانم. من خیلی کثیف و گلی شده ام.
فیل کوچولو می خواست به سمت آبشار برود تا همه بدنش را خوب بشوید. او از روی سنگ ها و چمن ها حرکت می کرد تا بیشتر گلی نشود. در راه بقیه حیوانات را دید. آنها هم خیلی گلی شده بودند.
زیر آبشار حوضچه ای از آب تمیز بود. فیل کوچولو وارد این حوضچه شد و زیر آبشار رفت. همه گل و لجن از بدن فیل کوچولو پاک شد. فیل کوچولو گفت: آخ جون، دوباره تمیز شدم.
وقتی فیل کوچولو می خواست از زیر آبشار بیرون بیاید، یک دفعه مقدار زیادی آب گلی روی سرش ریخت. فیل کوچولو سریع از زیر آبشار بیرون آمد و خیلی ناراحت و عصبانی شده بود.
فیل کوچولو ناراحت و عصبانی به سمت رودخانه رفت و دید آنجا حیوانات دیگر روی هم آب می پاشند. یک خانم کرگدن، با صدای بلند گفت: فیل کوچولو تو هم بیا آب بازی کنیم.
خانم کرگدن خیلی تمیز شده بود.
فیل کوچولو هم توی رودخانه رفت و خودش را خوب شست و با خرطومش روی حیوانات آب می پاشید و خوب آنها را تمیز می کرد.
از آن زمان به بعد فیل کوچولو با حیوانات دیگر به رودخانه می رفت و آب بازی می کرد و دیگر هم از گلی شدن نمی ترسید.

(بیشتر…)

درختکاری
درختکاری

درختکاریبه دست خود درختي مي نشانم به پايش جوي آبي مي كشانم

كمي تخم چمن بر روي خاكش براي يادگاري مي فشانم (بیشتر…)

گنجشک فراموشکار
گنجشک فراموشکار

گنجشک فراموشکارسال ها پیش در جنگلی بزرگ و سرسبز،
روی بالاترین شاخه ی بزرگ ترین و بلندترین درخت،
گنجشکی زندگی می کرد.

گنجشک قصه ما؛ روزی تصمیم گرفت
که برای دیدن دوستش به خانه ی او برود.
صبح زود به راه افتاد. از جاهای زیادی عبور کرد.
اما گنجشک کوچک قصه ی ما یک مشکل داشت و آن هم این بود که ” فراموش کار ” بود.
او در راه متوجه شد که خانه دوستش را فراموش کرده است.

او از بالای رودی عبور کرد که آن جا یک قو در حال آب تنی بود . او از قو آدرس خانه دوستش را پرسید
اما قو آنجا را بلد نبود.

او رفت و رفت تا به یک روستا رسید.
خیلی خسته شده بود . روی پشت بام خانه ای نشست تا استراحت کند.
تصمیم گرفت به خانه ی خودش برگردد.
ولی او آنقدر فاصله اش از خانه زیاد شده بود که راه خانه ی خودش را هم فراموش کرده بود.
احساس کرد یک نفربه طرف او می آید. ترسید و به آسمان پرید.

از بالا دید دختر بچه ای با یک مشت دانه به طرف او می آید.
دخترک به او گفت: « چی شده گنجشک کوچولو؟ »
از من نترس. من می خواهم با تو دوست بشوم برایت غذا آورده ام.
گنجشک گفت : « یعنی تو نمی خواهی مرا در قفس زندانی کنی ؟ »

دخترک گفت : « معلوم است که نمی خواهم! »
گنجشک گفت : « من راه خانه ام را گم کرده ام.
دخترک گفت : « من به تو کمک می کنم تا راه خانه ات را پیدا کنی،
سپس از گنجشک پرسید : « آیا یادت می آید که خانه ات کجا بود؟ »

گنجشک جواب داد :  در جنگل بزرگ و روی درختی بزرگ.
دخترک گفت : « با من به جنگل بیا من به تو کمک می کنم تا آن درخت را پیدا کنی.
دخترک و گنجشک کوچولو باهم وارد جنگل بزرگ شدند.

و بعد از ساعت ها تلاش و جست و جو دخترک توانست خانه ی گنجشک کوچولو را پیدا کند.
گنجشک کوچولو پرواز کرد و روی بالاترین شاخه رفت و نشست و به دختر کوچولو قول داد که از این به بعد، حواسش را بیشتر جمع کند تا دیگرگم نشود.

منبع:koodakcity.com

(بیشتر…)

نقاشی پنیر کارتونی
نقاشی پنیر کارتونی

نقاشی پنیر کارتونینقاشی کشیدن برای بچه ها فرصتهای زیادی برای آموزش و یادگیری فراهم می کند که یادگیری رنگ ها و اشکال هندسی، بیان ایده ها، ترکیب رنگها و آزمایش آن ها از آن جمله است. در این مقاله مراحل کشیدن پنیر کارتونی آموزش داده می شود. (بیشتر…)

لباس خواب کودک ونکاتی که باید بدانید.
لباس خواب کودک ونکاتی که باید بدانید.

لباس خواب کودکبچه‌ها پوست نازک و لطیف وحساسی دارند و انتخاب لباس خواب مناسب برای آنهاکودک دلبندتان، شرایطی دارد که اگر هنگام خرید از آنها چشم بپوشم وآنها را رعایت نکنیم، ممکن است لذت خواب خوش شبانه را از دلبندانمان بگیریم.

به همین دلیل ۱۰ توصیه کاربردی برای انتخاب بهترین نوع لباس خواب کودک برایتان داریم. (بیشتر…)

باز بهار